مهارت‌هایی از جنس زمان

زمان همواره یکی از عناصر حیاتی برای موفقیت در برنامه‌های اجرایی است.

مهارت‌هایی از جنس زمان

زمان همواره یکی از عناصر حیاتی برای موفقیت در برنامه‌های اجرایی است. قرارگرفتن ما بر بستر سیالی از جنس زمان باعث می‌شود توجه ویژه‌ای به آن داشته باشیم و موفقیتمان را در چهارچوب زمانی مشخصی جست‌وجو کنیم. در ادامه، نگاهی به دو روش برای رسیدن به موفقیت می‌اندازیم که مبتنی بر زمان است و برای استفاده‌ی درست از آن کاربرد دارد.

مهارت مدیریت زمان

شاید محاسبه‌ی زمان برای حل‌کردن تعدادی از تمرینات درسی یا مطالعه‌ی محتوای آزمون برای شما کار چالش‌برانگیزی باشد. ماهیت زمان‌بندی، مبتنی بر فعالیت‌هایی است که پیش‌بینی‌کردن آن‌ها از قبل دشوار است و ممکن است به زمان بیشتری نسبت به آنچه برنامه‌ریزی کرده بودیم، نیاز پیدا کنیم؛ اما این دلیلی برای اجتناب‌کردن از مدیریت زمان نیست. بهبود مهارت پیش‌بینیِ زمانی فعالیت‌ها، به‌آرامی شما را به فردی قوی در مدیریت زمان تبدیل می‌کند.

ثبت‌کردن مدت‌زمان هر فعالیت با درنظرگرفتن دفعات تناوب آن در طول ماه و هفته، راهکاری مؤثر در ارزیابی زمانی فعالیت‌هاست. در گام بعدیِ این راهکار باید تناوب‌های این فعالیت را با پیش‌بینی دقیق زمانی انجام دهید و در نهایت، باید بتوانید پیش‌بینی‌های خود و زمان‌هایی را که صرف انجام کارها کرده‌اید، بنویسید و با هم مقایسه کنید. مدیریت‌ زمان‌های تلف‌شده، یکی از اجزای اصلی مدیریت زمان است. اطلاع‌داشتن از میزان دقیق زمان تلف‌شده‌ي روزانه که با نوشتن آن به دست می‌آید، بهترین روش برای کاهش اوقات تلف‌شده است. معمولاً دانش‌آموزان از جمع‌زدن زمان‌هایی که صرف فعالیت‌های غیرضروری روزانه شده است، به نتایج شگفت‌انگیزی می‌رسند که انگیزه‌ی خوبی برای کاهش آن‌ها ایجاد می‌کند.

مهارت شناخت اولویت‌ها

شناخت اولویت‌ها دومین روش زمان‌محور در برنامه‌های درسی دانش‌آموزان است که تسلط بر آن می‌تواند بازده فعالیت‌های برنامه‌ای آن‌ها را چند برابر کند. در مبحث اولویت‌گذاریِ فعالیت‌ها، با دو رویکرد برنامه‌ای و پیشرفتی مواجهیم. اولویت‌گذاری برنامه‌ای فعالیت‌ها با هدف پوشش‌دادن اهداف برنامه انجام می‌شود تا از این طریق در انتهای زمان‌بندی اجرای برنامه، درصد بیشتری از اهداف نهایی به واقعیت تبدیل شده باشد. اولویت‌گذاری پیشرفتی، با هدف خلق نقاط قوت جدید برای توسعه‌ی مهارت‌های فردی و اجتماعی است. این دو ویژگی در مسیر پیشرفت فردی همگرا می‌شوند. تعدادی از فعالیت‌های روزانه‌ی شما در برنامه‌ی کلی و در مسیر هدف نهایی، اثر محوری دارند. به‌طور مثال، موفقیت در آزمونِ مجموعه‌ای، از عملکرد موفق در تعداد خاصی از درس‌های مهم ناشی می‌شود و موفقیت در این درس‌ها، از مطالعه‌ی منظم و پرانرژی مطالب آن. حالا با نوعی اولویت مواجهیم. برای شناخت اولویت‌ها باید دو عامل را ارزیابی کنید: سهم فعالیت در دورنمای هدف کلی، سهم فعالیت در پیشرفت فردی. با این روش، همیشه اولویت‌های برنامه‌ای شناسایی می‌شوند و اجرایی هستند.

منبع: www pbs.org

منبع :