برخلاف در انگلیسی

ترجمه و تعریف "برخلاف", فارسی-انگلیسی را اینجا ببینید

برخلاف در انگلیسی

برخلاف در انگلیسی

ترجمه و تعریف "برخلاف", فارسی-انگلیسی واژه نامه  آنلاین

 اضافه کردن ترجمه 

برخلاف


  • abhorrent {adjective }


  • contrariwise {adverb }


  • contrary    {adjective verb noun adverb } ولی آنچه پیش آمدکاملا برخلاف این بود؛ و ساب ین کوشید سر صحبت را باز کند.

    But on the contrary, the next evening Sabine tried to resume their conversation.


  • counter   {adjective verb noun adverb } .اما اين برخلافِ قانونه

    But it's counter to law.


    • despite     {verb noun adposition } برخلاف گزارش هايي که دادن ، اونا هيچ وقت جسدش رو پيدا نکردن

      They never did find his body, despite what the reports say.

    ترجمه خودکار: Unlike

    عبارات مشابه در فرهنگ لغت فارسی انگلیسی.

    (اعتصاب) غیرقانونی (تایید نشده از طرف اتحادیه یا برخلاف قرارداد)
    wildcat
    (برخلاف حکم وظیفه یا وفاداری و غیره) ترک کردن
    desert
    (برخلاف عقل سلیم یا آنچه بر دل برات شده است) برخلاف شهود
    counterintuitive
    (برخلاف میل خود یا به زور) پس دادن
    disgorge
    (برخلاف میل خود) آشکار کردن
    betray
    (حقوق) برخلاف نظم عمومی
    disorderly


     علیرغم همه چیز و برخلاف همه دشواریها آنها موفق میشوند. In spite of everything and against tremendous odds, they succeeded.
    من یاد گرفتم که در کنیا این برخلاف قانون بود.
    I learned that it was against the law in Kenya.
     برخلاف پلو که همراه با کباب و ادویه کاری خورده می شود.، بریانی یک غذای کامل همراه با گوشت، ادویه و سبزیجات است.
    Unlike Pulau (which is eaten with roast and curry dishes), Biryani is a complete dish with meat and spices (and vegetables) inside. اBut on the contrary, the next evening Sabine tried to resume their conversation.
    برخلاف عصر گذشته، روز قشنگی بود و سرشار از آفتاب.
    Unlike the evening before, the day was beautiful and filled with sunshine.
     ولی برخلاف اون ، باهوبلی با یک دست دشمن رو نابود می کرد.
    On the other hand, Bahubali, has slained enemies with one hand
    چونکه ، برخلاف من ، مايل نيستي.تا قيمت لازم رو بپردازي Because, unlike me, you aren't willing to pay the necessary price.