دانش املایی خود را به چالش بکشید (1)

این مطلب متنی برگزیده از کتاب کلیله و دمنه است که با اندکی تغییر و تلخیص ارائه شده است. این مطلب جاهای خالی دارد که باید با واژگان صحیح کامل شود.

دانش املایی خود را به چالش بکشید (1)

آورده‌اند که در کوهی بلند درختی بود بزرگ و در آن ... 1 ... هزار خانه زاغ بود.  و آن زاغان را مَلِکی بود که همه در فرمان و ... 2 ... او بودندی، و اوامر و ... 3 ... او را فرمان  نمودندی.

شبی مَلِک بومان به سبب دشمنایگی که میان بوم و زاغ است بیرون آمد و به طریق شبیخون بر زاغان زود و کام تمام براند، و مظفر و منصور و ... 4 ... بازگشت.

دیگر روز ملک زاغان لشکر را جمله کرد و گفت: دیدید شبیخون بوم و دلیری ایشان؟ و امروز میان شما چند کشته و مجروح و پرکنده و بال گسسته است، و از این دشوارتر جرئت ایشان است و وقوف برجایگاه و مسکن، و شک نکنم که زود بازآیند و بار دوم دست‌برد بار اول بنمایند.. در این کار ... 5 ... کنید و وجه مصلحت باز بینید.

و درمیان زاغان پنج زاغ بود به فضیلت رای و مزیت عقل مذکور و به یُمن اصابت تدبیر مشهور، و زاغان در کارها اعتماد بر اشارت و مشاورت ایشان کردندی، و ملک رای ایشان را مبارک داشتی و در ابواب مصالح از سخن ایشان نگذشتی. یکی را از ایشان پرسید که: رای تو در این حادثه چه بیند؟

 گفت: این رایی است که پیش از ما علما بوده‌اند و فرموده که «چون کسی از مقاومت دشمن عاجز آمد به تَرک اهل و مال و منشأ و مولد بباید گفت و روی بتافت، که جنگ کردن خطر بزرگ است، خاصه پس از هزیمت (= شکست)، و هرکه بی ... 6 ... قدم در آن نهاد بر گذر سیل خوابگه کرده باشد چه برقوّت خود تکیه کردن و به زور و شجاعت خویش فریفته شدن از ... 7 ... دور افتد،

ملک روی به دیگری آورد و پرسیدکه: تو چه اندیشیده‌ای؟ گفت: آن‌چه او اشارت می‌کند. از گریختن و مرکز خالی گذاشتن، من باری هرگز نگویم، و در خرد چگونه درخورد در صدمت نخست ... 8 ... به خویشتن راه دادن و مسکن و وطن را پدرود کردن؟ به ... 9 ... آن نزدیک‌تر که اطراف فراهم گیریم و روی به جنگ آریم.

که پادشاه کامگار آن باشد که شهاب ... 10 ... ش دیو فتنه را بسوزد. و حالی مصلحت در آن است که دیدبانان نشانیم و از هرجانب نگاه داریم. اگر قصدی پیوندند ساخته و آماده پیش رویم، و کارزار به وجه بکنیم و روزگار دراز در آن مقاتلت ... 11 ... ، یا ظفر روی نماید یا معذور گشته پشت بدهیم. چه پادشاهان باید که روز جنگ و وقت نام و ننگ به عواقب کارها ... 12 ... ننمایند و به هنگام نبرد مصالح حال را بی‌خطر شمرند.

ملک وزیر سوم را گفت: رای تو چیست؟ گفت: من ندانم که ایشان چه می‌گویند، لکن آن نیکوتر که جاسوسان فرستیم  و تفحّص حال دشمن به جای آریم و معلوم کنیم که ایشان را به مصالحت میلی هست، و به خراج از ما خشنود شوند و ملاطفت ما را به قول استقبال نمایند. اگر از این باب میسر تواند گشت، و به وسع طاقت و ... 13 ... امکان در آن معنی رضا افتد، صلح قرار دهیم و خراجی التزام نماییم تا از ایشان ایمن گردیم و بیارامیم؛ که ملوک را یکی از رای‌های صائب آن است که چون دشمن به مزید استیلا و به مزیت استعلا مستثنی شد، و شوکت و قدرت او ... 14 ... گشت، و خوف آن بود که فساد در ممالک منتشر گردد، و رعیت در معرض تلف و هلاک آیند مال را سپر ملک و ولایت و رعیت گردانند،

1

غریب/ قریب

8

خواری/ خاری

2

مطابعت/ متابعت

9

صواب/ ثواب

3

نواهی/ نواحی

10

سولت/ صولت

4

مصرور/ مسرور

11

بگزرانیم/ بگذرانیم

5

تأمّل / تعمّل

12

التفات/ الطفات

6

تعمّل/ تأمّل

13

غدر/ قدر

7

هضم/ حزم

14

ضاهر/ ظاهر