کنکور 98

روش خاص آزمون‌دادن رتبه‌ی 86 در دوران جمع‌بندی

من این روش را روش خاص آزمون‌دادن می‌دانم. کافی است چند از ده‌هایم را در چند آزمون آخر کانون ببینید تا متوجه شوید چقدر متعادل و منطقی است.

روش خاص آزمون‌دادن رتبه‌ی 86 در دوران جمع‌بندی

ثمين داوودي، رتبه‌ی ٨٦ تجربی منطقه‌ی ۱ در سال ٩٧، دانشجوی پزشکی دانشگاه شهید بهشتی

من اين روش را روش خاص آزمون‌دادن مي‌دانم. كافي است چند از ده‌هايم را در چند آزمون آخر كانون ببينيد تا متوجه شويد چقدر متعادل و منطقي است. مثلاً در آزمون آخر جمع‌بندي كانون، چند از ده اختصاصي‌ام در همه‌ی درس‌ها ٨ بود. اين اتفاقي نبود؛ بلكه روش خاصی ابداع کرده بودم. بعد از عيد متوجه شدم ترازهاي نامطلوبم در آزمون، مربوط به سواد قبل از آزمون نيست؛ بلكه به عملكرد من طي آزمون‌ها بستگی دارد.

آقاي قلم‌چي هر سال در شهر تبريز براي نفرات برتر جلسه‌اي برگزار مي‌كنند. من هم در اين جلسه شركت كردم و بعد از آن، ايده‌هاي اين روش خاص در ذهنم شكل گرفت.

تغيير اول:

قبلاً سؤالات را به سه دسته تقسيم مي‌كردم: سؤال‌هايي كه بلد بودم. سؤال‌هايي كه بلد نبودم. سؤال‌هايي كه شك داشتم. اين تقسيم‌بندي را كمي تغيير دادم و آن را چهار دسته كردم:

۱. سؤال‌هايي كه بلد بودم و مي‌خواستم دور اول جواب دهم؛

۲. سؤال‌هايي كه بلد بودم؛ اما وقت‌گير بود و به دور دوم موكول مي‌كردم؛

۳. سؤال‌هايی که در انتخاب گزینه‌ی درست شک داشتم؛

۴. سؤال‌هايي که بلد نبودم و نمي‌خواستم جواب دهم.

تغيير دوم:

در پايان آزمون‌ها معمولاً زمان اضافه مي‌آوردم و به سؤالات نزده جواب می‌دادم. بعضي آزمون‌ها ٢٠ دقيقه و بعضي آزمون‌ها ٣٠ دقيقه وقت اضافه می‌آوردم و مدت‌زمان آن مشخص نبود. با توجه به شناختي كه از وضعيتم در درس‌ها داشتم، تصميم گرفتم ٥ دقيقه از شيمي، ١٠ دقيقه از زمين‌شناسی، ١٠ دقيقه از رياضي، ١٠ دقيقه از فيزيك و ١٠ دقيقه از زيست‌شناسی ذخيره كنم تا به سؤالات باقي‌مانده از دور اول جواب بدهم.

توصيه مي‌كنم هرکس با توجه به وضعيت خود در درس‌های مختلف، تصميم شفاف بگيرد و بداند که مي‌خواهد از هر درس چقدر زمان ذخيره كند.

تغيير سوم:

در وقت اضافه‌، تسلط كافي بر زمان نداشتم؛ يعني نمي‌دانستم به کدام سؤال‌ها جواب بدهم. اين موضوع باعث مي‌شد نزده‌هايم در بعضي درس‌ها زياد و در بعضي ديگر كم باشد و نمره‌های نامتعادلي داشته باشم. تصميم گرفتم برای اين ٤٥ دقيقه به‌طور دقیق برنامه‌ریزی کنم.

دور اول به سؤالاتي جواب مي‌دادم كه بلد بودم و مي‌دانستم بيشتر از زمان تعيين‌شده وقت نمي‌گيرد. اگر سؤالي را بلد بودم اما وقت‌گير بود، به دور دوم موكول مي‌كردم؛ مثل سؤالات انحراف‌معيار و ضريب تغييرات مسائل قانون هس.

در دور اول جواب‌دادن، چندين بار صفحات دفترچه را ورق مي‌زدم تا سؤالات مناسب را پیدا کنم و پاسخ دهم. اين مهارتی فراشناختي است و آن را به‌مرور و با تمرين به دست آوردم تا تشخیص دهم كدام سؤالات را در دور اول جواب بدهم و كدام سؤالات را در ٤٥ دقيقه‌‌ای که ذخیره کرده بودم.

تعداد سؤالاتي كه از دور اول نزده باقي مي‌ماند، در بالاي اولين سؤال آن درس در پاسخ‌برگ مي‌نوشتم. در ٤٥ دقيقه‌ی وقت اضافه كمترين عددي را كه در پاسخ‌برگ نوشته بودم، پيدا مي‌كردم. فرض کنید نزده‌هاي من در درس رياضي ٦ و البته كمترين بود. نزده‌هاي بقيه‌ی درس‌ها را هم به ٦ مي‌رساندم. سپس از هر درس به يك سؤال جواب مي‌دادم تا نزده‌هایم را در همه‌ی درس‌ها کم کنم و به تعادل برسانم. كاملاً بر خودم مسلط بودم تا از هر درس فقط به يكي جواب بدهم. در جلسه‌ی كنكور در پایان آزمون، ٤ سؤال نزده باقی مانده بود.

اين روش به تمرين و فراشناخت دانش‌آموز نیاز دارد و به تعادل درصدهاي اختصاصي کمک شایانی می‌کند.