حقوق از نگاه کامران اله مرادی (دانشجوی حقوق دانشگاه تهران)

انتخاب رشته کنکور سراسری معرفی رشته حقوق معرفی شغل وکالت نویسنده: کامران اله مرادی دانشجوی حقوق دانشگاه تهران

حقوق از نگاه کامران اله مرادی (دانشجوی حقوق دانشگاه تهران)

 برای مشاهده فیلم معرفی رشته حقوق کلیک کنید


  

نویسنده: کامران اله مرادی – دانشجوی حقوق دانشگاه تهران

سلام، اگر حقوق خواندن یکی از گزینه ­های شما برای ورود به دانشگاه است شاید این مطلب بتواند به انتخاب شما کمک کند.

پیش از هر چیز باید بگویم من (مانند هر کس دیگری)، از اینکه جامعه و داوطلبان در مورد حقوق چه فکری می­ کنند تصوری دارم، این تصور من ممکن است درست باشد و ممکن است نباشد، با فرض درست بودن آن تصور این مطلب را می­نویسم و سعی دارم آن نگاه نسبت به حقوق را از نگاه امروز خودم ، به عنوان کسی که زمانی همین تصور را داشته نقد کنم،(هر کس دوست دارد بقیه شبیه به او فکر کنند) و از آنجایی که زمان کافی برای نگارش متن نداشتم نه توانستم همه مطالبم را بنویسم و نه اینکه آن را در تقسیم بندی دقیق­ تری به نگارش درآورم، از کسانی که تصورم در موردشان اشتباه است و این مطلب را می­ خوانند از پیش عذرخواهی می­کنم.


طبیعتاً این مطلب برای کسانی است که به رشته حقوق، فارغ از فرصت های اجتماعی و اقتصادی آن «علاقمند» هستند. کسانی که جست و جوهایشان در زمان انتخاب رشته برای یافتن پیامدهای انتخاب این رشته برای خودشان و جهان پیرامونشان است، نه کسانی که برای رسیدن به شغلی خاص به اجبار باید از گذرگاه این رشته عبور کنند، خواندن این مطلب احتمالاً کمکی به دسته دوم نمی کند مگر اینکه بخواهند به دسته اول بپیوندند.


1) در معرفی رشته حقوق باید ابتدا مرزهای این رشته را با سایر رشته ها مشخص کرد، حتی باید گاهی میان رشته حقوق و دانش حقوق هم تفاوت قائل شد، زیرا حقوق دانشگاهی لزوماً حقوق در معنای تاریخی آن نیست.

دیگر مطلبی که باید در نظر گرفت این است که در این مرزبندی باید از دو طیف رایج در تعریف این رشته دوری کرد، نه می­توان رشته حقوق را به شغل وکالت تقلیل داد و نه می­توان آن را در حد دانش اداره جامعه (یعنی به مثابه دانش تنظیم روابط میان افراد) اعتلا داد، حقوق صرفاً دانشی است که برای تحقق ارزش­ های مورد نظر یک حکومت، به خدمت آن در می­ آید و برای تحقق این ارزش­ ها قوانینی در جامعه وضع می ­کند و مطابق با همان ارزش ­ها به تفسیر قوانین و مقررات وضع شده ­اش می­ پردازد. از این جهت، حقوق دانشی مصرف کننده است و تقریباً به طور کامل وابسته به ایدئولوژی حکومتی است که از آن حمایت می­ کند، البته این تعریف، تعریف رشته حقوق دانشگاهی است که متکی به وضع موجود و بر پایه ­ی قوانین هر کشور تدریس می­شود، دانش حقوق در مواردی که نمی­ توان در این متن کوتاه توضیح داد، مستقل از مسئله دولت نیز عمل می­ کند و در خدمت ارزش ­هایی با منبعی غیر از دولت در می­ آید، مثل دانش اخلاق، دانش اقتصاد و ... که در دانشگاه­ ها خیلی به این دیدگاه نسبت به حقوق روی خوش نشان داده نمی ­شود. به همین دلیل باید در نظر داشت که رشته حقوق، هر چند گاهی به نام تغییر وضع موجود سخن می­گوید و خود را خواستار تغییراتی در سیستم حقوقی کشور معرفی می­ کند، اما هرگز نباید فراموش کرد که حقوق همواره بازوی اجرایی دولت­ ها برای دفاع از وضع موجود است و حقوق دانشگاهی قادر نیست شاخه ای که روی آن نشسته است را قطع کند. اگر بخواهیم کمی صمیمانه­ تر بگوییم، باید گفت برای ورود به رشته حقوق (با علاقه قلبی)، فرد باید حداقلی از رضایت را نسبت به وضعیت موجود داشته باشد.


2) در سال­های اخیر با توجه به تقاضای بسیار داوطلبان کنکور و اقبال عمومی به ورود به رشته حقوق (که تا حدودی ناشی از تصورات اقتصادی – اجتماعی از شغل وکالت است)، مقاومت کردن در برابر انتخاب این رشته خصوصاً برای رتبه­ های بالاتر کنکور دشوار شده­ است، به اندازه ­ای که حتی خود فرد نیز به سختی می­ تواند تشخیص دهد که آیا واقعا به این رشته علاقمند است یا در نتیجه ­ی تلقینات محیطی و جذابیت­ های اجتماعی تصور علاقمند بودن برای او ایجاد شده است، بسیاری از دانشجویان و حتی فارغ التحصیلان این رشته تا سال­ ها به تشخیص درستی از مبنای انتخاب خود نمی­ رسند و تا حدودی هم باید به آن­ها حق داد، عبور کردن از شوقِ جمعی جامعه نسبت به حقوق­ خواندن و یا وکیل شدن، برای نوجوانی هجده-نوزده ساله کار آسانی نیست و انتخاب کردن یا نکردن رشته حقوق با توجه به علایق نسبتاً واقعی افراد به درجه زیادی شناخت از خود و این رشته نیاز دارد.

 

3) پیش از نوشتن این متن در نگاهی کلی به چند معرفی دیگر در سایت­ های مختلف و توسط افراد مختلف متوجه شدم که در اغلب این معرفی ­ها از مهارت­ هایی سخن به میان می­ آید که برای خواندن حقوق لازم دانسته شده ­اند، از قبیل فن بیان، قدرت استدلال، سخنوری و ... . در واقع این مهارت­ها بیشتر شبیه به تصویر سنتی از یک وکیل (غالباً مرد) در دادگاه­ های یونان پیش از میلاد و اروپای قرون وسطاست تا مهارت­ های ضروری حقوق خواندن. اولاً فن بیان و سخنوری و ... که در چند سال اخیر در قالب اصطلاحاتی چون «روانشناسی موفقیت» در سطح گسترده ­ای وارد ادبیات رایج جامعه شده­ اند اصولاً تابعی از دانش و توان تحلیل افراد هستند و با گسترده ­تر شدن دانش ارتقا می­ یابند و مهارت­ های مستقلی نیستند (علی القاعده) و داشتن یا تلاش برای تقویت آنها بدون داشتن پایه دانشی به نوعی خودفریبی است،  دوماً همانطور که بالاتر گفته شد این­ اصطلاحاً توانایی ­ها شاید برای وکلا در جلسه دادگاه برای تأثیرگذاری بر حضار و ... مناسب باشند، اما فراگیری دانش حقوق بی ­آلایش­ تر از گرفتار شدن در بند چنین مسائلی است. بیان استدلال قدرتمند، ناشی از تحلیل منسجم و خلاقانه ­ی داده­ های معتبر است، نه توانایی استفاده از کلمات زیبا و جملات تأثر برانگیز.


4) حقوق­دان خوب لزوماً کسی نیست که از جملات دشوارتری استفاده می­ کند.


5) همانطور که گفتیم حقوق دانشی روبنایی (مصرف ­کننده) است. یعنی مناسبات و قواعد آن تا حدود زیادی توسط عواملی خارج از خود این رشته سازمان می ­یابند و برای تغییر آن­ها باید منتظر تغییر عواملی خارج از حقوق بود. عواملی از جمله : عوامل اجتماعی، اقتصادی، روانشناختی، فلسفی، سیاسی، دینی و ... . و تقریباً هیچ مسئله حقوقی را نمی­ توان بدون توجه به زمینه ­هایی که در حوزه های گفته شده ریشه دارند تحلیل کرد، حقوق دانشی اجتماعی است و تغییرات آن هم تابعی از تحولات اجتماعی، اقتصادی و ... است، بنابراین باید برای تحلیل حقوقی صحیح، در هر کدام از دانش ­های زمینه­ ای جامعه شناسی، اقتصاد، روانشناسی و روانکاوی (فردی و اجتماعی)، علوم سیاسی، فلسفه و ... دانش کسب کرد. متاسفانه این دیدگاه نیز در دانشکده ­های حقوق با بی­ مهری مواجه است و دانشجویان و حتی اساتید حقوق آشنا به دانش­ های مختلف علوم انسانی معدودند. در حالی که نگاه کردن به حقوق به مثابه یک جزیره ی مستقل از سایر دانش ­ها همواره از سطح علمی کتاب­ های حقوقی می کاهد و باعث ترویج دیدگاه ­های کوته بینانه در خصوص مسائل حقوقی می­شود، زیرا درست این است که مسائل حقوقی را به شکل کوه یخی ببینیم که تنها بخش کوچکی از آن توسط حقوق قابل دیدن است و ریشه هایش تا چند برابر آن در جایی گسترش یافته اند که حقوق به تنهایی قادر به دیدن آن­ها نیست و در این موارد باید در برابر سایر رشته ها متواضعانه دست یاری دراز کند و بدون مراجعه به آن­ها به خود حق اظهار نظر ندهد.


6) حقوق، خود تابع تغییرات جامعه است، نباید از آن انتظار ایجاد تغییرات جدی در جهان را داشت، حقوقدانان همواره یک قدم عقب تر از جامعه راه می روند و زمانی که بخواهند به امید تغییر جامعه، تغییری را به آن تحمیل کنند با عدم پذیرش جامعه مواجه خواهند شد و اعتبار قانون را در جامعه خواهند شکست، بنابراین بر خلاف ادعای بسیاری حقوقدانان، نمی توان با سودای تغییر اوضاع جهان وارد رشته حقوق شد.


7) قانع شدن به کسب مهارت های وکالت (که دام خوش خط و خال حقوق خواندان است) و فهم نکردن جایگاه حقوق در جهان و نسبتش با زندگی جمعی بشر و نادیده گرفتن پتانسیل آن به عنوان بازویی برای سایر دانش ها در راستای ساختن جهانی بهتر، دانشجویان این رشته را هم از فرصت لذت بردن از تحصیل در رشته مورد علاقه محروم می کند و هم جهان را از داشتن انسان هایی که بتوانند بهتر شدنش را همراهی کنند.



 در مورد معرفی تخصصی رشته حقوق و تقسیمات آن، واحدهای درسی، بازار کار و سایر موضوعات متعارف در معرفی رشته­ ها باید بگویم احساس نیازی به نگارش دوباره این مطالب ندیدم، دوستانی پیش از این به خوبی و به طور جامع این موضوعات را توضیح داده­ اند که لینک چند مطلب از آن­ها را در اختیار شما می­ گذارم.


سربلند باشید - کامران اله مرادی


معرفی رشته حقوق - محمد عابدینی دانشجوی دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری

معرفی رشته حقوق - بهناز آرون دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا دانشگاه شهید بهشتی

معرفی رشته حقوق - آذین بهارشنجانی - دانشجوی حقوق دانشگاه شهید بهشتی 

بازار کار رشته حقوق - فائزه کریمی دانشجوی حقوق دانشگاه تهران