گفت‌وگو با گیتا منظری، رتبه‌ی 7 تجربی از تهران

پدر و مادرمان به‌دلیل اطمینانی که به نحوه‌ی مطالعه‌ی من و خواهرم داشتند، اصلاً بابت درس‌های مدرسه نگران ما نبودند. می‌دانستند که ما کارمان را به نحو احسن انجام می‌دهیم.

گفت‌وگو با گیتا منظری، رتبه‌ی 7 تجربی از تهران

گفت‌وگو با گیتا منظری، رتبه‌ی 7 تجربی از تهران و خواهرش آیدا، دانشجوی پزشکی دانشگاه ایران

مطابق برنامه‌ي راهبردی حرکت می‌کردم


گیتا منظری در یک نگاه

شهر: تهران

مدرسه‌: فرزانگان

سال‌های حضور در کانون: از دهم تا دوازدهم به‌مدت ۳ سال

رتبه‌ی کنکور: 7 تجربی ایثارگران

رشته‌ی قبولی: پزشکی دانشگاه تهران

شغل پدر: پزشک متخصص کلیه

شغل مادر: پزشک متخصص طب اوژانس

گیتا منظری، رتبه‌ی 7 تجربی از تهران


لطفاً خودت را معرفی کن.

گیتا منظری توکلی، دانشجوی رشته‌ی پزشکی دانشگاه تهران هستم. پدرم پزشک و متخصص و جراح کلیه سات پزشکی‌اش را از دانشگاه مشهد و تخصص را از دانشگاه ارومیه گرفته است. مادرم هم متخصص طب اورژانس است که پزشکی را از دانشگاه کاشان و تخصصش را از دانشگاه ایران گرفته است. یک خواهر بزرگ‌تر هم دارم که دانشجوی سال سوم پزشکی در دانشگاه ایران است. متولد کرمان هستیم؛ اما به‌دلیل تحصیل پدرم، به ارومیه رفتیم و بعد از پایان تحصیل او، به تهران نقل‌مکان کردیم.‌‌

چرا رشته‌ی تجربی را انتخاب کردی؟

گیتا: از اول دبستان دوست داشتم وارد حیطه‌ی پزشکی شوم. دوست داشتم به مردم خدمت کنم و بتوانم دردی از مشکلات بیماران کم کنم. البته قرار اول ما این بود که آیدا دندان‌پزشکی بخواند و من پزشکی؛ ولی بعد از اینکه آیدا پزشکی را انتخاب کرد، پدرم و مادرم پیشنهاد کردند که من در رشته‌ی دندان‌پزشکی ادامه‌تحصیل بدهم. دلیل آن‌ها این بود که ممکن است من تحمل سختی‌های پزشکی مانند شیفت شب را نداشته باشم؛ ولی من برای خدمت به مردم، حاضر بودم تمام سختی‌ها را به جان بخرم. این اصرار تا روز انتخاب‌رشته هم ادامه داشت؛ ولی در نهایت، پزشکی را انتخاب کردم. دوست دارم تخصص جراحی بگیرم.

آیدا: چون به رشته‌ی دندان‌پزشکی علاقه داشتم، تجربی را انتخاب کردم. این علاقه از دوم راهنمایی با دیدن کار دندان‌پزشکان آغاز شد؛ ولی هنگام انتخاب‌رشته متوجه شدم به رشته‌ی پزشکی گرایش بیشتری دارم. دوست دارم در زمینه‌ی رادیولوژی تخصص بگیرم؛ چون به آناتومی علاقه‌ی زیادی دارم.

عناوین علمی و ورزشی هم داری؟

گیتا: در سال ششم دبستان، در المپاد علمی قیاس که در سطح کشور برگزار می‌شد، رتبه‌ی 2 را کسب کردم. مدرک کانون زبان را با نمره‌ی 90 در سال یازدهم دریافت کردم. در سال دهم به‌دلیل علاقه به هنرهای رزمی، به کلاس رزمی نینجوتسو رفتم؛ ولی در سال یازدهم و دوازدهم، به‌دلیل جابه‌جایی منزل، ورزش را در منزل ادامه دادم.

آیا از ابتدا به درس‌خواندن علاقه داشتی؟‌‌

گیتا: از اول دبستان از درس‌خواندن لذت می‌بردم. به رقابت علمی با هم‌کلاسی‌هایم علاقه داشتم و دوست داشتم از لحاظ علمی آن‌قدر قوی شوم که بتوانم اشکالات درسی بچه‌ها را برطرف کنم. این احساس و علاقه، در سال چهارم دبستان با شروع آزمون تیزهوشان شدت گرفت. درس موردعلاقه‌ام از کودکی، علوم بود.

جایگاه آموزش در منزل شما چه تعریفی دارد؟

گیتا: پدر و مادرمان به‌دلیل اطمینانی که به نحوه‌ی مطالعه‌ی من و خواهرم داشتند، اصلاً بابت درس‌های مدرسه نگران ما نبودند. می‌دانستند که ما کارمان را به نحو احسن انجام می‌دهیم. آن‌ها فضای بسیار مناسبی در منزل ایجاد کرده بودند که بتوانیم درس بخوانیم. رعایت حال ما را می‌کردند. از مهمانی‌ خبری نبود. هنگام مطالعه‌ی ما در منزل، مراقب بودند چیزی مزاحم ما نشود.

آیدا: پدر و مادرمان در بحث آموزش همیشه به دنبال بهترین‌ها برای ما بودند. آن‌ها درباره‌ی محل تحصیل ما حساس بودند و بعد از تحقیق سعی می‌کردند جایی ما را ثبت‌نام کنند که بهترین معلم‌ها را داشته باشد.

آیدا چه تأثیری روی تو گذاشت؟

گیتا: خواهرم حدود دو سال و نیم از من بزرگ‌تر است و از لحاظ آموزشی، به ایده‌های من نزدیک‌تر است. در معرفی استادان خوب به من کمک می‌کرد. روش‌های مختلف مطالعه را به من معرفی می‌کرد. در تنظیم زمان به من کمک می‌کرد. همیشه به من روحیه می‌داد که نگرانی خاصی نداشته باشم.‌‌

فضای خانه‌تان‌ چطور بود؟

گیتا: ما یاد گرفتیم که زندگی همه‌اش درس‌خواندن نیست. پدر و مادرمان، هم اهل مطالعه بودند و هم برنامه‌های تلویزیون را می‌دیدند.

آیدا: البته در سال کنکور، به‌دلیل اینکه پدر و مادرم احساس می‌کردند ممکن است صدای تلویزیون مزاحم درس‌خواندن گیتا بشود، به‌ندرت تلویزیون نگاه می‌کردند.

گیتا منظری، رتبه‌ی 7 تجربی از تهران


اهل فضای مجازی هم بودید؟‌‌

گیتا: من نیمه‌ی مهر سال 98 تازه برای خودم تلفن‌همراه گرفتم. احساس می‌کردم اگر در زمان تحصیل در مدرسه تلفن‌همراه داشته باشم، فکرم مشغول می‌شود. می‌خواستم تمرکزم فقط روی درس باشد و از این حواشی به دور باشم. الان هم به اصرار خانواده آن را تهیه کرده‌ام. در زمان استراحتم روزی نیم‌ساعت برای استفاده از مباحث درسی از گوشی پدرم استفاده می‌کردم.

آیدا: من هم 29 شهریور سال 95 تلفن‌همراه گرفتم؛ دقیقاً روزی که نتایج کنکور مشخص شد. یادم است در سال کنکور، هم‌کلاسی‌هایم گروهی در فضای مجازی داشتند که مشکلات درسی‌شان را در آن‌جا مطرح می‌کردند. من فقط برای مراجعه به این صفحه، از تلفن مادرم استفاده می‌کردم.

برای استراحت خودت چه برنامه‌ای داشتی؟

گیتا: در تمام مدت، مشغول مطالعه بودم؛ ولی بهترین تفریحم ورزش‌کردن بود. در سال دهم و یازدهم برای رفع خستگی گاهی فیلم می‌دیدم؛ ولی در سال دوازدهم فقط عصر روز 16 فروردین، بعد از آزمون، فیلم دیدم.

از چه زمانی در آزمون‌های کانون شرکت کردی؟

گیتا: در سال پنجم دبستان با تشویق یکی از معلمانم، آقای حسن‌زاده، در یکی از آزمون‌های جمع‌بندی کانون شرکت کردم. در آن آزمون، به‌جز درس خلاقیت، سایر درس‌ها را 100درصد زدم؛ ولی شرکت من در آزمون‌ها از سال دهم جدی شد. آزمون‌های کانون برنامه‌ای بود. بودجه‌بندی آزمون‌ها هم عالی بود و تمام درس‌ها را پوشش می‌داد. می‌دیدم که انتخاب تمام رتبه‌های برتر، آزمون‌های کانون بوده است. از طرفی، به جامعه‌ی ‌آماری کانون هم توجه می‌کردم. جمع این‌ها باعث شد کانون را انتخاب کنم. در سال دهم و یازدهم و دوازدهم، عضو کانون بودم.

مهم‌ترین ویژگی کانون چه بود که باعث موفقیت تو شد؟

گیتا: برنامه‌ی راهبردی آزمون‌ها مهم‌ترین ویژگی کانون بود. باعث نظم ذهنی‌ام شد. درس‌ها زیاد است و گاهی دانش‌آموز بین این همه درس غرق می‌شود و بین انتخاب درس‌ها بلاتکلیف می‌ماند. این بلاتکلیفی باعث نگرانی می‌شود. استفاده از برنامه‌ی راهبردی همه‌ی این مشکلات را رفع می‌کرد. هر لحظه می‌دانستم که چه مباحثی را باید بخوانم و چه مباحثی کی و چند بار دوره خواهد شد. این باعث آرامشم می‌شد.

آیا پدر و مادر و خواهرت کارنامه‌ی آزمون‌هایت را بررسی می‌کردند؟

گیتا: کارنامه‌هایم را می‌دیدند و نکاتی را که به ذهنشان می‌رسید، می‌گفتند. حساسیت زیادی نشان نمی‌دادند و بیشتر جملات انگیزشی می‌گفتند. البته خودم به‌شدت روی نتایج آزمون‌ها حساس بودم.

تراز اولین آزمونی که شرکت کردی چند بود؟

گیتا: در اولین آزمون که در سال دهم شرکت کردم، ترازم 6900 شد. آخرین آزمون سال دوازدهم هم، ترازم به 7600 رسید. سال آخر را با 7200 شروع کردم. ترازم سال‌به‌سال روند صعودی داشت. در سال دوازدهم به دنبال پیشرفت بودم؛ به همین دلیل، روشم این بود که بین هر آزمون، در منزل هم از خودم آزمون بگیرم. شاید دلیل اصلی پیشرفت ترازی‌ام در سال چهارم همین کار بود.

چگونه از خودت در منزل آزمون می‌گرفتی؟

گیتا: هفته‌ی اول بعد از آزمون، روی مباحث کار می‌کردم و آن‌ها را جمع بندی می‌کردم. سه روز اول هفته‌ی دوم را برای آزمون در نظر می‌گرفتم. سؤالات این آزمون‌ها را هم از منابع گوناگون و مرتبط با مبحث درسی، جمع‌آوری می‌کردم و هر روز امتحان می‌دادم. این آزمون‌ها باعث شد در مدیریت زمان تسلط پیدا کنم. این موضوع باعث شد در آزمون‌های کانون هم فرصت داشته باشم که به سؤالات برگردم و برای سؤالات شک‌دار و نزده وقت بگذارم.

گیتا منظری، رتبه‌ی 7 تجربی از تهران


آیا در سال آخر احساس خستگی یا ناامیدی کردی؟

گیتا: دو بار خسته شدم. این دو بار هم بعد از دوران نوروز بود. در نوروز به اردوی مطالعاتی رفتم. در اردوی نوروزی دچار فشار روانی شدم؛ چون احساس می‌کردم از سایرین عقب‌ترم. این احساس باعث شد نگران شوم. در آن زمان، صحبت‌های پدرم باعث شد روحیه‌ام را دوباره به دست آورم. دفعه‌ی دوم وقتی ناامید شدم، سریع خودم را جمع‌وجور کردم.

میانگین ساعت مطالعه‌ات چقدر بود؟

گیتا: از کودکی عادت داشتم روزانه حدود 4 ساعت درس بخوانم. در سال دهم، میانگین ساعت مطالعه‌ام حدود 5 ساعت بود. در سال یازدهم، میانگین ساعت مطالعه‌ام بیشتر شد. به این صورت که از ساعت 3 تا 9 شب درس می‌خواندم و بعد از شام هم تا ساعت 12 مطالعه را ادامه می‌دادم. در سال آخر، متوجه شدم افزایش ساعت مطالعه به نفعم نیست؛ به همین دلیل، ساعت مطالعه‌ام را بهینه کردم. در سال آخر، در روزهای عادی تا 7 ساعت می‌خواندم و ساعت مطالعه‌ام در روزهای تعطیل، به 15 ساعت هم می‌رسید.‌‌

آیدا: نمره‌های من همیشه ۲۰ بود؛ ولی ساعت مطالعه‌ی مناسبی نداشتم. از اول راهنمایی، درس‌خواندن را به‌صورت جدی شروع کردم. در سال آخر، در روزهای عادی تا 7 ساعت و در روزهای تعطیل تا 14 ساعت درس می‌خواندم.‌‌

بزرگ‌ترین چالش شما چه بود؟‌‌

گیتا: مشکل خاصی نداشتم؛ ولی چالشی که همیشه همراهم بود، این بود که تلاش می‌کردم نمره‌هایم را افزایش دهم و همیشه جزو دانش‌آموزان برتر باشم.‌‌

چگونه برنامه‌ی مدرسه و آزمون را شخصی‌سازی می‌کردی؟

گیتا: مطابق برنامه‌ی راهبردی حرکت می‌کردم. در سال آخر، همیشه بعد از آزمون و بعد از ارزیابی آزمون، همان جمعه برای دو هفته‌ی بعد، برنامه‌ریزی می‌کردم. مطابق این برنامه می‌دانستم که هر روز چه کاری را باید انجام بدهم؛ بنابراین دچار آشفتگی و بی‌برنامگی نمی‌شدم. این برنامه به صورتی بود که تمام مباحث آزمون و مطالب درسی مدرسه را پوشش می‌داد. اعتقاد داشتم که باید هم برنامه‌ی مدرسه و هم برنامه‌ی آزمون را بخوانم. هر دوی آن‌ها به من کمک می‌کرد.

یک روز از برنامه‌ی درسی‌ات را توضیح می‌دهی؟

گیتا: وقتی از مدرسه به منزل می‌رسیدم، طبق برنامه‌ای که روز آزمون تهیه کرده بودم، مطالعه‌ را شروع می‌کردم. بیشتر زمانم در خانه، صرف تست‌زدن می‌شد.‌‌

از سال دهم تا دوازدهم، برنامه‌ات تغییر نکرد؟

گیتا: در سال دهم، تکالیفم را در پایان هفته‌ی اول انجام می‌دادم. این کار باعث می‌شد در هفته‌ی دوم، تکلیف زیادی نداشته باشم. برای همین در هفته‌ی دوم فرصت داشتم برای برنامه‌ی آزمون مطالعه کنم. سال آخر، برنامه‌ام را کاملاً شخصی‌سازی کردم.‌‌

گیتا منظری، رتبه‌ی 7 تجربی از تهران


روش مطالعه‌ات در درس‌های اختصاصی چگونه بود؟

گیتا: روش مطالعه‌ام برای هر درس، متفاوت بود؛ ولی کار مشترکی که برای همه‌ی درس‌ها انجام می‌دادم، تست‌زدن زیاد بود. برای هر درس، تست‌ها را از منابع گوناگون، جمع‌آوری می‌کردم و آن‌ها را بر اساس تعدادشان، بین 10 روز تقسیم می‌کردم. هر روز می‌دانستم که باید چه تعداد تست از هر درس کار کنم. در هفت روز اول، تست‌ها را با دید آموزشی کار می‌کردم و زمان‌دار نمی‌زدم. در طی سه روز بعد، تست‌ها را به‌صورت زمان‌دار کار می‌کردم. نکاتی را که مربوط به نزده‌ها و غلط‌ها بود، یادداشت می‌کردم. روز پنج‌شنبه‌ی قبل از آزمون هم این نکات را مرور می‌کردم. با این روش، با تیپ‌های مختلف سؤال نیز آشنا می‌شدم. البته برای درس زیست، در طول هفته، علاوه بر تست‌زدن، درس‌ها را مرور می‌کردم. تا مبحثی را کامل یاد نمی‌گرفتم، رهایش نمی‌کردم.‌

روش مطالعه‌ات در درس‌های عمومی چگونه بود؟

گیتا: تست‌زدن را برای همه‌ی درس‌های عمومی مانند اختصاصی‌ها انجام می‌دادم. سعی می‌کردم عمومی‌ها را در کلاس یاد بگیرم؛ ولی در منزل مرور می‌کردم. مثلاً تکیه‌ی اصلی‌ام برای درس دین‌وزندگی، کتاب درسی بود. نکات مربوط به تست‌ها را در حاشیه‌ی کتاب می‌نوشتم. سعی می‌کردم این کار را با خودکارهای رنگی انجام دهم که با توجه به رنگ‌ها، مطالب را عمیق‌تر یاد بگیرم.

ارزیابی آزمون را چه زمانی انجام می‌دادی؟

گیتا: بعد از آزمون، کمی استراحت می‌کردم تا آرامش پیدا کنم. بعد از آمدن کارنامه، آن را به‌همراه مادرم بررسی می‌کردم. ابتدا به سراغ نزده‌هایم می‌رفتم. اینکه نتوانسته بودم به برخی سؤال‌ها پاسخ بدهم، ناراحتم می‌کرد. بعد به سراغ پاسخ‌های اشتباهم می‌رفتم. غلط‌ها دو نوع هستند: غلط‌هایی که بر اثر بی‌دقتی بودند. این‌ها عصبانی‌ام می‌کردند. مورد دیگر، غلط‌هایی بود که ناشی از یادگیری ناقصم بود. با دیدن این‌ها خوش‌حال می‌شدم؛ چون می‌توانستم نکات جدیدی یاد بگیرم. اشتباهاتم را شنبه و یک‌شنبه با کمک معلمان مدرسه برطرف می‌کردم. به دانش‌آموزان هم توصیه می‌کنم حتماً پاسخ‌های اشتباه خود را از معلمان بپرسند. دبیران با سابقه‌ای که دارند، روش بهتر و درست فکرکردن را به ما آموزش می‌دهند.

برای زیست از چه کتابی استفاده می‌کردی؟

گیتا: از کتاب آبی زیست کانون استفاده می‌کردم. ویژگی این کتاب این بود که تمام تغییرات در این کتاب اعمال شده بود. نکات آموزشی زیادی داشت. با استفاده از این کتاب متوجه می‌شدم که روش و الگوی طراحان سؤال کنکور به چه صورت است.

 از کدام‌یک از کارنامه‌های جعبه‌ابزار کانون استفاده کردی؟

گیتا: غیر از کارنامه‌ی روز آزمون، بیشترین ترجیح من استفاده از کارنامه‌ی اشتباهات بود. از این کارنامه، در روزهای منتهی به آزمون بعدی استفاده می‌کردم. می‌خواستم ایراداتم در آزمون‌های بعد تکرار نشود.

از سایت کانون یا مجله استفاده می‌کردی؟

گیتا: بله. در سایت کانون به سراغ اسامی نفرات برتر هر آزمون می‌رفتم. برایم مهم بود که جایگاهم را در هر آزمون بدانم. بعد از هر آزمون، مجله را دریافت می‌کردم و قسمت گفت‌وگو با دانش‌آموزان برتر را می‌خواندم تا با روش مطالعه‌ی دیگران آشنا بشوم. بهترین گفت‌وگویی که روی روش مطالعه‌ام تأثیر گذاشت، گفت‌وگو با آقای امیرحسین قاسمی‌نژاد و یاسمن میر، رتبه‌های 1 و 6 تجربی کشور در سال 96 بود. از خانم میر، احساس رقابت و از آقای قاسمی‌نژاد، روش مطالعه را یاد گرفتم. هنوز مجله‌ی گفت‌وگو با این دو نفر را دارم. جا دارد از توضیحات آقای قاسمی‌نژاد تشکر کنم. ایشان با صداقت کامل، برنامه‌ی هفتگی‌شان را توضیح دادند. برنامه‌ی الگوی برنامه‌‌ریزی‌ام شد.‌‌

آیدا: از دانش‌آموزان می‌خواهم از کنار مجله، بی‌اعتنا نگذرند. هنوز مجلات آزمونی را که مدرسه در اختیار ما می‌گذاشت، دارم. همیشه زیر نکات جالب مجله خط می‌کشیدم؛ کاری که گیتا هم انجام می‌داد.

گیتا منظری، رتبه‌ی 7 تجربی از تهران


حدس می‌زدی که رتبه‌ی یک‌رقمی بشوی؟

گیتا: حدس‌زدن در سال کنکور، بسیار سخت است. همیشه با خدای خودم صحبت می‌کردم که تفکر یک‌رقمی‌شدن را از من بگیرد تا بتوانم روی درس‌ها تمرکز کنم. در سال یازدهم که به زیارت امام رضا(ع) رفتیم، با خودم عهد بستم که درس‌خواندنم مانند رتبه‌برترها باشد.

آیدا: با روشی که گیتا مطالعه می‌کرد و نتایجی که در آزمون‌ها می‌گرفت، اطمینان داشتم که رتبه‌ی یک‌رقمی می‌شود.‌

توصیه‌‌ی شما به دانش‌آموزانی که از سال دهم خود را برای کنکور آماده می‌کنند، چیست؟

گیتا: ساعت مطالعه‌ی خود را افزایش دهند و به این موضوع عادت کنند. اگر این اتفاق نیفتد، به‌دلیل کثرت کتاب‌ها در سال آخر، نمی‌توانند این حجم از درس‌ها را جمع‌بندی کنند. اگر تراز یا رتبه‌شان در آزمون‌ها بد شد، دلسرد نشوند و تلاش خود را بیشتر کنند. توصیه می‌کنم در سال دهم و یازدهم، فقط روی مباحث درسی همان سال تمرکز کنند. در تابستان سال آخر، درس‌های دوازدهم را هم پیش‌خوانی کنند.

آیدا: همیشه هدف والایی در زندگی داشته باشند. از الان تصمیم بگیرند که دنبال چه رشته و شغلی در آینده هستند. وقتی ناامید یا خسته می‌شوند، به هدف خود فکر کنند. این‌ها باعث می‌شود انرژی مضاعف پیدا کنند و به آرامش فکری برسند.

آیدا، خاطره‌ای از خواهرت داری؟

آیدا: به‌دلیل شغل پدر و مادرم اکثراً در منزل تنها بودیم. از طرفی، من هم به دلیل شرکت در کنکور نمی‌توانستم در کارهای خانه کمک کنم و این وظیفه بر عهده‌ی گیتا بود. گیتا آشپز ماهری است. همیشه پدرم می‌گوید آشپزی گیتا حرف ندارد. جالب این است که انجام‌دادن این کارها هیچ لطمه‌ای به درس‌خواندن و برنامه‌ریزی او نزد.

گیتا منظری، رتبه‌ی 7 تجربی از تهران


منبع :