قهرمان پیشرفت: حمیدرضا جمشیدی، از رتبه‌ی 2807 تا 300 تجربی

حمیدرضا جمشیدی هستم. در سال 97، رتبه‌ی 2807 تجربی و 133 زبان را کسب کردم. یک سال پشت کنکور ماندم و در سال 98، رتبه‌ی 300 تجربی و 32 زبان را به دست آوردم. اکنون دانشجوی پزشکی دانشگاه البرز کرج هستم.

قهرمان پیشرفت: حمیدرضا جمشیدی،  از رتبه‌ی 2807 تا 300 تجربی

حمیدرضا جمشیدی در یک نگاه

شهر: فراشبند (استان فارس)

سال‌های حضور در کانون: سوم و چهارم دبیرستان و یک سال فارغ‌التحصیل به‌مدت ۳ سال

رتبه‌ی کنکور ۹۷: ۲۸۰۷ تجربی

رتبه‌ی کنکور ۹۸: ۳۰۰ تجربی

رشته‌ی قبولی: پزشکی دانشگاه البرز کرج

شغل پدر: فرهنگی (بازنشسته)

شغل مادر: خانه‌دار

قهرمان پیشرفت: حمیدرضا جمشیدی،  از رتبه‌ی ۲۸۰۷ تا ۳۰۰ تجربی


لطفاً خودت را معرفی کنید.

حمیدرضا جمشیدی هستم. در سال ۹۷، رتبه‌ی ۲۸۰۷ تجربی و ۱۳۳ زبان را کسب کردم. یک سال پشت کنکور ماندم و در سال ۹۸، رتبه‌ی ۳۰۰ تجربی و ۳۲ زبان را به دست آوردم. اکنون دانشجوی پزشکی دانشگاه البرز کرج هستم.


قبل از هر چیز از خانواده‌ات بگو. آن‌ها چه‌‌کار‌ه‌اند و چه سهمی در موفقیت تو دارند؟

پدرم فرهنگی و بازنشسته است. در طول خدمت، بیشتر مدیر مدرسه بود و مدتی هم ریاضی تدریس کرد. مادرم خانه‌دار است. یک برادر بزرگ‌تر دارم که دانشجوی مهندسی صنایع است. سخت‌گیری‌های بیش‌ازحد خانواده‌ها به چشم‌وهم‌چشمی و رقابت ناسالم منجر می‌شود. بعضی از دوستانم که مستعد قبولی در رشته‌های خوب بودند، به‌دلیل فشارهای نامناسب خانواده‌ نتوانستند موفق شوند. سرزنش پدر و مادر روحیه‌‌ی دانش‌آموز را خراب می‌کند. خوشبختانه از این نظر مشکلی نداشتم. هر وقت ترازم افت می‌کرد، خانواده‌ام به من روحیه و انگیزه می‌دادند. هر قوت هم جهش تراز داشتم، اجازه نمی‌دادند مغرور شوم. این رفتارشان آرامش من را برای درس‌خواندن زیاد کرده بود. هر دو سالی که کنکور دادم، این آرامش را داشتم.


واکنش خانواده‌ات چه بود وقتی رتبه‌‌ات را در کنکور ۹۷ دیدند؟

تصمیم برای انتخاب‌رشته یا پشت‌کنکور‌ماندن را به عهده‌ی خودم گذاشتند. راهنمایی‌ام کردند و فشاری به من تحمیل نکردند. وقتی نمره‌هایم را حساب کردم و از چیزی که انتظارش را داشتم، ناامید شده بودم، پدرم با من صحبت کرد و به من اطمینان داد که اگر بخواهم دوباره در کنکور شرکت کنم، آن‌ها شرایط را فراهم می‌کنند. از لحاظ امکانات چیزی را از من دریغ نمی‌کردند؛ اما خودم ترجیح می‌دادم از همان کتاب‌های کمک‌درسی‌ام استفاده کنم.


از چه زمانی به کانون آمدی؟

سال دوم دبیرستان در آزمون‌های مؤسسه‌ی دیگری شرکت کردم و راضی نبودم. تحقیق کردم و سوم دبیرستان به انتخاب خودم به کانون آمدم.


فکر می‌کنی چرا سال اول به چیزی که می‌خواستی نرسیدی؟

چون تجربه‌ی زیادی نداشتم، اشتباهاتم زیاد بود. به‌طور مثال زمان استراحتم را در فضای مجازی می‌گذراندم و فکر می‌کردم نیم‌ساعت، زمان زیادی نیست و تأثیر چندانی ندارد. بعدها فهمیدم همین نیم‌ساعت هم تأثیر زیادی می‌گذارد. در شهرستان ما، در هیچ دوره‌ای، کسی همان سال اول در رشته‌ی پزشکی قبول نشده است. این هم خودبه‌خود به من القا می‌شد که نمی‌توانم همان سال اول قبول شوم. به‌نحوی خودباوری در شهر ما کم است و دانش‌آموزان روحیه‌ی کافی ندارند. الان هم که به بچه‌ها مشاوره می‌دهم، معتقدند که قبول‌شدن به این ‌راحتی‌ها نیست و حتماً باید به شیراز بروند و در کلاس‌های کنکور شرکت کنند. حتی باور نمی‌کنند که من از کلاس کنکور و دی‌وی‌دی‌های آموزشی استفاده نکردم.


یادت می‌آید در سال ۹۷ بهترین ترازت چند بود؟ سال بعد که دوباره در آزمون‌ها شرکت کردی، در اولین آزمون چه ترازی آوردی؟

در سال ۹۷، در آزمون آخر، ترازم به ۶۹۰۰ رسید و بهترین نتیجه‌ام بود. در زمان‌بندی خیلی مشکل داشتم. آزمون‌های سه‌روز‌یک‌بار کمک کرد که زمان‌بندی‌ام را بهتر کنم و در یک ماه آخر شاهد پیشرفتم بودم. باورم نمی‌شد که به این تراز برسم. سال بعد را با آزمون مهرماه شروع کردم و ترازم حدود ۷۲۰۰ شد. شروع خوبی بود و تا آن روز به این تراز نرسیده بودم.

قهرمان پیشرفت: حمیدرضا جمشیدی،  از رتبه‌ی ۲۸۰۷ تا ۳۰۰ تجربی


برای سال دوم کار خاصی کردی؟

سال اول به مدرسه می‌رفتم و حتی اگر در مدرسه معلم خوبی داشتم، وقتی خودم در خانه می‌خواندم، بهتر یاد می‌گرفتم. سال دوم، چون مدرسه نمی‌رفتم، فرصت بیشتری برای در‌س‌خواندن داشتم. دلیل دیگر این بود که از فضای مجازی فاصله گرفتم. سال اول اعتمادبه‌نفس کافی نداشتم؛ اما سال دوم به خودباوری رسیدم.


در چه درس‌هایی تغییر چشمگیر کردی؟

در ادبیات نسبت به سال اول خیلی تغییر کردم. سال اول روش‌‌ مطالعه‌ام خوب نبود و مبحثی نمی‌خواندم. سال دوم روشم را عوض کردم و مبحثی خواندم و نمره‌هایم اغلب بیش از ۸۰ می‌شد. سال اول نمره‌هایم بین ۳۰ و ۴۰ بود. در زیست‌شناسی هم پیشرفت کردم. سال اول نمره‌ام در آزمون‌ها حداکثر ۵۰ می‌شد. سال دوم نمره‌ی ۱۰۰ هم گرفتم. سال اول بیشتر تمرکزم روی تست‌زدن بود و زیاد به متن کتاب توجه نمی‌کردم. سال دوم متن کتاب را چندین بار دقیق می‌خواندم و مرور می‌کردم. سعی می‌کردم ذهن طراح سؤال را بخوانم. سؤالات سخت‌تر را کار می‌کردم تا تسلطم بیشتر شود. به‌صورت زمان‌دار تست می‌زدم و وقت بیشتری برای زیست گذاشتم. مفهومی می‌خواندم و سعی می‌کردم نکات آن را پیدا کنم. در واقع، در همه‌ی درس‌ها نسبت به سال‌های قبل پیشرفت کردم.


سال دوم که فارغ‌التحصیل بودی، روزانه چند ساعت درس می‌خواندی؟

اوایل عادت نداشتم صبح زود بیدار شوم. خواب‌آلود بودم و نمی‌توانستم درست درس بخوانم. به‌مرور، خودم را به صبح زود عادت دادم و ساعت ۷:۳۰ بیدار می‌شدم و شروع می‌کردم. روزانه ۱۰ ساعت درس می‌خواندم. خودم را عادت دادم که شب‌ها هم زود بخوانم تا در کنکور مشکلی پیدا نکنم.


قبل از آزمون چه‌کار می‌کردی؟

سال دوم صبح‌ها ورزش می‌کردم و خیلی برای روحیه‌ام خوب بود. قبل از آزمون هم ورزش می‌کردم و کمک می‌کرد که چهارساعت یک جا بنشینم. یکی از رتبه‌های سال‌های گذشته ورزش‌کردن را پیشنهاد کرد و من هم نتیجه‌ی خوبی از آن گرفتم. در هر آزمون سعی می‌کردم شرایط و موقعیت‌های مختلف را امتحان کنم. آزمون را برنامه‌ای می‌دانستم که به درس‌‌خواندنم نظم می‌داد. هر دوهفته‌یک‌بار آزمون می‌دادم و متوجه می‌شدم که کجاها کم‌کاری کرده‌‌ام و نواقص چیست. اصلاً از آزمون نمی‌ترسیدم؛ شاید به این دلیل که پدر و مادرم هیچ‌وقت ناامیدم نمی‌کردند و همیشه امید می‌دادند. وقتی ترازم افت می‌کرد، به‌هرحال ناراحت می‌شدند؛ اما به من امیدواری می‌دادند. سال دوم به خودم اطمینان داشتم و افت تراز ناامیدم نمی‌کرد.


بعد از آزمون چه‌کار می‌کردی؟

کارنامه‌ی اصلی را بررسی می‌کردم. اول ترازهای درس‌های عمومی و اختصاصی و بعد از آن، نمره‌هایم را نگاه می‌کردم. تا عید، عصرهای آزمون قبل از تحلیل آزمون، با خانواده بیرون می‌رفتم تا از لحاظ جسمی و روحی تقویت شوم. وقتی به خانه می‌آمدم تا جایی که وقت می‌کردم، آزمون را تحلیل می‌کردم و هرچه می‌ماند، صبح فردایش انجام می‌دادم.

قهرمان پیشرفت: حمیدرضا جمشیدی،  از رتبه‌ی ۲۸۰۷ تا ۳۰۰ تجربی


وقتی با پاسخ‌های اشتباه خود مواجه می‌شدی، چه احساسی پیدا می‌کردی؟

پسرخاله‌ام به من می‌گفت باید از اشتباهات خود لذت برد، نه از پاسخ‌های درست. اشتباه‌کردن باعث یادگیری‌های جدید می‌شود. بخشی از اشتباهاتم در جلسه‌ی آزمون، حواس‌پرتی و خطای دید در پرکردن پاسخ‌نامه بود. بدترین چیز برای دانش‌آموز این است که اشتباهاتش را توجیه کند. این باعث می‌شود آن‌ها را برای آزمون‌های بعدی رفع نکند.


برنامه‌ریزی‌ات به چه صورت بود؟

کمتر به حاشیه‌های سال کنکور توجه می‌کردم؛ یعنی زیاد به این فکر نمی‌کردم، رتبه‌‌ام چند شود. فقط به این فکر می‌کردم که نتیجه‌ام در آزمون بعدی بهتر شود. اعتمادبه‌نفسم بیشتر شده بود. سال اول برنامه‌ریزی‌ام طوری بود که نمی‌رسیدم همه‌ی مباحث آزمون را جمع‌بندی کنم. شاید روش مطالعه‌ام نادرست بود و شاید وسواس زیادی در خواندن متن و سؤال‌ها داشتم. وقتی درس می‌خواندم، ناگهان به فکر فرومی‌رفتم و وقتم را می‌گرفت. سال دوم جدی‌تر و با‌انگیزه‌تر تلاش کردم. بعد از آزمون، آن را تحلیل می‌کردم. بعد از تحلیل، ابتدا برنامه‌ی کوتاه‌مدت دوسه‌روزه طرح‌ریزی می‌کردم. هفته‌ی اول مخصوص یادگیری مفاهیم کتاب‌ها بود. بقیه‌ی روزها تست زمان‌دار می‌زدم. چهارشنبه و پنج‌شنبه‌ی قبل از آزمون هم مخصوص آزمون غیرحضوری و مرور بود.


سال دوم کارنامه‌ای گرفتی که نگران‌کننده باشد؟

در یکی از آزمون‌ها ترازم حدود ۶۵۰۰ شد. خودم نگران نشدم و کاملاً به خودم اعتماد داشتم که می‌توانم جبران کنم. احتمالاً خانواده‌‌ام نگران شده‌‌اند؛ ولی چیزی به من نگفتند.


عید سال ۹۸ را به یاد داری که در چه وضعیتی بودی؟

در عید وضعیت خوبی داشتم. البته همه در آزمون‌های عید افت کردند و شاید به این دلیل بود که اولین سال برای نظام‌جدید بود. در کارنامه‌ی پروژه‌ای بهترین آزمون من مربوط به آزمون عید بود.

قهرمان پیشرفت: حمیدرضا جمشیدی،  از رتبه‌ی ۲۸۰۷ تا ۳۰۰ تجربی


در آزمون‌های جامع خرداد چه نتایجی گرفتی؟

در سه آزمون آخر ترازهایم ۶۸۰۰، ۷۲۰۰ و ۶۷۰۰ شد.


روز کنکور چگونه گذشت؟

شش روز قبل از کنکور، عمویم از دنیا رفت. خیلی به من سخت گذشت و سعی کردم از خانه بیرون نروم. خانه‌مان کمی شلوغ شده بود و هفته‌ی آخر سخت گذشت. شب کنکور، موقع خواب، گردن‌درد گرفتم و دلیل آن را هم دقیق نفهمیدم. صبح با آرامش به جلسه‌ی کنکور رفتم. سال اول هم نگرانی روز کنکور را نداشتم. خوشبختانه استرس نداشتم. از قبل برای شرایط گرما خودم را آماده کرده بودم و اتفاقاً جایی که نشسته بودم، گرم بود. مسئول نمایندگی در شهر ما کار خوبی کرد. آزمون‌های کانون را همان‌جایی برگزار کرد که کنکور برگزار می‌شد. این کار باعث شد با فضای آن‌جا آشنا باشم. چون زمان‌بندی را تمرین کرده بودم، دیگر وقت کم نیاوردم.


در پایان حرفی مانده که بگویی؟

پیشنهادم به دانش‌آموزان این است که هیچ‌وقت روحیه‌ و انگیزه‌ی خود را از دست ندهند. در کنکور کسی موفق می‌شود که از اشتباهات خود درس می‌گیرد. ناامیدی آفت موفقیت است. در هر شرایطی باید روحیه‌ی خود را حفظ کنند. در پایان هم دوست دارم از آقای حسانی، مسئول نمایندگی‌ شهرمان و از خانم حسانی و خانم مظاهری  تشکر کنم که برای پیشرفت من خیلی تلاش کردند. از پسرخاله‌ام، محمدرضا کریم‌پور و دوست عزیزم، حسین شکاری، رتبه‌ی ۱۰۳ سال ۹۴، تشکر می‌کنم که در مسیر کنکور خیلی به من کمک کردند.

قهرمان پیشرفت: حمیدرضا جمشیدی،  از رتبه‌ی ۲۸۰۷ تا ۳۰۰ تجربی


منبع :