گفتگوی حمید آقالویی با رتبه 4 کنکور (رازهای تحقق یک رویا)

رازهای تحقق یک رؤیا با محمد محمودی از روستای کهک تاکستان از معدل 16 در سال دهم تا رتبه‌ی 4 کنکور

گفتگوی حمید آقالویی با رتبه 4 کنکور (رازهای تحقق یک رویا)

این مصاحبه را حتماً بخوانید!

رازهای تحقق یک رؤیا با محمد محمودی از روستای کهک تاکستان

از معدل 16 در سال دهم تا رتبه‌ی 4 کنکور

حمید آقالوئی

محمد محمودی در یک نگاه

شهر: تاکستان (استان قزوین)

نام مدرسه: فارابی

سال‌های حضور در کانون: یازدهم و دوازدهم به‌مدت 2 سال

رتبه‌ی کنکور:4 انسانی منطقه‌ی 3

رشته‌ی قبولی: کارشناسی‌ارشد علوم‌قضایی

تحصیلات و شغل پدر: فوق‌دیپلم و نظامی

تحصیلات و شغل مادر: دیپلم و خانه‌دار


از ابتدا درس‌خوان بودی؟

من در روستای کهک یکی از روستاهای اطراف تاکستان متولد شدم و هم‌اکنون نیز در این روستا به‌همراه خانواده ساکن هستیم. از دوران ابتدایی دانش‌آموز معمولی بودم و نمره‌های متوسطی کسب می‌کردم. این روال را تا سال یازدهم ادامه دادم؛ چون فکر می‌کردم درس‌خواندن سخت است. حتی در پایه‌ی نهم به دهم با فکر اینکه خواندن ریاضی و درس‌های دیگر برایم سخت است، رشته‌ی انسانی را انتخاب کردم. معدلم در سال دهم، حدود 16 بود. برخی اوقات به خودم می‌گفتم که درس‌خواندن ممکن است برایم مفید نباشد و شاید بهتر باشد برای کار به روستای خودم برگردم. تازه سال یازدهم به بعد متوجه شدم که آن‌قدر‌ها که فکر می‌کردم، درس‌خواندن سخت نیست و کم‌کم به خودم آمدم. سال یازدهم را با تراز 5000 شروع کردم. سال دوازدهم را با تراز6300 شروع کردم و با تراز 8001 به اتمام رساندم. سال دوازدهم نقطه‌عطف وضعیت درسی‌ام بود.


چرا رشته‌ی علوم‌قضایی را انتخاب کردی؟

ابتدایی را در مدرسه‌ی روستای خودمان درس خواندم؛ ولی برای ادامه‌تحصیل تا پایه‌ی دوازدهم به تاکستان می‌رفتم. عادت داشتم برای رفتن به منزل، اول به محل کار پدرم می‌رفتم و بعد از اتمام کارهای ایشان همراه او به خانه برمی‌گشتم. با توجه به شغل پدرم که در آن زمان در کلانتری بودند، با پرونده‌هایی که مطالعه می‌کردند، آشنا شدم. از طرفی، بیشتر اوقات به‌دلیل کار زیاد پدرم، ایشان پرونده‌ها و ادامه‌ی ‌کار را در منزل انجام می‌دادند. من با دیدن شور و شوق پدرم و نحوه‌ی کار ایشان، به شغل قضاوت علاقه‌مند شدم.


در سال دوازدهم در کنار درس تفریح هم می‌کردی؟ در سال دوازدهم خسته نشدی؟

به دانش‌آموزان توصیه می‌کنم که تا سال یازدهم در کنار درس حتماً برنامه‌ای برای استراحت و تفریح داشته باشند؛ ولی در سال دوازدهم، خودم اصلاً اهل تفریح و استراحت نبودم. تفریحم در این سال فقط به روزهای آزمون محدود می‌شد. به‌همراه دوستانم به جلسه‌ی آزمون می‌رفتیم و بعد از آن، در مسیر برگشت به خانه، با هم بودیم و همین برایم کافی بود. در سال آخر، میانگین ساعت مطالعه‌ام به 12 ساعت رسید. در این سال به خودم قول داده بودم که به برنامه‌ریزی‌ام پایبند باشم و حتی زمانی که احساس خستگی می‌کردم، سعی می‌کردم از کتاب جدا نشوم.


خانواده‌ات در مسیر تحصیل چه کمک‌هایی به تو کردند؟

تا یازدهم برای نمره‌ی قبولی تلاش می‌کردم؛ ولی از یازدهم به بعد، خودکار شده بودم. با دیدن این موضوع، خانواده‌ام خیالشان از وضعیت تحصیلی من راحت شد. مهم‌ترین تأثیر خانواده‌ام فراهم‌کردن محیط برای مطالعه‌ام بود. آن‌ها سعی می‌کردند که از لحاظ مالی برای تهیه‌ی منابع در مضیقه نباشم. فکر کنم مهم‌ترین تأثیر آموزشی را عمویم داشت. من از ابتدایی در دامداری که در روستا داشتیم، کار می‌کردم و وظایف مختلفی داشتم. به‌خصوص سال دوازدهم نگهبانی شب تا صبح در دامداری بر عهده‌ی من بود. برخی اوقات کارهای دامداری به‌صورتی پیش می‌رفت که مجبور بودم تا ساعت چهار صبح برای کمک بیدار بمانم. در بیشتر اوقات با مشاهده‌ی این‌ها عمویم برای کمک به من می‌آمد تا بتوانم در این زمان‌ها درس بخوانم.


چه شد که در آزمون‌های کانون ثبت‌نام کردی؟

با خودم فکر می‌کردم وقتی زمانی را به درس‌خواندن اختصاص می‌دهم، از کجا بفهمم کیفیت کارم چگونه است. با شرکت در آزمون‌ها بعد از هر دو هفته، متوجه می‌شدم روش مطالعه‌ام تا چه حدی برایم مفید بوده است و وقتی از تلاشم نتیجه می‌گرفتم، کمک می‌کرد مسیر را با اشتیاق بیشتری طی کنم. تعدادی از اطرافیان و دوستانم رتبه‌های خوبی در کنکور کسب کرده بودند. با پرس‌‌وجو متوجه شدم که از آزمون‌های کانون استفاده می‌کردند. برای همین من هم در کانون ثبت‌نام کردم. بعد از ثبت‌نام متوجه شدم که سؤالات کانون استاندارد است. به‌نظرم مهم‌ترین ویژگی کانون برنامه‌ی راهبردی و استانداردبودن سؤالات است. برنامه‌ی کانون باعث می‌شد بیراهه نروم و برای هر روزم برنامه داشته باشم. برنامه‌ریزی باعث شد در درس ریاضی که در آزمون‌های سال یازدهم نمره‌‌ام 10 می‌شد، در سال دوازدهم، آن را به 80 برسانم. اگر به عقب برمی‌گشتم حتماً از سال دهم در آزمون‌ها شرکت می‌کردم. در یک آزمون هم غیبت نکردم.


به درس ریاضی اشاره کردی. روش مطالعه‌ات در این درس در سال آخر چگونه بود؟

در کنکور سال 98 در ریاضی، نمره‌ی 93 را کسب کردم. در سال آخر، متوجه ایرادم شدم. معمولاً بعد از مطالعه‌ی درس‌نامه، تست‌های ریاضی را کار می‌کردم و رد می‌شدم. انتظار داشتم در آزمون‌ها نتیجه‌ی خوبی بگیرم؛ ولی این اتفاق نمی‌افتاد. برای همین روشم را عوض کردم. ملاک کارم را چند از ده قرار دادم. اولین بار ممکن بود فقط یک از ده کسب بکنم. در روال قبلی به این نتیجه راضی بودم؛ ولی در روش جدید دوباره به سراغ آن بسته‌ی ده‌تایی می‌آمدم و با مطالعه‌ی بیشتر به چهار از ده می‌رسیدم. دوباره راضی نمی‌شدم و آن‌قدر با این بسته‌ی ده‌تایی کلنجار می‌رفتم تا بتوانم به نمره‌ی ده از ده برسم. در ریاضی یاد گرفتم که فرمول‌ها را در کاغذ جداگانه‌ای یادداشت کنم و قبل از تست‌زدن، یک بار مرورشان کنم. در این درس تا تمام تست‌ها را به نتیجه نمی‌رساندم، رهایش نمی‌کردم.


در عمومی‌ها روش مطالعه‌ی درسی را تغییر دادی؟

عربی یکی از درس‌های بسیار مهم ما در گروه انسانی است. در کنکور نمره‌ی 94 را در عربی عمومی کسب کردم. بالاترین نمره‌ام در عربی در سال یازدهم نمره‌ی 20 بود. متوجه شدم که فقط معانی لغات و ترجمه کارساز نیست. روی قواعد هم تمرکز کردم. برای همین به سراغ قواعد عربی سال دهم رفتم و سعی کردم آن‌ها را خوب یاد بگیرم.


تحلیل آزمون را انجام می‌دادی؟

بعد از آمدن کارنامه، تحلیل را آغاز می‌کردم. برای تحلیل اولویت‌بندی کرده بودم. در یک سری درس‌ها مثل تاریخ می‌دانستم که به‌دلیل فراموش‌کردن درس نتیجه نگرفته‌ام. این مشکلات حل‌شدنی بود. بیشتر در تحلیل به سراغ پاسخ‌های اشتباهم می‌رفتم و آن‌ها را بررسی می‌کردم. بیشتر ایراداتم در این بخش مربوط به یادگیری‌های ناقص بود.


شخصی‌سازی برنامه را کی انجام می‌دادی؟

طبق برنامه‌ی آزمون پیشروی می‌کردم. برای همین در پایان روز آزمون، برای دو هفته‌ی بعد، شروع به برنامه‌ریزی می‌کردم. روال کار هم به این صورت بود که با توجه به برنامه‌ی راهبردی تعیین می‌کردم که هر بخش، از لحاظ مطالعه و تست چه ‌مدت‌زمانی از من می‌گیرد. این زمان‌ها را در هفته‌ی اول توزیع می‌کردم. در این برنامه سعی می‌کردم در هفته‌ی اول، تمام مباحث آزمون را تمام کنم و در هفته‌ی دوم، به دوره‌کردن می‌پرداختم. در هفته‌ی اول، بعد از پایان یک درس یا مبحث، به سراغ سؤالات آن درس در دفترچه‌ی‌ غیرحضوری می‌رفتم و آن را کار می‌کردم. اگر ایرادی پیدا می‌کردم، آن را رفع می‌کردم. در پنج‌شنبه‌ی قبل از آزمون هم دوباره دفترچه‌ی غیرحضوری را مرور می‌کردم. در طول دو هفته، علاوه بر دفترچه‌ی غیرحضوری از تست‌های سال‌های گذشته‌ی کانون بهره می‌بردم. این دفترچه‌ها را از نمایندگی کانون تهیه کرده بودم.


فکر می‌کردی این رتبه را کسب کنی؟

قبل از سال یازدهم به رتبه‌ی ده‌هزار راضی بودم. وقتی به سال دوازدهم رسیدم، انتظارم از خودم بیشتر شد؛ ولی انتظار یک‌رقمی نداشتم. وقتی در آزمون‌های آخر، رتبه‌های یک‌رقمی به دست آوردم، از آن به بعد به رتبه‌ی یک‌رقمی امیدوار شدم.


چه ویژگی کتاب‌های کانون باعث شد که از این کتاب‌ها استفاده کنی؟

تقریباً تمام کتاب‌های کانون را داشتم. مهم‌ترین ویژگی این کتاب‌ها که برایم مناسب بود، درس‌نامه‌های خوب این کتاب‌ها بود؛ به‌خصوص در درس‌های عربی و ریاضی و فلسفه و منطق. این درس‌نامه‌ها نکات ریزی داشتند که باعث می‌شد نمره‌های عالی به دست آورم.


کدام‌یک از کارنامه‌های جعبه‌ابزار کارنامه، برایت راهبردی‌تر بود؟

از کارنامه‌ی روز آزمون، کارنامه‌ی اشتباهات و کارنامه‌ی ۵نوع‌درس استفاده می‌کردم. مثلاً بعد از بررسی کارنامه‌ی ۵نوع‌درس سعی می‌کردم نقاط قوت پایدارم را حفظ کنم.


کدام بخش از سایت کانون و مجله‌ی آزمون برایت جالب بود؟

در سال دوازدهم به‌شدت در سایت کانون فعال بودم و نظر می‌دادم. در سایت و مجله، بیشتر به دنبال مطالب آموزشی و مصاحبه با دانش‌آموزان برتر بودم. هنگام انتخاب‌رشته هم از سایت کانون استفاده می‌کردم. بخش جذابی در مجله وجود داشت که مطالب ترجمه‌شده‌ی روان‌شناسی بود. حتماً این بخش را می‌خواندم.


توصیه‌ای به دانش‌آموزان داری؟

من در روستا زندگی می‌کردم و به‌همراه کار در دامداری، درس می‌خوانم و فقط برای صرف ناهار به منزل برمی‌گشتم. از دانش‌آموزان می‌خواهم به دنبال بهانه برای درس‌نخواندن نباشند. ما می‌توانیم در هر وضعیتی درس بخوانیم. من الان هم که دانشجو هستم، در دامداری کار می‌کنم و این وضع منافاتی با پیشرفت درسی من ندارد. به دانش‌آموزان سال‌های پایه توصیه می‌کنم از مهرماه طبق برنامه‌ی مدرسه درس بخوانند و به سراغ مطالعه‌ی درس‌های سال قبل و بعد نروند. اگر درس‌ها را همین امسال خوب جمع‌بندی کنند، در سال دوازدهم مشکلی نخواهند داشت. از فرصت‌ها استفاده کنند. به استراحت و تفریح توجه کنند. سال آخر کمتر می‌توانند تفریح کنند. به بچه‌های سال آخر توصیه می‌کنم از حاشیه‌ها دوری کنند. چیزهایی مانند تلفن‌همراه و رفتن به باشگاه‌های ورزشی، آن‌ها را از هدفشان دور می‌کند.