پرونده هنر / جنبش‌های هنر مدرن

جنبش اکسپرسیونیزم انتزاعی آمریکایی که در برگیرنده‌ی آثار جکسن پلاک، هانس هوفمن و ویلم دکونینگ است

پرونده هنر / جنبش‌های  هنر مدرن

جنبش اکسپرسیونیزم انتزاعی آمریکایی که در برگیرنده‌ی آثار جکسن پلاک، هانس هوفمن و ویلم دکونینگ است، یکی از مهم‌ترین رویدادهای هنری در جریان مدرنیزم به شمار می‌آید. واژه‌ی مدرنیزم، افکار و مفاهیمی را بیان می‌کند که در اوایل قرن بیستم و در رابطه با هنر، ادبیات و معماری به وجود آمد.

هدف مدرنیزم در قلمرو هنر مدرن (Modern Art)، آزادی بیان به صورت احساسی، سیاسی، مطلق و هنری ‌است. هدف بعضی از اشکال هنر نوگرا از بین بردن توقع با معرفی چیزی غریب و نامأنوس و بنابر‌این تحریک تماشاگر با موضوعی غیر قابل پیش‌بینی است. بدین‌سان ردپای هرگونه هنر سنتی از میان رفته و تماشاگر وادار به بازنگری و رها کردن پیش‌ذهنیت‌هایش می‌شود. ممکن است که این تعریف عجیبی از نوگرایی باشد، ولی برای خالقان هنر سنتی، این گفته اساس درستی دارد. هنگامی که هنرمندی اثری را می‌آفریند که درباره‌ی خود اوست (نه تصویری بلکه احساسی)، اثر او را می‌توان خودپرستانه تلقی کرد یا به بیانی دیگر نخبه‌گراست. درست مانند کسی که تمام وقت راجع به خودش صحبت می‌کند! هنر سنتی بیش‌تر تأکید بر بازنمایاندن جهان اطراف هنرمند یا مباحثه درباره‌ی آن را دارد؛ بنابراین هنرمند غرق در خود یا در احساساتش نیست.

تمایل این دسته از هنرمندان به نمایش دادن و نمایان ساختن جهان به دیگران است و بدین گونه به جهان بیرون از خودشان نگاه می‌کنند: آن را و هرچه را در آن است به عنوان یک مجموعه می‌پذیرند.

نمایشگاه «هنر منحط» که در سال 1937 در مونیخ برپا شد، یکی از مشهورترین نمونه‌های این گونه نمایشگاه‌ها به شمار می‌رود. منظورشان این بود که بی‌هدفی و هرج و مرج نقاشی‌های مدرن به بی‌ارزشی و بی‌معنایی ذهن مغشوش یک دیوانه است.

نوگرایی بیش‌تر در غرب پدیدار شد، با این‌که هنرمندان نوگرا، خود چنین جوامعی را مطرود می‌شمردند. رشد نوگرایی پس از جنگ جهانی اول سرعت بیش‌تری گرفت و در دهه‌ی شصت میلادی به اوج خود رسید. در دهه‌های 50 و 60 هنر نوگرا مراحل بسیار و جهت‌گیری‌های جدیدیرا پشت سر گذاشته و نبردی مطلق و ذهنی علیه اکسپرسیونیزم انتزاعی در جریان بود. اکنون به این هنرمندان به چشم افراطی نگریسته می‌شد و آنان نمایندگان هنر پیشرو (Avant-garde) محسوب می‌شدند.

منتقد هنری کلمان گرینبرگ یکی از نخستین علاقه‌مندان و تحسین‌گران آثار روی بوم «جکسن پلاک» بود. در سال 1964 او نمایشگاه‌گردان یکی از مؤثرترین نمایشگاه‌های برگزارشده در آمریکا بود. نمایشگاهی که آثاری از این جنبش پیشرو را به نمایش می‌گذاشت. به یاری این نمایشگاه بود که روش‌های نقاشی پهنه‌رنگ، نقاشی کناره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بارز و هنر انتزاعی تغزلی وارد جهان هنر نوگرا شدند.

در همان دوره، در سال 1962، گالری سیدنی جنیس (Sidney Janis) در نیویورک، نمایشگاهی را با معرفی آثار «واقع‌گرایان نو» (The New Realists) برگزار کرد. این هنرمندان به صورت گروهی جنبش هنری نوینی را ارائه می‌کردند که هنر همگانی (Pop Art) نامیده شد. سیدنی جنیس نخستین گالری خود را در سال 1948 تأسیس کرد و از نخستین کسانی بود که آثار برجسته‌ترین هنرمندان اروپایی را در نیویورک به نمایش می‌گذاشت؛ هنرمندانی چون «پل کله»، «پیت مندریان»، «خوان میرو» و «پیر بونار». گالری او هم‌چنین از نخستین گالری‌هایی بود که نمایشگاه‌هایی را با آثار هنرمندان نوخاسته‌ی جنبش اکسپرسیونیزم انتزاعی آمریکایی چون جکسن پلاک، کونینگ، روتکو و رابرت مادروِل برگزار می‌کردند و بدین گونه جنیس توانست آوازه‌ی فراوانی به دست آورد. به گفته‌ی گرینبرگ در بزرگداشت سیدنی جنیس در سال 1958، نمایشگاه‌های او کمک بزرگی به حقانیت و به رسمیت شناخته شدن هنرمندان آمریکایی کرد.

نمایشگاه هنر همگانی (Pop Art) در سال 1962 همچون زلزله‌ای در نیویورک بود که ارتعاشات آن در دیگر سوی اقیانوس اطلس نیز احساس می‌شد. اصطلاح «هنر همگانی» برای نخستین بار در سال 1958 به وسیله‌ی منتقد هنری انگلیسی «لارنس الووی» مورد استفاده قرار گرفت. هنر همگانی همچون دیگر جنبش‌های هنر نوین نوگرا، پاسخی طوفانی به اکسپرسیونیزم انتزاعی بود و از تضادهای جامعه‌ی مصرف‌گرا بهره‌ی فراوانی می‌برد.

پرونده هنر / جنبش‌های  هنر مدرن


منبع :