پرسیدن یعنی گفت و گو باید کرد

من خود به تجربه دریافته ام که آغاز یک گفت و گوی نافذ و تاثیر گذار، با طرح یک سوال، بسیار خردمندانه‌تر از پاسخ یا نصیحتی است که من به فرزندم می‌دهم. پرسیدن یعنی گفت و گو باید کرد.

پرسیدن یعنی گفت و گو باید کرد

تابستان، فصلِ گرمِ با هم بودن است، اما با هم بودن با گفت و گو کردن به عمل می آید. به قول سعدی:

هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیده ای؟

من در میان جمع و دلم جای دیگر است

این یعمی باهم، ولی تنها! مانند جمع یک خانواده که در زیر یک سقف با هم اند لیکن هر کدامشان سر در موبایل یا تبلت خود دارند.

احترام به پدر، مادر یا فرزند فقط وقتی واقعی است که گفت و گو به عادت تبدیل شود. گفت و گو احترامی است که به پدر، مادر یا فرزند خود می گذارید. تواضع و فروتنی را ما با تمرین و تکرار گفت و گو با یکدیگر یاد می گیریم. من خود به تجربه دریافته ام که آغاز یک گفت و گوی نافذ و تاثیر گذار، با طرح یک سوال، بسیار خردمندانه تر از پاسخ  یا نصیحتی است که من به فرزندم می دهم. پرسیدن یعنی گفت و گو باید کرد.