گفت‌وگوی کاظم قلم‌چی با محمد ابوترابی، رتبه10 ریاضی98 از تهران

در این مطلب، گفت و گوی کاظم قلمچی با محمدمهدی ابوترابی، رتبه10 کشوری ریاضی کنکور98 را می‌خوانیم...

گفت‌وگوی کاظم قلم‌چی با محمد ابوترابی، رتبه10 ریاضی98 از تهران

لطفا خودتان را معرفی کنید.

محمدمهدی ابوترابی رتبه 10کنکور ریاضی هستم.


اقای ابوترابی چندسال و در چند ازمون برنامه ای شرکت کردید؟

4سال و 59 آزمون شرکت کردم. از سال نهم آمدم. در سال نهم آزمون‌ها را خیلی جدی نمی‌گرفتم.  در سال دهم چون دبیرستان رفتیم آزمون‌های برنامه‌ای برای من جدی‌تر شد و برنامه‌ریزی می‌کردم. از سال یازدهم به طور جدی به برنامه‌ی راهبردی توجه می‌کردم. سعی می‌کردم برنامه‌ام را تا جایی که با مدرسه مغایرت نداشته باشد هماهنگ کنم تا سال دوازدهم که این هماهنگی تقریباً خودکار شده بود.


اگر نتیجه‌ی خوب نمی‌گرفتید چه واکنشی داشتید؟

اکثراً اگر نتیجه‌ی خوب نمی‌گرفتم سعی می‌کردم با ثبات باشم؛ مثلاً فکر می‌کنم سال دوازدهم آزمون جامع 21 دی که خیلی شرکت‌کننده داشت، رتبه‌ی 48 کشور شدم که بدترین رتبه‌ام بود. آن‌جا خیلی ناامید شدم حتی دو سه روز درس خواندن را رها کردم.


پس این طوری هم شد که ناامید بشوید و درس را سه روز رها کنید. چطور شد برگشتید؟

صحبت‌هایی با دوستانم و کسانی که قبلاً کنکور داشتند کردم و در من تأثیر داشت که الان وقت جا زدن نیست و باید ادامه بدهی وگرنه زحماتت هدر می‌رود. این شد که تصمیم گرفتم ادامه بدهم.


شما تا چه حد روش‌های مطالعاتی‌تان را می‌شناختی و می‌دانستی چگونه باید درس بخوانی؟

تقریباً به جز یک یا دو درس عمومی روش خودم را داشتم. از سال یازدهم آن را هم تغییر ندادم.محمد مهدی ابوترابی رتبه 5 و حسام آرمندهی (کافه بازار )

جالب است! ازسال یازدهم روشی را که به دست آوردید تثبیت کردید. سال یازدهم هم در مطالعه جدی بودید؟

در مطالعه جدی بودم ولی نه اینکه تفریح نداشته باشم؛ چون می‌دانستم یک سال سخت‌ تر پیش روی من است، سعی می‌کردم به حدی جدی باشم که سال بعد کم نیاورم و بتوانم تا آخر ادامه بدهم، ولی باز جدی بودم و از سال یازدهم می‌خواندم.


پدر و مادرتان چه تأثیری در موفقیت شما داشتند؟

یک کار خوبی که کردند من را از دبستان متکی به خود بار آوردند.


اینکه پدر و مادرتان شما را مستقل بار آوردند، می‌توانید بگویید چه کاری می‌کردند که شما خوداتکا بشوید؟

همان اول مسائل را به من می‌سپردند، البته زیاد شکست می‌خوردم و از آن‌ها کمک می‌گرفتم، ولی کم کم با کسب تجربه و از راهنمایی توانستم.


 تجربه‌ای که کار را به شما سپردند و شما شکست خوردید را به یاد می آورید؟

دبستان بعضی از درس‌ها را بد می‌شدم و خیلی دوست داشتم برای تحصیل در مقطع راهنمایی به سمپاد بروم. در آن راه شکست می‌خوردم ولی وقتی موفق شدم از آن به بعد به خودم سپردند. مثلاً چک میکردند که وضعیتم خوب است یا نه ولی در بحث آموزش وارد نمی‌شدند.


خیلی از بچه‌ها این را متوجه نمی‌شوند؛ مثلاً می‌گویند خودم تصمیم می‌گیرم و پدر و مادرم مسئولیت آن را به من سپردند. ولی شما متوجه بودید که پدر و مادرتان این خوداتکایی را برای شما به وجود آوردند و شما را به گونه‌ای تربیت کردند و پرورش دادند که به خود متکی باشید. آیا آن موقع فکر می‌کردید که والدین شما دارند شما را به گونه‌ای پرورش می‌دهند که به خودتان متکی باشید؟

در دبستان خیر، اما از راهنمایی که دیدم به خودم سپردند، هدفشان را فهمیدم.


اگر نتیجه‌ی خوبی نمی‌گرفتید واکنش پدر و مادرتان چه بود؟

به من زیاد سخت نمی‌گرفتند، مثلاً یک مشکلی که داشتم این بود که ساعت مطالعاتی‌ام از هم رده‌ی خودم کمتر بود و این یکم اذیتم می‌کرد.مثلاً فکر می‌کردم خیلی عقب می‌افتم. بعد به این نتیجه رسیدم که روش هر کس منحصر به فرد است.

کاری که یک نفر در سه ساعت انجام می‌دهد، شاید یکی باید در شش ساعت انجام دهد.

این گونه شد که پروژه‌ای کار می‌کردم و مقید نبودم هر روز 12 ساعت باید درس بخوانم؛ یک روز خیلی زیاد می‌خواندم و یک روز کمتر به طوری که به برنامه‌ام برسم همان‌طوری که در ذهنم داشتم.

در دوره‌ی جمع‌بندی دروس عمومی‌ام ضعف داشت و به آن زیاد اهمیت نداده بودم؛ ولی کانون در تابستان روی دروس پایه کار می‌کرد که برای من خیلی مفید بود. یک بخش مهمی از دروس پایه‌ام را در آن تابستان بستم و در جمع‌بندی با روش‌های بازیابی سعی می‌کردم مطالب را برگردانم و بیشتر روی عمومی‌ها کار کردم.محمد مهدی ابوترابی رتبه 5 و حسام آرمندهی (کافه بازار )

تمایل دارید در ادامه در چه رشته‌ای تحصیل کنید؟

رشته‌ای که می‌خواهم بروم کامپیوتر است. برخی از کسانی که رشته‌ی کامپبوتر را انتخاب می‌کنند به دنبال مهاجرت و یا ادامه‌ی تحصیل در خارج از کشور هستند؛ ولی دوست دارم این را تغییر بدهم که الان خیلی‌ها را اطرافم میبینم که می‌خواهند بروند به رشته‌ای که بعدش بتوانند مهاجرت کنند. من می‌خواهم در ایران کار کنم و نشان بدهم که وقتی می‌توانیم در ایران موفق باشیم، چرا باید مهاجرت کنیم. بخشی هم به علاقه‌ام برمی‌گردد. تحقیق هم کردم و گرایشم به این سمت بیشتر است. از طرف دیگر دنیا به سمت نرم‌افزار می‌رود. بخشی که مربوط به برق هست خواهان کمتری خواهد داشت و این‌ها بر من تأثیری نداشتند که می‌گفتند برق برو چون کلاس کاری بیشتری دارد.


شما برمبنای علاقه‌ی خودت عمل کردی؛ دوست دارید استارت آپ بشوید و برای خودتان شرکت درست کنید یا می‌خواهید در زمینه‌ی تخصصی رشته‌ی خودتان کار کنید یا بعداً جا را عوض کنید؟ تا حالا به آینده‌ی دورتر فکر کردید؟

بیشتر به فکر همان استارت آپ هستم، ولی شاید الان یک شعار باشد. هنوز تئوری هست.



فایل های ضمیمه

گفتگوی کاظم قلم چی با رتبه 10 کنکور ۹۸ ریاضی محمد مهدی ابوترابی