قهرمان پیشرفت: امیرحسین قانعی؛ از رتبه‌ی 6400 تا رتبه‌ی 701

سال گذشته رتبه‌ام در کنکور 6400 شد و با اینکه می‌توانستم به دانشگاه بروم، با خودم فکر کردم که اگر بروم، پشیمان می‌شوم.

قهرمان پیشرفت: امیرحسین قانعی؛ از رتبه‌ی 6400 تا رتبه‌ی 701

امیرحسین قانعی در یک نگاه

شهر: قوچان (استان خراسان رضوی)

سال‌های حضور در کانون: سوم و چهارم دبیرستان و یک سال فارغ‌التحصیل به‌مدت ۳ سال

رتبه‌ی سال ۹۷: ۶۴۰۰

رتبه‌ی سال ۹۸: ۷۰۱

رشته‌ی قبولی: پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی ساری

تحصیلات و شغل پدر: کارشناسی‌ارشد ریاضی، فرهنگی

تحصیلات و شغل مادر: کارشناسی‌ارشد مشاوره، فرهنگی

قهرمان پیشرفت: امیرحسین قانعی؛ از رتبه‌ی ۶۴۰۰ تا رتبه‌ی ۷۰۱


چه شد که سال ۹۷ به دانشگاه نرفتی و یک سال دیگر برای کنکور درس خواندی؟

سال گذشته رتبه‌ام در کنکور ۶۴۰۰ شد و با اینکه می‌توانستم به دانشگاه بروم، با خودم فکر کردم که اگر بروم، پشیمان می‌شوم. من سال گذشته کل سال را کامل درس نخواندم و هرازگاهی خسته می‌شدم و درس‌خواندن را کنار می‌گذاشتم. از تلاشم راضی نبودم و ترجیح دادم فرصت دیگری به خودم بدهم.

سال اول با چه موانعی روبه‌رو بودی که نتوانستی نتیجه‌ی مطلوب بگیری؟

در چهار سال دبیرستان در مدرسه‌ی تیزهوشان درس خواندم و پایه‌ی درسی‌ام خوب بود. در سال چهارم ذهنیت درستی درباره‌ی کنکور نداشتم. فکر می‌کردم چون همه دارند درس می‌خوانند، من هم باید درس بخوانم. از درس‌خواندن لذت نمی‌بردم. از نظر روحی کم آوردم و هدف و انگیزه‌ای برای درس‌خواندن نداشتم. چند روز می‌خواندم و بعد رها می‌کردم. در آزمون‌های کانون هم شرکت می‌کردم؛ اما زیاد غیبت می‌کردم. بودن با هم‌کلاسی‌ها به من احساس رقابت می‌داد و انگیزه‌ام را برای درس‌خواندن حفظ می‌کرد؛ اما از بهمن‌ماه که دیگر به مدرسه نرفتم، افت کردم. در اردیبهشت به‌مدت دو ماه درس را به‌طور کامل کنار گذاشتم. بعد از آن، فهمیدم مشکل از ذهن من است. از همان زمان سعی کردم مثبت فکر کنم. در یک ماه آخر، خیلی خوب درس خواندم و باعث شد ترازم در آزمون‌های آخر هزار نمره افزایش پیدا کرد و به تراز ۶۸۰۰ رسیدم. در کنکور سبک سؤالات تغییر کرده بود و از نظر روحی هم آماده نبودم و نتوانستم نتیجه‌ی دلخواه را بگیرم.

از چه زمانی تصمیم گرفتی درس‌خواندن را دوباره شروع کنی؟

وقتی از جلسه‌ی کنکور بیرون آمدم، به سراغ کتاب‌های روان‌شناسی رفتم تا با خواندن آن‌ها بتوانم ذهنم را مثبت‌اندیش کنم و روحیه‌ام تقویت شود. عادت‌های خوبی در خودم ایجاد کردم و سعی کردم مدام به خودم انگیزه بدهم و خسته نشوم. از اواخر شهریور درس‌خواندن را شروع کردم. اولین کاری که کردم این بود که همه‌ی اشتباهات سال گذشته‌‌ام را در دفتری نوشتم. تصمیم گرفتم سال بعد این این اشتباهات را تکرار نکنم.

یادت می‌آید چه چیزهایی در آن دفتر نوشتی؟

سال اول هدف نداشتم. احساسم به کنکور منفی بود. برنامه‌ریزی را بلد نبودم. یا خیلی سبک بود یا خیلی سنگین. با برنامه‌ی آزمون پیش نمی‌رفتم و آزمون‌ها را به‌خوبی بررسی نمی‌کردم.

چند سال عضو کانون بودی؟

از سوم دبیرستان عضو کانون شدم.

وقتی می‌خواستی برای سال دوم کنکور بدهی، در اولین آزمون کانون، نتیجه‌ات چه شد؟

دو هفته‌ی قبل از آن، خیلی خوب درس خواندم و ترازم در اولین آزمون، ۷۳۰۰ شد. خیلی خوب بود و به من انگیزه داد. همان زمان جواب دانشگاه آزاد هم آمد و قبول شده بودم. چون ترازم خوب شد، تصمیم گرفتم به کارم ادامه دهم.

برنامه‌ات برای سال دومی که کنکور دادی، چه بود؟

تمرکزم را روی مشکلم گذاشتم و سعی کردم با حال خوب درس بخوانم. اکثر فارغ‌التحصیلان این مشکل را دارند که زود خسته می‌شوند. برای این مشکل برنامه‌ی منظمی نوشتم. صبح‌ها خودم را مقید می‌کردم که حتماً قبل از هر کاری، حرکات آرام‌سازی را انجام دهم. هر روز به باشگاه بدن‌سازی می‌رفتم و منظم ورزش می‌کردم. این کار خیلی روحیه‌ام را تقویت می‌کرد. قبلاً وقتی خسته می‌شدم، به خودم استراحت می‌دادم و نمی‌خواندم. امسال تصمیم گرفتم هر وقت خسته شدم، باز هم ادامه دهم و کنار نگذارم. ساعت مطالعه‌ام از ۸ ساعت شروع شد و کم‌کم افزایش دادم. بیشتر به کیفیت درس‌خواندن اهمیت دادم. همیشه برگه‌ای داشتم که هر وقت حواسم پرت می‌شد، در آن ضربدر می‌زدم. آخر مطالعه اگر این ضربدرها بیشتر از حد تعیین‌شده بود، مطلب را دوباره می‌خواندم. برنامه‌ریزی‌ام طوری بود که چند روز مانده به آزمون، مباحث را تمام می‌کردم و در روزهای باقی‌مانده مرور و جمع‌بندی می‌کردم. تعداد تست‌هایم را زیاد کردم. درس‌هایی را که ضعیف بودم، به‌جای اینکه کنار بگذارم، بیشتر می‌خواندم. مثلاً هر روز دو نوبت زیست می‌خواندم. با همین کار زیست را به نقطه‌قوتم تبدیل کردم و نمره‌ام در کنکور ۹۰ شد.

قهرمان پیشرفت: امیرحسین قانعی؛ از رتبه‌ی ۶۴۰۰ تا رتبه‌ی ۷۰۱


نمره‌هایت از چه زمانی تغییر اساسی کرد؟

برای درس زیست، روش مطالعه‌ام را عوض کردم و خیلی تغییر کردم. سال گذشته متن کتاب را وسواسی می‌خواندم و منبع خوبی هم برای تست نداشتم. امسال تعداد تست‌زنی را بیشتر کردم و هر روز از کتاب آبی و سه‌سطحی کانون تست زدم. کار دیگرم بازیابی با متن کتاب بود. مثلاً عنوان مطلب را می‌خواندم و کتاب را می‌بستم و سعی می‌کردم متن را مرور کنم. هر جایی را یادم می‌رفت دوباره کتاب را می‌خواندم. این کار را از دی‌ماه شروع کردم و این کار در آزمون‌های جمع‌بندی خیلی به من کمک کرد. سال قبل در آزمون‌ها نمره‌ام ۴۰ بود و امسال به ۹۰ هم رسیدم.

نتایج دو کنکور را با هم مقایسه می‌کنی؟

ادبیات از ۶۸ به ۳۷، عربی از ۷۲ به ۶۴، دین‌وزندگی از ۵۵ به ۸۹، زبان انگلیسی از ۴۱ به ۶۸، ریاضی از ۵۵ به ۹۶، زیست از ۵۵ به ۹۰، فیزیک از ۴۱ به ۶۹ و شیمی از ۴۵ به ۷۴ رسید.

درسی بود که تو را به زحمت بیندازد؟

در طول سال درس‌های زبان انگلیسی و عربی خیلی اذیتم کرد. در عربی نمره‌هایم زیر ۲۰ بود. پایه‌ی ضعیفی در این درس داشتم؛ اما از عید به بعد هر روز عربی کار کردم و از کتاب زرد عمومی برای تست‌زدن استفاده کردم. بعد از پاسخ به سؤالات، آن‌ها را دقیق بررسی کردم و توانستم در کنکور ۶۴درصد پاسخ بدهم. در زبان هم پیشرفت کردم و نمره‌ام ۶۸ شد.

از تغییر منابع هم گفتی. از نظر تو، منابع مطالعاتی خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

منابع برای کنکور خیلی گسترده‌ است. بعضی از منابع سؤالات حاشیه‌ای دارند و در نگاه اول فکر می‌کنیم خیلی خوب است. با بررسی نکات آن‌ها متوجه می‌شویم که امکان طرح آن در کنکور خیلی کم است و فقط ظاهر سؤال را سخت کرده است. بعضی از منابع ما را به سر اصل مطلب می‌برد و به درک کتاب درسی کمک می‌کند.

کار خاصی کرده‌ای که دوست داری آن را به دیگران هم پیشنهاد کنی؟

مهم‌ترین کاری که کردم، استمرار در کارها بود. حتی یادداشت‌هایم را در راه رسیدن به باشگاه می‌خواندم و مرور می‌کردم. به هر ترازی می‌رسیدم، راضی بودم؛ اما قانع نمی‌شدم و تلاش می‌کردم بهتر شوم. قانع‌نبودن باعث می‌شد انگیزه‌ام حفظ شود. البته خیلی وقت‌ها خسته شدم؛ اما اغلب با انگیزه درس خواندم.

اطرافیانت چقدر برایت تأثیرگذار بودند؟

سال دوم از دوستانم خیلی کمک گرفتم. علیرضا سلطانی، رتبه‌ی ۸ کنکور ۹۷، خیلی به من کمک کرد. از نظر روحی خیلی تقویتم کرد. با پدر و مادرم درباره‌ی درس‌ها خیلی صحبت می‌کردم و با پدرم صحبت‌های آقای قلم‌چی در جلسه‌ی برترها را گوش می‌دادیم و درباره‌ی راهکارها گفت‌وگو می‌کردیم.

به تحلیل آزمون چقدر اهمیت می‌دادی؟

سال اول آزمون‌های کانون را مانعی می‌دیدم که فقط می‌خواهد حال ما دانش‌آموزان را بگیرد. تحلیل نمی‌کردم و احساس خوبی به آن نداشتم. سال دوم آزمون را کامل تحلیل می‌کردم و مشکلاتم را پیدا می‌کردم. در مشکلاتم دنبال دلیل بودم و برای رفع اشکال از مشورت با دیگران هم استفاده می‌کردم. یادم می‌آید پدرم برای رفع بی‌دقتی پیشنهاد کرد در خانه هم فضای چرک‌نویس‌هایم را کم کنم و راه‌حل‌ها را کامل و تشریحی بنویسم و فقط سعی کنم سرعتم را بیشتر کنم. این کار را در خانه تمرین کردم و در آزمون‌ها هم به کار بردم. این ایده خیلی به من کمک کرد و باعث شد سرعتم در حل محاسبات بیشتر شود. دسته‌بندی اشکالات باعث شد آن‌ها را به‌مرور کم کنم. اوایل اعتمادبه‌نفس کاذب داشتم و باعث می‌شد به همه‌ی سؤالات پاسخ دهم و اشتباهاتم زیاد بود. به‌مرور کم کردم و در کنکور هم اشتباهاتم خیلی کم شد.

از کارنامه‌های سایت کانون هم استفاده می‌کردی؟

جایی خوانده بودم که بازخورد‌دادن مهم‌ترین عامل برای ادامه‌دادن است. سعی می‌کردم بازخوردهای مستمر به خودم بدهم و وقتی در هفته خوب درس خوانده بودم، به خودم جایزه می‌دادم و کتاب دلخواهم را می‌خواندم. کارنامه‌های کانون هم ابزار مهمی برای بازخورددادن است. مطالب را در عید با کارنامه‌ی بازیابی مرور و جمع‌بندی کردم. بعد از هر آزمون، بررسی می‌کردم که چه اشتباهاتی کرده‌‌ام و سعی می‌کردم برای آزمون بعدی آن‌ها را اصلاح کنم. به کنکور فکر نمی‌کردم؛ هدفم آزمون بعدی بود که بهتر شوم.

چه دستاوردهایی از کانون داشتی؟

مهم‌ترین ویژگی کانونْ نظم‌دادن به دانش‌آموز با برنامه‌ی راهبردی است. مرورهای خوبی که دارد، او را از سردرگمی نجات می‌دهد و دیدگاه درستی به آزمون‌ها پیدا می‌کند و ابزاری است برای بازخوردگرفتن.

الگوی خاصی در زندگی داری؟

از هر کس الگوی خاصی می‌گیرم. هر انسانی ویژگی‌های خوب و بد دارد. نمی‌توان از همه‌چیز یک نفر الگوبرداری کرد. من هم سعی می‌کنم ویژگی خوب انسان‌ها را الگوبرداری کنم.

از خانواده‌ات هم می‌گویی؟

پدر و مادم هر دو فرهنگی هستند. پدرم کارشناسی‌ارشد ریاضی و مادرم کارشناسی‌ارشد مشاوره دارد. هر دو در سال کنکور خیلی به من کمک کردند. به من انگیزه می‌دادند و در روش درس‌خواندن کمکم می‌کردند. در دوسه هفته‌ی آخر خیلی خسته شده بودم. پدرم به اتاقم می‌آمد و کارهایش را کنار من انجام می‌داد که من هم درس بخوانم و از فضای درس بیرون نیایم. خیلی کمکم کرد. پدرم دبیر ریاضی است و در مسائل ریاضی خیلی راهنمایی‌ام می‌کرد و ایده‌های خوبی به من داد.

از کدام‌یک از دوستانت خاطره‌ی خوبی داری؟

علیرضا سلطانی خیلی به من کمک کرد. هر وقت در آزمون افت می‌کردم به من زنگ می‌زد و با هم صحبت می‌کردیم. درباره‌ی روش‌های درس‌خواندن هم از او کمک می‌گرفتم.

قهرمان پیشرفت: امیرحسین قانعی؛ از رتبه‌ی ۶۴۰۰ تا رتبه‌ی ۷۰۱