همراهی اولیا

آن‌ها بیش از دیگران شما را می‌شناسند و بیش از دیگران شما را دوست دارند و موفقیت شما آرزوی آن‌هاست.

همراهی اولیا

پدر و مادرها اولین و بهترین مشاور شما در این سال پایانی هستند. آن‌ها بیش از دیگران شما را می‌شناسند و بیش از دیگران شما را دوست دارند و موفقیت شما آرزوی آن‌هاست. با شیوع کرونا در سال گذشته که کنکوری‌ها در وضعیت سخت‌تری قرار گرفتند، پدرها و مادرها باز هم همراهان اصلی بچه‌ها بودند. این بخش برگرفته از گفت‌وگو با دانش‌آموزان سال دوازدهمی کنکور 99 است. لطفاً بخوانید.

عسل رودباری با میانگین‌تراز 7631 از ساری

از کودکی در خانواده دیده بودم که وقتی مشکلی برایمان پیش می‌آمد و شکستی را از سر می‌گذراندیم، پدر و مادرم با هم و در کنار هم، از نو شروع می‌کردند. آن را فراموش می‌کردند و فقط یاد می‌گرفتند. آن زمان نمی‌توانستم کمکی به آن‌ها بکنم؛ اما بزرگ‌تر که شدم، سعی کردند من را هم در این مدیریت‌کردن‌ها شریک کنند. من در آزمون‌هایم خیلی جاها افت کردم و حتی کاملاً ناامید ‌شدم که دیگر ادامه ندهم. وقتی در آزمونی نتیجه‌ی مطلوبم را نمی‌گرفتم، پدر و مادرم به من می‌گفتند: «فردا شنبه است. فراموش کن. دوباره از نو شروع کن و از دو هفته‌ای که در اختیار داری، به بهترین نحو استفاده کن.» این دوباره‌شروع‌کردن‌ها خیلی به من انرژی می‌داد. زمانی که پدربزرگم فوت کردند، به این فکر می‌کردم که الان مادرم مریض هستند و پدرم بین خانه‌ی ما و مادربزرگم در رفت‌وآمدند. نگرانی خانواده را داشتم و به خودم می‌گفتم اگر من هم افت کنم، نگرانی‌های پدر و مادرم تشدید می‌شود. نگرانی من برای خانواده مشکلی را حل نمی‌کرد و من می‌بایست مسیرم را طوری ادامه می‌دادم که خیالشان از بابت من راحت باشد.

کسری ملیحی با میانگین‌تراز 8102 از ساری

پدر و مادرم با من همدلی می‌کنند و ما به این احساس همدلی در این زمان نیاز داریم. پدر و مادرم همیشه تجربیات دشوار خودشان را مثال می‌زنند و این برایم انگیزه‌بخش است. به این فکر می‌کنم که من اولین نفری نیستم که در حال پشت‌سرگذاشتن این وضعیتم و این وضعیت برای دیگران هم اتفاق افتاده و باید بتوانیم به‌خوبی از آن عبور کنیم. پدر و مادرم به من کمک کردند وضعیت برایم بهتر شود. هر دوهفته‌یک‌بار دور هم جمع می‌شویم و زمانی را با هم سپری می‌کنیم و این کار، روحیه‌‌ام را بهتر می‌کند.

عرفان شریف‌زاده با میانگین‌تراز 7790 از مراغه

پدرم پنج سال پیش فوت کردند و برادرم هم ایران نیستند؛ به همین دلیل بخشی از مسئولیت‌ها بر عهده‌ی من بود. مادرم تلاش زیادی کردند که تمام کارها را بر عهده بگیرند تا من بتوانم درس بخوانم؛ به‌هرحال از نظر روحی هم مسئولیت‌هایی داشتم. اوایل برایم سخت بود؛ اما کم‌کم با وضعیت کنار آمدم. مادرم مسئولیت‌های خانه را به‌طور کامل بر عهده دارند و روزها هم برای انجام کارهایشان خارج از خانه هستند. زحماتی که می‌کشند باعث می‌شود به‌جز درس‌خواندن دغدغه‌ای نداشته باشم. چون مادرم روزها در خانه نیستند، بخشی از کارهای خانه را من انجام می‌دهم. هیچ‌وقت از سختی ناراحت نمی‌شوم و دشواری‌ها را زمینه‌ای برای موفقیت می‌دانم.

مصطفی دهنوی با میانگین‌تراز 7670 از آزادشهر

پدر و مادرم دبیر هستند و در بطن جامعه‌ی آموزشی در شهری کوچک حضور دارند. تا حد امکان سعی کردند همیشه من را از حواشی دور نگه دارند و وضعیت را مدیریت کنند. در روزهای کرونایی سرشان شلوغ‌تر بود؛ اما چون بیشتر کنار هم بودیم و ارتباطمان بیشتر بود، گفت‌وگوهایمان بیشتر شد. هم از نظر مشاوره‌ی درسی و هم از نظر حفظ آرامش، کمک زیادی به من کردند و در کنار آن، وظیفه‌ی معلمی خود را برای دانش‌آموزان دیگر انجام دادند. دو برادر کوچک‌تر دارم. یکی از آن‌ها کلاس ششم است و دارد خودش را برای آزمون تیزهوشان آماده می‌کند و خیلی هم آرام است. برادر چهارساله‌ای هم دارم که به اقتضای سنش شیطنت‌هایی می‌کند. زمانی که سروصدا می‌کند، محل درس‌خواندنم را در خانه عوض می‌کنم.

محمدتقی عظیمی با میانگین‌تراز 7505 از تربت‌حیدریه

خانواده‌ام پیگیر درس‌های من و حامی من بودند. مادرم همیشه و به‌ویژه در سال کنکور در کنار من بوده است. هر زمان مشکلی برایم پیش آمده و به‌خصوص در وضعیت خاص امسال، در زمان‌های خستگی‌ام با صحبت‌ها و مشاوره‌هایشان به من آرامش دادند. در مسیری که آمده‌ام تا حد زیادی مدیون زحمات مادرم هستم. مدیر مدرسه‌ام هم کنار ما بودند و بعد از کرونا هم دانش‌آموزان را رها نکردند. ما را به سمتی که باید برویم، راهنمایی کردند و اجازه ندادند از مسیر منحرف بشویم.

کوثر کریمی با میانگین‌تراز 7486 از خوی

با شروع دوران کرونا کار پدرم خیلی زیاد شده بود و شب‌ها خیلی دیر به خانه برمی‌گشت. کار پدرم در بیمارستان نیست؛ اما در اداره‌ای که مشغول به کار است، تعداد افرادی که به کرونا مبتلا شده‌اند، کم نیست. برادرم هم دندان‌پزشک است و این هم برای ما نگران‌کننده بود. ما از اواخر بهمن در قرنطینه‌ی خانگی بودیم و تا سه ماه به‌هیچ‌وجه جایی نرفتیم. مادرم تمام‌وقت در خانه می‌مانند و به‌خاطر من جایی نمی‌روند. پدرم مشاور خیلی خوبی برایم است. حتی گاهی نگاهی به کتاب‌های درسی‌ام می‌اندازد تا بتواند بهتر من را راهنمایی کند. به برنامه‌ی راهبردی تسلط دارند و نکاتی را به من یادآوری می‌کند.

علی‌رضا چلابیان با میانگین‌تراز 8039 از آمل

نیمه‌ی دوم اردیبهشت خیلی خسته شده بودم و ماراتنی که پایانش برایم معلوم نبود، ادامه پیدا می‌کرد و طولانی می‌شد. خیلی دوست داشتم این وضعیت هرچه زودتر تمام شود و همین خستگی باعث شده بود نتوانم مسیرم را به‌گونه‌ای که دلم می‌خواهد، ادامه بدهم. پدر و مادرم در این وضعیت کمکم کردند. می‌دانستم که اگر این وضعیت در درس‌خواندنم ادامه پیدا کند، قطعاً به نتیجه‌‌ام در کنکور لطمه می‌زند. پدرم در این وضعیت حامی من بودند و با من صحبت می‌کردند و در روزهایی که خستگی، شدت پیدا می‌کرد، با پدرم به روستایمان می‌رفتیم. کمی از فضای درس فاصله می‌گرفتم تا حال‌و‌هوایم تغییر کند. درنهایت توانستم خودم را مدیریت کنم.

امین موسویان با میانگین‌تراز 7800 از لنگرود

پدرم خیلی کمکم کرد. راهنمایی‌هایش نتیجه‌بخش بوده است. گاهی در برنامه‌ریزی‌ام مشکل داشتم. با کمک و راهنمایی پدرم مشکلم برطرف شده است. هروقت خسته می‌شوم، حرف‌های خانواده‌ام حالم را جا می‌آورد. خواهر کوچک‌ترم کمی سروصدا می‌کند؛ اما می‌داند که من درس دارم و گاهی رعایت حالم را می‌کند.