کامنت‌های منتخب ادبیات فارسی (21 اردیبهشت)

در این مطلب مجموعه پرسش و پاسخ‌های شما دانش آموزان را در رابطه با درس ادبیات فارسی که در یک هفته‌ی گذشته، در صفحات مقاطع مطرح شده اند، گردآوری کرده ایم.

کامنت‌های منتخب ادبیات فارسی (21 اردیبهشت)

در این مطلب مجموعه پرسش و پاسخ های شما دانش آموزان را در رابطه با درس ادبیات فارسی که در یک هفته ی گذشته، در صفحات مقاطع مطرح شده اند، گردآوری کرده ایم. امیدواریم خواندن این کامنت ها در درک بهتر مباحث به شما کمک کند. نسخه pdf را هم می توانید از ضمیمه دانلود کنید.

مطالب مرتبط:

اسامی برندگان اعتبار اپلیکیشن (کامنت‌های منتخب _ 20 اردیبهشت)


دوازدهم انسانی
کاربر سایتکامنتدوستان میشه کمک کنید؟تو این ابیات ارکان استعاره چیه ؟دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی - بشکن دل بی نوای ما را ای عشق این ساز شکسته اش خوش آهنگ‌تر است -ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا .....لطف کنن کسایی که میدونن جواب بدن بخدا خیلی ضروریه
کاربر سایتپاسخ کامنتسلام در بیت اول دو نوع استعاره داریم یکیش مصرحه و یکیش مکنیه دلا( منادای غیر انسان) که مکنیه میشه یعنی ای دل که مانند انسان هستی ( ذکر مشبه و حذف مشبه به ) و زندان و چاه که هردو استعاره از دنیا هستند یعنی ای دنیایی که مانند زندانی هستی ( حذف مشبه و ذکر مشبه به ) که میشه مصرحه بیت دوم هم منادای غیر انسان داره ( ای عشق ) که همون مکنیه میشه ولی بیت سوم منادای غیر انسان نیست چون گل منظور همون معشوق شاعر هستش وگل اینجا استعاره از معشوق میشه و استعاره مصرحه است یعنی ای یاری که مانند کلی هستی
کاربر سایتکامنتسلام من این بیت رو هر چقدر تقطیع میکنم باز وزنش درست در نمیاد میشه کمک کنید لطفا ....گر تمنای تو از خاطر ناشاد رود///داغ عشق تو گلی نیست که از یاد رود
کاربر سایتپاسخ کامنتسلام فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن وزنی داره رکن اول آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن
کاربر سایتپاسخ کامنتبنطر من فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
کاربر سایتکامنت(وزن بیت گر تمنای تو از خاطر ناشاد رود///داغ عشق تو گلی نیست که از یاد رود)من خودم که به دست میارم میشه فاعلن مفتعلن فاعلن مفتعلن لطفا یکی جواب درستو با خوشه‌های هجایی برام توضیح بده ...
کاربر سایتپاسخ کامنتگر ت من نا (فاعلاتن)|یِ تُ از خا(فعلاتن)|طِ رِ نا شا(فعلاتن)|د ر ود(فَعَلن)....دا غِ عش قِ(فاعلاتن_اختیار زبانی کسره اضافه)|تُ گُ لی نی(فعلاتن)|ست کِ از یا(فعلاتن)|د رَ ود(فعلن)👈اختیار وزنی:استفاده از فاعلاتن به جای فعلاتن در رکن اول هر دو مصراع
کاربر سایتکامنتاین بیت اسلوب داره؟(غم عشقت امد و غم‌های دگر پاک ببرد...سوزنی باید کز پای برارد خاری)از نظر خودم نداره ولی تو پاسخ نامه زده داره😕
سارا اشتری، دوازدهم انسانی - گرمسار - میانگین تراز 6394پاسخ کامنتداره.کلمهٔ همانطورکه وسطش معنی میده.مصراع‌ها استقلال نحوی دارن.یک مصراع مثاله.و این ک قسمتی از جمله اول در جمله دوم نیس
کاربر سایتپاسخ کامنتسلام،به نظر من داره،چون همانطور که غم عشق آمده و غم هاى دگر را برده،با ورود سوزن خارها بیرون میروند،درواقع غم عشق معادل سوزن و غم هاى دگر معادل خار است که این تعادل ذهن را به سمت اسلوب معادله راهنمایى میکند.
کاربر سایتپاسخ کامنتبه نظر من هم داره
کاربر سایتپاسخ کامنتب نظر من نداره به معنی بیت بیشتر دقت کنید
کاربر سایتپاسخ کامنتتو اسلوب دیدی وقتی کاملا جمله بهم بی ارتباطن اسلوبه ...البته‌ی نکتم درنظربگیر ک ضمیرها تو هردومصرع یکی نباشن چون بهمون شخص برمیگردن حتی اگ معنای متفاوت باشه...موفق باشی
کاربر سایتکامنتببخشید میشه مفهوم این بیت رو دقیق بگید:طریقت جز این نیست درویش را که افکنده دارد تن خویش را
کاربر سایتپاسخ کامنتمشخصه که بر ضد طریقت گفته شده این جمله، میگه طریقت و عرفان فقط باعث خسته شدن عالم میشن و راه به جایی نمیبرن
کاربر سایتپاسخ کامنتمیگه اگه میخای تو راه خداشناسی و عرفان و طریقتو اینا قدم بذاری باید همه چیزای مادی و تعلقاتتو رها کنی
زهرا سادات علوی مطلق، دوازدهم انسانی - مشهد - میانگین تراز 7118پاسخ کامنتاره فکنم در نکوهش دراویش باشه، چون میگه طریقت جز اینکه یه جا بشینن و کاری انجام ندن چیز دیگه ای نیست( چون درویش کنج عزلت نشین بودن دیگه)
محمد عابدینى - دانشجوی رشته‌ی حقوق دانشگاه تهرانپاسخ کامنتترک تعلقات مادی و دنیوی
کاربر سایتپاسخ کامنتبراى رسیدن به مقام والاى دراویش و عرفا باید تعلقات و مادیات از جمله جسم را رها کرد.
کاربر سایتکامنتسلام اقای کریمی، کیف کردم با راه تشخیص ابدال، برای اختیار وزنی قلب هم چیزی دارین؟ممنونم
حسین کریمی - دانشجوی رشته‌ی کارشناسی ارشدعلوم قضایی دانشگاه علوم قضایی و خدمات ادارای دادگستریپاسخ کامنتسلام علیکم.خوشالم مفید بوده براتون.برای قلب باید ب این نکته توجه کنید ک ی دفه سرعت یک رکن از مصراع نسبت ب همون رکن توی مصراع دیگ کم یا زیاد میشه و باعث ایجاد شک اختیار قلب میشه وقتی ک شکش ایجاد شد همون قسمتای دوتا مصراع و ی تقطیع میکنید(توی این بخش ب اختیارای زبانی هم توجه داشته باشید ک ی وفت اشتب نکنید) اگ یکی مفتعلن بود یکی مفاعلن قلب داریم.مثلا ...مرا ببین و از همه رها بشو تو عاشقی..در نگهم بشو فنا چو عاشقی و لایقی...رکن اول مصرع دوم سرعتش کم شد تقطیع ذهنی میکنیم و میبینیم قلب داریم
ابوالفضل اوژن پور، دوازدهم انسانی - آبادان - میانگین تراز 6905کامنت«ز من به نکته‌ی رنگین چو لاله قانع شو» ایا جناس دارد؟با دلیل
سارا اشتری، دوازدهم انسانی - گرمسار - میانگین تراز 6394پاسخ کامنتبله.و علاوه بر جناس سجع هم دارن.چُ،شُ.صامت/مصوت.
کاربر سایتکامنتتو آرایه تکرار کلمه‌های تکرار شده نمیتونن معنی‌های متفاوت داشته باشن؟
کاربر سایتپاسخ کامنتچرا ممکن هست
کاربر سایتکامنتآن که از جمال عقل محجوب است خود به نزدیک اهل بصیرت معذور باشدچجوری باید تشخیص بدیم تو این جمله سجع هست بین محجوب و معذور..اینا که پایان جمله نیومدنو توی( بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی)...و تو این جمله سجع نیست ..خب اینم مثل بالاییه بین رحمت و زحمت چرا نمیشه سجع گرفت؟
سارا اشتری، دوازدهم انسانی - گرمسار - میانگین تراز 6394پاسخ کامنتدوست عزیزم محجوب و معذور دقیقا اخر جمله اومدن.سجع متوازن دارن چون هم وزن شدن.دومی چون از لحاظ اوایی ب جناس میخوره جناس داره ولی از نظر من سجع هم داره.دوستان بقیه هم بیا و بگن
حسین کریمی - دانشجوی رشته‌ی کارشناسی ارشدعلوم قضایی دانشگاه علوم قضایی و خدمات ادارای دادگستریکامنتسلام دوستان.ترکیبات کنایی مثل به گل نشستن و...چی محسوب میشدن؟گروه اسمی یا جمله یا یک واژه ممنون میشم بگید
سارا اشتری، دوازدهم انسانی - گرمسار - میانگین تراز 6394پاسخ کامنتفعل محسوب میشن.به گل نشست.اش نخورد دهنش سوخت.داخل نثر هایی ب کار میره ک کاربرد عامیانه دارن مثل کباب غاز
کاربر سایتکامنتارایه استعاره به زبان ساده توضیح دهید مرسی ♥️♥️♥️
شیوا جعفرنیا ممان، دوازدهم انسانی - میانه - میانگین تراز 6237پاسخ کامنتسلام اگه چیزی رو به چیزی شبیه کنی اما مشبه به رو فقط ذکر کنی میش استعاره مثله اینک بگی عشق مانند اتش است =تشبیه(هردورکن اومده)بعد بگی من این اتش رو دوست دارم(اتش استعاره مصرحه از عشق چون یه رکن فقط ذکرشد درثانی مامیدونیم اتیشو نمیگ اونو اورده یچیز دیه مدنظرش)مجاز هم کلمه ای رو میاری اما جز یا کلی مدنظره ک رابطه‌ی شباهت مثل و مانند ایجادنمیکنه مثل دشت اماده‌ی فرمان بود (اینجا کل اورده مردم مدنظره)اگه بگیم هم
شیوا جعفرنیا ممان، دوازدهم انسانی - میانه - میانگین تراز 6237پاسخ کامنتیه استعاره دیه هم هست مثله دراحسان مانمیگیم نیکی مانند دره بلکه میگیم نیکی مانند یه خونس که در داره اما اینجا مستقیما تشبیه نشده به‌ی قسمت کوچیکش اشاره کرده اینجام استعاره داریممثال‌های دیه هم:دامن صحرا/چشم ترس/سینه‌ی کویر/و....اگه یه مثالایی مثله سینه‌ی کویر که تشخیص بر انسان دلالت داره حتما استعاره هم داره ازین راهم میتونی هردو ارایه رو پیدا کنیهر استعاره ای هم مجازه(چون اسم دیگس مجاز به رابطه شباهته)موفق باشی
زهرا سادات علوی مطلق، دوازدهم انسانی - مشهد - میانگین تراز 7118پاسخ کامنتاستعاره کلا تشبیهی هس که فقط مشبه یا فقط مشبه به اون ذکر شده باشه ؛پس دو نوع استعاره داریم ●۱)مکنیه: که همه‌ی تشخیص‌ها ازین نوع هستن(جان بخشی و نسبت دادن عمل انسان به غیرانسان و خطاب قرار دادن غیر انسان)و بعضی دیگه که تشخیص نیستن امابطورکلی تشبیهایی ان که مشبه به ندارن >>به صحرا شدم عشق باریده بود.... مگه عشق میباره؟ شاعر با قوه‌ی تخیل میگه عشق مانند(باران)باریده .اما باران رو که مشب به هستش رو حذف کرده پس استعاره مکنیه داریم
زهرا سادات علوی مطلق، دوازدهم انسانی - مشهد - میانگین تراز 7118پاسخ کامنت●۲)یه جای دیگه ام شاعر یا نویسنده میخواد درمورد یه چیزی حرف بزنه اما اصلا اون *چیز* رو ذکر نمیکنه بلکه بجاش از کلمه ای استفاده میکنه که فکر میکنه اون *چیز * شبیهشه.... مثلا یارو میخواد بگه لب‌های یار زیباست و موهای او اطراف صورتش ریخته...بجاش میگه>>> عقیق یار زیباست و سنبل او اطراف ماهش ریخته ..... اینجاس که ما مشبه رو ذکر نمیکنیم و استعاره مصرحه صورت میگیره ..یادت باشه مصرحه مشبه نداره ..موفق باشی
شیوا جعفرنیا ممان، دوازدهم انسانی - میانه - میانگین تراز 6237کامنتیه استعاره دیه هم هست مثله دراحسان مانمیگیم نیکی مانند دره احسانه بلکه میگیم نیکی مانند یه خونس که در داره امااینجا مستقیما تشبیه نشده به‌ی قسمت کوچیکش اشاره کرده اینجام استعاره داریم مثال‌های دیه هم:دامن صحرا/چشم ترس/سینه‌ی کویر/و‌...اگ یه مثالایی مثله سینه‌ی کویر که تشخیص هست دلالت برانسان داره حتما استعاره هم داره ازین راه هم میتونی هردو ارایه رو پیداکنی...دراخر هراستعاره ای مجازه(چون مجاز به علاقه شباهته)
ابوالفضل اوژن پور، دوازدهم انسانی - آبادان - میانگین تراز 6905کامنتاقای کریمی این بیت ابدال داره یا نه؟«ز خود رمیده شرار دلی ست در نظر من/بس است این قدرم یادگار سوختگی ها»
کاربر سایتپاسخ کامنتبا اجازه ى استاد کریمى،بنظر بنده خیر ابدال نداره و وزن بیت مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن هست که جز تعدادى اختیار تغییر کمیت و حذف همزه اختیار دیگرى نداره.
کاربر سایتکامنتراجب ارایه یه نکته شاید مفید ، اکثر شعر‌های فارسی ارایه کنایه و واج ارایی و مراعت نظیر هست، به جد میشه گفت ٩٥ درصد شعر‌های فارسی کنایه توش داره. پس بهتر دنبال این ارایه‌ها نگردید و مثل همون تکنیک خوب و بد و زشت از ارایه‌های اسون مثل جناس و تلمیح استفاده کنید برای رد گزینه. موفق باشید
زهرا سادات خدابخشی، دوازدهم انسانی - دلیجان - میانگین تراز 7133کامنتآرایه تناقض(پارادوکس/متناقض نما):آوردن دو تا معنی یادوتا لفظ هست که تو شعر یاجمله میادوغیر قابل جمع هست.یعنی در حقیقت نمیتونن باهم اتفاق بیفتن و متناقض هستن.این آرایه نباید با تضاد اشتباه گرفته بشه.باید ببینیم در متن آیا دوتا امر مخالف در یک زمان اتفاق افتاده یانه؟اگر دوتا امر که باهم تضاد دارن هرکدوم جداگونه اتفاق افتاد آرایه تناقض رو نداره.مثلا ترکیبی مثل "فریاد بی صدا"این آرایه روداره.چون فریاد نمیتونهفریاد باشه درعین حال بی صدا هم باشه.سلطنت فقر،شیخ همیشه شاب،زبان بی زبانی،گودال رفیع>>
زهرا سادات خدابخشی، دوازدهم انسانی - دلیجان - میانگین تراز 7133کامنت>>آتش بی شعله،نظم پریشان،بنده‌ی آزاد،شتاب ساکن ،از تهی سرشار ،فقیران منعم ،گدایان شاه و...ترکیباتی هستن که آرایه تناقض رو میسازن.یه کم که به این ترکیبات دقت کنیم مفهموم این آرایه تو ذهنمون جا میفته.این آرایه تقریبا آرایه خوش دستیه و میشه راحت تشخیصش داد.مثال:"چون شرر آغاز ما درنقطه انجام بود"تو این مصراع دومفهموم متناقض آغاز درنقطه انجام (پایان)،این آرایه رو ساخته.."هیچ مجموع ندیدم که پریشان تونیست" تو این مصراع هم تناقض داریم.چون مجموع نمیتونه درعین حال که مجموعه،پرشان هم باشه.>>
زهرا سادات خدابخشی، دوازدهم انسانی - دلیجان - میانگین تراز 7133کامنتدرعین حال باید دقت بشه که تناقض با تضاد اشتباه نشه.مثلا تواین بیت تناقض نداریم:میان جمع ،پرشان شاهدی شده ام/که از مشاهده اش مجمعی پریشان است.تواین بیت دوامر متضاد دریک زمان اتفاق نیفتاده.میگه من پریشان زیبارویی شدم که به خاطر دیدن اون یک گروه ومجموعه‌ی زیادی پریشان هست.پس همونطور که از معنی میفهمیم تناقض نداره.امیدوارم مفید بوده باشه.التماس دعا..موفق باشید🙂
دوازدهم تجربی
محمدرضا توسلی سمسکنده، دوازدهم تجربی - ساری - میانگین تراز 6625کامنتچندلغت مهم املایی ....زجر...ضجرت...ضجرت یعنی غم و اندوه......مضمون..مذموم...مذموم یعنی ناپسند...............حاذم.دوراندیش.........رذل.فرومایه...حضیض .کم ارتفاع.........معارضه.جنگ و ستیز
کاربر سایتپاسخ کامنتاون حازم هست#رها
کاربر سایتکامنتهمی گفت از میان موج تو تشویر/مرا بگذار و دست یار من گیر.میشه بگین این بیت چطور هم واو عطف داره هم واو پیوند؟واو عطفش کو؟
صبا کلیدری، دوازدهم تجربی - قوچان - میانگین تراز 6886پاسخ کامنتاون - تو- نیست واوه..چقد با مامانم دنبال واو این گشتیم تا بالاخره به این نتیجه رسیدیم
محمد غلامرضایی، دوازدهم تجربی - مکاتبه‌ای - میانگین تراز 6000کامنتسرو استعاره از چیه؟
کاربر سایتپاسخ کامنتعزیزم باید تویه جمله یا بیت تشخیص داد میتونه مشعوق باشه میتونه چیزایع دیگه ایم باشه
کاربر سایتپاسخ کامنتسلام عزیزم بستگی به اون شعری ک توش اومده داره . یعنی ممکنه یه جا استعاره از معشوق هم باشه مثل بیت معروف "سرو چمان من چرا ..." و یا یه جا اسستعاره از انسان‌های آزاده
شکوه حسینی، دوازدهم تجربی - مشهد - میانگین تراز 7006پاسخ کامنتتو بیت بگو ولی اصولا استعاره از معشوق دیدم و نماد ازادگی
کاربر سایتپاسخ کامنتطبق معمول معشوق
محمد غلامرضایی، دوازدهم تجربی - مکاتبه‌ای - میانگین تراز 6000کامنتبچه‌ها این بیت(تنگ دستی قسمت صاحبدلان امروز نیست/غنچه این باغ را در جیب هرگز زر نبود) چرا اسلوب معادله نداره؟
شکوه حسینی، دوازدهم تجربی - مشهد - میانگین تراز 7006پاسخ کامنتمیگه تنگدستی صاحبدلا چیز جدیدی نیست از قدیم خوبا تو جیبشون زر نبود!دو بیت ارتباط کامل دارن
کاربر سایتپاسخ کامنتبنظرمن که داره
کاربر سایتپاسخ کامنتدوست عزیز اینجا دو مصراع معنای مستقل ندارن و شاعر میگه تنگدستی عارفان مختص امروز نیست و قبل از این هم غنچه(استعاره از صاحبدل)زر نداشت ...یعنی معادل معنایی هم نیستن بلکه فقط استعاره داره و یه مثال حسی برای مصراع اول نیست و نمیتونیم بین دو مصراع از کلماتی مثل(همانطور که)استفاده کنیم
کاربر سایتپاسخ کامنتچون اسلوب معادله باید هر دو مصرع جداگانه هم معنی دار باشند و همچنین مثالی باشه برا مصرع دیگری اما اینجا مصرع دوم به تنهایی معنی خاصی نمیده#کاریا
کاربر سایتپاسخ کامنتچون اسلوب معادله باید هر دو مصرع جداگانه هم معنی دار باشند و همچنین مثالی باشه برا مصرع دیگری اما اینجا مصرع دوم به تنهایی معنی خاصی نمیده#کاریا مدیر ثبت😒
محمد غلامرضایی، دوازدهم تجربی - مکاتبه‌ای - میانگین تراز 6000کامنت(رهروان را چشم شور صبح می‌سازد خنک/زین سبب این راه را مردان به شب‌ها می‌روند) چرا حسن تعلیل داره؟
کاربر سایتپاسخ کامنتبخاطر دلیل ادبی چشم شور صبح تشخیص داره
شکوه حسینی، دوازدهم تجربی - مشهد - میانگین تراز 7006پاسخ کامنتعلت راهزنی و شبرو بودن رو چشم شور صبح گرفته دیگه!
کاربر سایتپاسخ کامنتاین که حسن تعلیلش خیلی واضحه ....اگه بلد کارم نباشی زین سبب رو ببینی باید بفهمی (البته این تو همه ابیات کار نمیکنه ولی بیشترش همینجورین)
کاربر سایتپاسخ کامنتبه نظرم شاعر میگه که مردان راه حق به این خطر در شب(منظورش همون تنهایی و خلوت عارفانه است)عبادت میکنن چون در صبح چشم شور مردم و تعلقات اونارو از عبادت منصرف میکنه...در صورتی که اینجوری نیست
کاربر سایتپاسخ کامنتمیگیم حسن تعلیل آوردن دلیل ادبی وشاعرانه است که در واقعیت غیرممکن است اینجا هم دقیقا خودش گفته درمصرع دوم زین سبب یعنی به همین دلیل.... کاریا
کاربر سایتکامنتآرایه‌های اسلوب معادله و حسن تعلیل توضیح بدید لطفا🙏
کاربر سایتپاسخ کامنتاسلوب معادله=برابری دو مصراع ازشعر که هردو ازیه چیزحرف میزنندو هم مفهوم اند.به طوری که باجابه جایی دومصراع تغییری در مفهوم ان ایجادنمیشه.میتونی بین دومصراع کلمه"همانگونه"راهم برای مشخص شدن آرایه قراربدی.حسن تعلیل=آوردن دلیلی غیرمنطقی وادبی برای یه اتفاق واقعی
شکوه حسینی، دوازدهم تجربی - مشهد - میانگین تراز 7006کامنتدوستان بیت اسلوب داره بنظرتون یا نه؟شکار ان گه توان کشتن که محکم در کمند اید چوبیخ مهر بنشاندم درخت وصل برکندی
کاربر سایتپاسخ کامنتنه
کاربر سایتپاسخ کامنتفکر کنم داره
کاربر سایتپاسخ کامنتداره دیگه معلومه
دوازدهم ریاضی
کاربر سایتکامنتبچه‌ها معنی این بیت رو لطفا دقیق بگین:از نیکی به نیکی رسد مرد از ان که هرکس که او گل کند گل خورد.-----به نظر من یعنی به یکی یه لطفی کردی(گل کند) ولی اون بهت بدی کرده(گل خورد)⁦☹️⁩
کاربر سایتپاسخ کامنتنه بنظرم یعنی اگه نیکی کنی نیکی میبینی اسلوب معادله داره
کاربر سایتپاسخ کامنتجفتش فلاوره مصراع اولشم اگه دقت کنید معلومع
کاربر سایتپاسخ کامنتمنم همان فلاور(به قول شما!)منظورم بود.
کاربر سایتکامنتمن یه نکته نوشته بودم. کلمات هرکسی و هرکس. و اینا ترکیب وصفی نیستند و اسم مبهمند ولی تو ازمون 13ام سوال10ادبیات (هر) رو وابسته پیشین گرفته حالا کدومش واقعا درسته
کاربر سایتپاسخ کامنتهر صفت مبهم بوده و هست
فرگل شیروانی فر، دوازدهم ریاضی - اصفهان - میانگین تراز 6843کامنتسلام به همگی :) بچه‌ها تو بیت« حقیقت را ز جانان فاش دیدم/یقین نقش خود نقاش دیدم»فعلی داریم که هم به مفعول وهم به مسند نیاز داشته باشه؟
کاربر سایتپاسخ کامنتفعل دوم، دیدم به معنای به حساب اوردن هست...میگیم چه چیزی را به حساب اوردم؟ نقش خود را.‌‌‌..چگونه به حساب اوردم؟ نقاش به حساب اوردم
سایر رشته های دوازدهم
محدثه زینی پور سوق، چهارم تجربی - سوق دوگنبدانکامنت(1)ایهام :هروقت واژه( یا ترکیبی )که دارای2معنیست و بگونه ای در کلام بکار بره که هردو معنی از ان قابل برداشت باشن.ایهام بوجود میاد/1:غرق خوردن بود و نمی‌مرد زحسرت فرهاد/گفتم افسانه شیرین وبه خوابش کردم/شیرین×1.زیباودلنشین 2.معشوقه‌ی فرهاد /2:رفتی و بوی زلف تو ماند وهزار دل / دنبال توبه بوی تو رفته است و می‌رود * بو×1. ارزو 2. رایحه/ 3.اگر دوچشم تومست مدام خواهد بود/خروش و مستی ما بر دوام خواهد بود * مدام × 1. شراب 2.همیشه - پیوسته/
محدثه زینی پور سوق، چهارم تجربی - سوق دوگنبدانکامنتایهام (2) : گفت اگر براستانم اب خواهی زد ز اشک/هم به مژگانت بروب ان خاک در،گفتم به چشم* به چشم×1.بوسیله‌ی چشمانم 2.به روی چشم /5:مشتاقی ومهجوری دوراز توچنانم کرد/کز دست بخواهد شدپایاب شکیبایی*دوراز تو×1.از تو دورباد 2.در فراق تو/6:ای دمت عیسی،دم از دوری مزن/من غلام ان که دور اندیش نیست * دوراندیش×1.اینده نگر2.انکه به دوری و جدایی می‌اندیشد/7:دیشب به سیل اشک،ره خواب می‌زدم/نقشی به یاد روی تو بر اب می‌زدم * نقش بر اب می‌زدم×1.کار بیهوده می‌کردم 2.چهره‌ی تو را برچشمان پرابم نقاشی می‌کردم
محدثه زینی پور سوق، چهارم تجربی - سوق دوگنبدانکامنتایهام تناسب (4) مثال : من ان نیَم که به نینرنگ دل دهم به کسی / بلای چشم کبود تو «اسمانی » بود * اینجا صائب تبریزی چنان زیبا واژه‌ی اسمانی به کار برده ، که معنای«الهی »میده ! در صورتی که معنی رنگ اسمانی به ذهنون رسید ! پس اگه در کلام واژه ای بود که دوتا معنی ازش به ذهن برسه ولی فقط یه معنیش قابل قبول باشه ارایه ایهام تناسب...
مرضیه محمدی، چهارم تجربی - لردگان - میانگین تراز 5865کامنتزهرا جان میشه سجع رو توضیح بدی .....کنکور ریاضی 95 سوال1510 ممنون میشم
زهرا یداللهی، چهارم تجربی - بجنورد - میانگین تراز 6694پاسخ کامنتسجع وقتی ایجاد میشه ک دو کلمه در "آخر دو عبارت"دارای وزن یا حرف اخر یا هردو یکسان باشه..اون تستی ک شما گفتی میشه خدا و فنا چون اخر دو عبارت نیستند هردو تو یک جمله هستند..شلید فکر کنی ک گزینه‌های دیگن تو ی جملند ولی اگ دقت کنی میبینی ک اونام جمله‌های جداهستند ولی فعلشون حذف شده:مرا ب یاد بی ثباتی فلک انداخته بود و ب یاد شقاوت مردم(..)انداخته بود و..درهمین حد بلد بودم نظر خانوم محدثه روهم بپرس
فارغ التحصیل تجربی
کاربر سایتکامنتکار گزاران چرا نمیشه اسم و بن مضارع و پسوند؟
کاربر سایتپاسخ کامنتان علامت جمع وند تصریفی است و پسوند نیست مثل‌تر و‌ترین و علامات جمع ی نکره
یوسف متحدی، چهارم تجربی - بندر کنگ و چارک - میانگین تراز 6003پاسخ کامنتچون 'ان' در کارگزاران، نشانه جمع هستش... در ساختمان واژه اینها رو نادید میگیریم: علائم جمع،‌تر و‌ترین و ی نکرهمدیر قربون دستت بثبت
حسنا نیک افشار، چهارم تجربی - کرمانشاه - میانگین تراز 6555پاسخ کامنتچون الف و نون نشانه جمعه و مشتق ساز نیست
کاربر سایتپاسخ کامنتان جمعه تاثیریتو نوع واژه نداره
کاربر سایتکامنتسلام بچه‌ها ابدال <نمی توان> کجاشه #ساناز
فاطمه صادقی، چهارم تجربی - آملپاسخ کامنتحرف(ن)باحرکت فتحه اصلی هست... ولی اینجا با کسره تلفظ میشه ک ابدال میگیریم.
کاربر سایتپاسخ کامنتبخاطر *ن* که کسره میگیره🎈
کاربر سایتپاسخ کامنتتکواژ منفی ساز نَ هست هرجا که غیر این بود میشه ابدال مثلا همین نمیتوان نَ به نِ تبدیل شده ...@فاطی
نسرین محمدی، چهارم تجربی - خدابنده - میانگین تراز 6489پاسخ کامنتنَمیتوان به نِمیتوان تبدیل شده. ابدال در مصوت کوتاه َ رخ داده.
ژینا مصطفی زاده، چهارم تجربی - سنندج - میانگین تراز 6159کامنتگایز سلام من جدا نمیدونم این نوع تیپ سوال 14 رو حل کنم مثلا الان بین ناشناس و نافرمان چجوری باید تشخیص بدم #دائم_الپوکرفیس :|
آرزو کردیان، چهارم تجربی - امیرکلا - میانگین تراز 6960پاسخ کامنتسلام .. ناشناس میشه پیشوند(نا) + شناس( بن مضارع شناختن) ولی نافرمان میشه پیشوند(نا) + فرمان ( اسم ) هست
کاربر سایتکامنتادامه...❤نفس زدن:نفس کشیدن//سخن گفتن..❤صفا:خوشی//نام محلی در مکه...❤از نظر افتادن:از چشم فرو چکیدن//بی ارزش شدن...❤شکسته:شکستن//از گوشه‌های موسیقی...❤شام:شهر شام//شام خودمون...❤ضرب:ضرب آهنگ//زدن...
کاربر سایتکامنتسلام در بیت عاشقان را نیست بر دل سردی معشوق بار/شمع کافوری نسازددل خنک پروانه را در این بیت استعاره‌ها یا یکیشو بگین لطفا
زهرا یداللهی، چهارم تجربی - بجنورد - میانگین تراز 6694پاسخ کامنتپروانه چون تشخیصه...
کاربر سایتپاسخ کامنتشمع استعاره از عاشق پروانه استعاره از معشوق
کاربر سایتکامنتکدام گزینه درست است؟🍭پیش از اسلام در دوره سامانیان کتابهای بسیاری از زبان سانسکریت و زبانهای دیگر ترجمه شده است.🍭ترجمه تفسیر طبری در دوران شهریار خوشگذرانی که دل در گرو شاهزاده ارمنی داشت به فارسی ترجمه شد🍭پروین اعتصامی دارای ۲۴۷ قطعه شعر است که ۶۵ شعر حالت مناظره دارد🍭سعدی کتاب گلستان را پس از بازگشت از سفر دور و درازش نوشت.🍭سال انتشار مجموعه داستانهای کوتاه ایرانی با سروده شدن دماوندیه اول بهار مصادفه⚘زهرا
کاربر سایتپاسخ کامنت
کاربر سایتپاسخ کامنتگزینه‌ی ۱ غلطه، پس از اسلام_ گزینه‌ی ۲ هم غلطه، ترجمه قرن ۴ بوده_ گزینه‌ی ۳ هم غلطه،۲۴۸ قطعه،_گزینه‌ی ۴ هم بوستان می‌شه، _ گزینه پنج درسته :) (البته نمی‌دونم پادشاهی خسرو چه زمانی بوده ولی می‌دونم گزینه‌ی ۵ درسته، هردو سال ۱۳۰۰ بوده )#مریم‌بانو
کاربر سایتپاسخ کامنتسلام.سوالو کپی کردم تا جوابشو بذارم گلم در ضمن هیچکس پایین جواب نداد.گزینه ۵ صحیحه.گزینه ۱:ساسانی نه سامانی.۲. تفسیر طبری در دوران سامانیان به فارسی ترجمه شد در حالیکه خسرو شاه(شاهزاده خوشگذران...)در عهد ساسانیان می‌زیست.۲۴۸.۳ درسته.۴.بوستان نه گلستان⚘زهرا
کاربر سایتکامنتسلام بچه‌ها چرا (بی هیچ)دو واژه میگیریم ولی (به تریج) یک واژه؟
کاربر سایتپاسخ کامنتتوی اولی بی خودش معنای مستقل بدون رو داره ولی به توی به تدریج معنای خاصی نداره خود به تدریج یه واژه‌ی مستقل هستش
کاربر سایتپاسخ کامنتکاربر معنای مستقل مال تکواژ برا واژه نقش پذیری و در نظر میگیریم ه اینجا بی و به نقش جدایی نمیگیرن
کاربر سایتکامنت😭سلام.جهش ضمیر فقط درباره مضاف الیه بکار میره؟یعنی در مورد مفعول و غیره جهش ضمیر نداریم؟خواهشاً راهنمایی کنید👿
کاربر سایتپاسخ کامنتنه.میتونه مفعول یا حتی متمم هم باشه.مثال میزنم:«گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست؟» «_َش» در گفتمش یعنی به او گفتم نقشش متممه🎈
کاربر سایتکامنتسلام در بیت عاشقان رانیست بر دل سردی معشوق بار/شمع کافوری نسازد دل خنک پروانه را شمع استعاره نمیشه؟چرا؟ اصا استعاره هاش کدوم ان؟
کاربر سایتپاسخ کامنتمن دیروز جواب دادم بیشتر از اون بلد نیستم خود منم فکر میکنم شمع استعاره است میشه لطفا بگی پاسخنامه ات چی نوشته؟
کاربر سایتپاسخ کامنتبنظرم این بیت اسلوب معادله داره پس نمی‌تونیم استعاره در نظر بگیریم
کاربر سایتپاسخ کامنتکاربر اسلوب معادله که داره اما چه ربطی به استعاره داره ؟ میشه بیشتر توضیح بدی؟👆
محمدصادق مرادی - دانشجوی رشته‌ی پزشکی- دکتری دانشگاه علوم پزشکی یاسوجپاسخ کامنتاین ببت اسلوب معادله داره و شمع و کافور نماد هستن برای مصرع قبل
کاربر سایتپاسخ کامنتسلام سوال آزمونی که همه رو مسنجه سال قبله جوابشوننوشته فقط گزینه رو گفته فک کنم دکتر مرادی درست میگن خیلی ممنون از همتون
کاربر سایتکامنتسلام...اگه بیتی اسلوب معادله داشته باشه دیگه استعاره نداره؟!
کاربر سایتپاسخ کامنتاصلن بهم ربط ندارن
کاربر سایتپاسخ کامنتچ ربطی داره؟!
کاربر سایتپاسخ کامنتاون پایین گفتن میشه نماد واسه مصرع‌های قبل
کاربر سایتکامنت5- و در مورد نکاتی که از زبان فارسی گذشته بودم دونفر از کاربران محترم سوال پرسیده بودن . امیدوارم ببینید این پیام رو :] 1- سیمرغ . ببینید گاها باید با توجه به معنی جمله بگیم واژه مون چند تکواژه . مثل همین سیمرغ یا مثل گونه که اگه به معنای نوع باشه میشه "گون +ه" و اگه به معنای عضو صورت باشه میشه "گونه" و مجزا نمیشه .2- ★سابقه★ که 1 تکواژه . ببینید این "ه" در حقیقت " ة " تأنیث عربیه و ما حق نداریم جداش کنیم .مثل مقدمه و جامعه که با وجود معنی داشتن مقدم و جامع ، نمیتونیم اونارو مجزا کنیم. @روژین
کاربر سایتکامنت🚑🌹سلام دوستان.این بیت روبرو تشبیه داره؟❓(بنظرتون معشوق به سرو خرامنده تشبیه نکرده)❤️گر کارم از آن سرو خرامنده کنی راست/دریاب که بالاتر از این نیست ثوابی❤️
کاربر سایتپاسخ کامنتتشبیه نیس
کاربر سایتپاسخ کامنتاستعارس دیگه... تشبیهیه که مشبه بهش نیومده
مهتاب قاسمی، چهارم تجربی - میانه - میانگین تراز 6684کامنتمتاب از روزن ای ماه دل افروزم چ اصراری/ک شمع کشته ام بینی وزندان غم افزا را(میشه این بیتو ترجمه کنید شمع کشته ام بینی شمع نقشش مسنده یا مفعول)اگ درنظر بگیریم ک شمع کشته هستم شمع مسنده (ولی من یجور دیگ ترجمه میکنم شمع کشته ام را ببینی😐میشه مفعول)یکی منو از ابهام خارج کنه
کاربر سایتپاسخ کامنتنه مفعوله ..... من نمیتونم معنی بیت بگم بهت مهتاب جان ولی از روی مفهوم یعنی همون قرابت معنایی چیزی که خودت میگی درسته شمع کشته هستم اصلا معنی نمیده ...... بازم امیدوارم بقیه هم جواب بدن شاید منم در اشتباهم
کاربر سایتپاسخ کامنتعاطفه/ببخشید تو نظر قبل آخرش رو اشتباه نوشتم :در من را شمع کشته بینی در نتیجه( من )مفعوله . اگه بخوام بیشتر واستون توضیح بدم اینکه دیدن اینجا به معنی به حساب آوردنه و فعل اسنادیه. یعنی منو شمع کشته به حساب بیاری .پس شمع مسند این جمله‌ی اسنادیه
کاربر سایتکامنتسلام بر ادیبان گرانقدر: بر کدام یک از شما مقدر است که بر من توضیح دهد که در سوال ۵ ضمیمه ۹۷ گزینه ۳ اسلوب معادله داریم؟ و در اینجا معادلِ پیر چیست؟🌙🌙🌙🌙🌲🌲🌲🌲📖🌷🌷💉💉❤️❤️😈😈⛔️⛔️👮👮🌹🌹📦📦⚖⚖باشد که توضیح دهید.#پتانسیل #لنز #لوشاتلیه
کاربر سایتپاسخ کامنتسلام.ببینید تو آرایه اسلوب معادله مصراع دوم مصداقی برای مصراع اوله یعنی وقتی میخوایم مصراع دوم رو ترجمه کنیم از کلمه همانطور که استفاده میکنیم⚘زهرا
مهتاب قاسمی، چهارم تجربی - میانه - میانگین تراز 6684کامنتدوستان ی سوال ادبیات پرسیدم پایین ک شمع نقشش مفعوله یا مسند خیلیا مثل خودم مفعول درنظر گرفتن ولی تو زرد عمومی کنکور۹۵ منحصرا زبان مسند در نظر گرفته
کاربر سایتپاسخ کامنتسلام.بینی در اینجا یعنی به شمار آوری مهتاب جون.زیرا فعل دیدن گذرا به مفعول و مسند هست و شمع کشته ام بینی یعنی من(م در کشته ام)را شمع کشته ای به شمار آوری⚘زهرا.مرسی از ثبت😍
فارغ التحصیل انسانی
کاربر سایتکامنتمدیر ثبت کن ممنون🙏آقای کریمی میشه وزن این بیت هاروبگید"1)برهمه اصل این زمین به مراد"گردش دورآسمان بینی2)بشکن دل بی نوای ماراای عشق"ای ساز شکسته اش خوش آهنگتراست3)دنیا به سوی من مثل بی وفا زنی است"نه شاد باش ازونه غمی شوزفرقتش.ممنون
حسین کریمی - دانشجوی رشته‌ی کارشناسی ارشدعلوم قضایی دانشگاه علوم قضایی و خدمات ادارای دادگستریپاسخ کامنتب ترتیب.فاعلاتن مفاعلن فعلن .مفعول مفاعلن مفاعیل فعل.مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (توی مثل ابدال داریم)خواهش میکنم
کاربر سایتپاسخ کامنتخیلی ممنون.البته اولی فعلاتن مفاعلن فعلن در ودومی اسم بحرش چی میشه.؟
حسین کریمی - دانشجوی رشته‌ی کارشناسی ارشدعلوم قضایی دانشگاه علوم قضایی و خدمات ادارای دادگستریپاسخ کامنتدرسته نظرت کاربر اختیار فاعلاتن داریم هنوزم ک یکی دو سال گذشته دقیق نمیدونم توی این وزن نظر کنکور چیه برا همین چیزی ک بود رو گفتم.اسم بحر دومی و نمیدونم تا جایی ک یادمه تو کتاب نیست این وزن ولی ب وزن مفعول مفاعیل مفاعیل فعل نزدیکه
یازدهم تجربی
بهنام دانش، یازدهم تجربی - لنده دوگنبدان - میانگین تراز 7372کامنتاگر فک رو حواسم این جهانیست ،بهره ای والاتر از بهر من نیست.--اقا این که صراحتا داره میگه فکر و حواس این جهانی خوبه؟!چرا من نمیفهمم مفهومشو؟کمک درسیا میگن که میگه باید از دنیا پر کشید و در نکوهش اینجاست(مادی)؟--؛+اتفاقم در بیت اول موارد سوال11 ازمون ،چرا مضاف الیه نیست؟به خاطر جهش ضمیر؟...اگر اراه چه طور!
منیرالسادت طباطبائی، یازدهم تجربی - نجف آبادپاسخ کامنتچون گفته که من حواسم به این جهان نیست وبهره من ازهمه بیشتره پس اشاره داره به همان نکوهش جهان مادی و والا بودن جهان اخرت.
کاربر سایتکامنت«در وطن خود گهر، آبله ای بیش نیست کی به عزیزی رسد، یوسف نفروخته»مفهومش چیه؟
کاربر سایتپاسخ کامنتفکر کنم مفهومش اینه که مثلا کسایی که مدام با تو در ارتباطن قدرتو نمیدونن ارزشتو نمیدونن چون واسشون عادی هستی هر چند که عالی باشی....اما وقتی یه غریبه با تو آشنا میشه متوجه قدر و ارزشت میشه
سامان محمدی نیا، یازدهم تجربی - مرودشت - میانگین تراز 7120کامنتدرمورد ادبیات این ازمون اگر میدونید جواب سوالام بدین.سوال ۹ امام بعد از هسته(جوار)اومده چطور وابسته پیشینه؟سوال۱۰گفته معنی کلمه ایستادن،در حالی ک تو جواب گفته مفهموم "پیش رو ایستادن" یعنی (مقاومت کردن) این کنایه هست چه ربطی به معنی لغوی داره؟سوال ۱۱گفته اتفاقم به سر کوی تو افتاده.منظور از اتفاق میتونه حادثه عشق باشه ک اونوقت "م"مضاف الیه هست.جهش ضمیر داره ؟اگ داره جمله ش چطوری میش؟ سوال۱۷ گفته من بخاطر گریه از نداری غذای خوب چهره ام تازه شده.این کجاش به خوش رویی توصیه کرده؟
رضا نبوی نژاد، یازدهم تجربی - تبریز - میانگین تراز 6807پاسخ کامنت«امام» در اینجا شاخص هست و خوب شاخص هم وابسته پیشین محسوب میشه/سوال 10 واضحه/این مورد یکم سخته بنظرم «م» برای زینت و هم وزنی بیت اومده (با رد گزینه میتونستی جواب بدی)/ مورد چهارم برخلاف سایر موارد(توصیه به خوش رویی در حالات گوناگون)، داره به یارش میگه که من اسباب خوشی و عیش و نوش را حاضر کرده ام و تو با لب خندان و خوش حال بیا پیشم./امیدوارم به جوابت رسیده باشی
کاربر سایتکامنتبن مضارع رستن چیه ؟
کاربر سایتپاسخ کامنتره
کاربر سایتپاسخ کامنتره...متن متن متن
دهم تجربی
کاربر سایتکامنتسلام.لطفا آرایه‌های ایهام و حسن تعلیل رو یه نفر با مثال توضیح بده.سپاس🙌🙏
کاربر سایتپاسخ کامنتایهام:هرگاه در یک جمله یا شعر؛ یک کلمه دو معنای متفاوت داشته باشد و هر دو معنای آن پذیرفته باشد ایهام می‌گوییم. توجه کنید که در کنایه هدف شاعر و نویسنده فقط معنای دور کلمه است ولی در ایهام هر دو معنا پذیرفته هستند.مثال: دیشب از بیستون صدای تیشه نیامد/شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد . در این بیت +شیرین+ کلمه ایهام دار است . به معنای خواب خوش و معشوقه فرهاد که هر دو پذیرفته اند. #ایمان مدیر😬🍬
کاربر سایتپاسخ کامنتآرایه حسن تعلیل:آوردن یک علت که واقعی نیست و اثبات علمی ندارد اما این دلیل در عین حال پذیرفتنی و اقناع کننده است.مثال 1:بید مجنون در تمام عمر سر بالا نکرد*حاصل بی حاصلی نبود به جز شرمندگی.شاعر در این بیت علت خمیده بودن درخت بید را بی ثمر بودن این درخت بیان می‌کند.در حالیکه این علت یک علت علمی نیست.مثال 2:ای کعبه به داغ ماتمت نیلی پوش*وز تشنگی ات فرات در جوش و خروش.شاعر به حضرت عباس اشاره می‌کند و خطاب به وی می‌گوید که علت نیلی پوش بودن (تیره بودن) خانه کعبه غم عزای حضرت عباس است...ادامه
کاربر سایتپاسخ کامنتحسن تعلیل آوردن علتی ادبی و ادعایی است برای امری، به گونه‌ای که بتواند خواننده را قانع کند. این علت‌سازی عموماً مبتنی بر تشبیه‌است و هنر آن زشت و یا زیبا نمودن چیزی است.با وجود این حسن تعلیل، واقعی، علمی یا عقلی نیست. مخاطب آن را از علت اصلی دلپذیرتر می‌یابد.هنگام سپیده دم خروس سحری دانی ز چه رو همی کند نوحه گرییعنی که نمودند در آیینهٔ صبح از عمر شبی گذشت و تو بی خبریشا می‌گوید که خروس بدان سبب ناله سر می‌دهد که در آیینهٔ صبح حقیقتی را می‌بیند و آن این است که از عمر ما روزی دیگر گذشته
کاربر سایتپاسخ کامنتدر حالیکه پارچه سیاه بر روی کعبه همیشه بوده و این علت علتی علمی نیست.آرایه ایهام:به کار بردن یک واژه در جمله به طوریکه دو معنی از آن برداشت شود.مثال :نادره کبکی به جمالِ تمام * شاهدِ آن روضه‌ی فیروزه فام.منظور از کلمه شاهد معشوق و مشاهده کننده می‌باشد و هر دو معنی برداشت می‌شود
محمدرضا عسگرى - دانشجوی رشته‌ی پزشکی- دکتری دانشگاه علوم پزشکی ایرانپاسخ کامنتایهام یه کلمه ای که دوتا معنی ازش برداشت میشه و با بیت متناسبه هر دوتا معنی مثلا در بیت " از قضا آیینه‌ی چینی شکست / خوب شد اسباب خودبینی شکست " کلمه‌ی خودبینی ایهام داره چون در اینجا این کلمه هم به معنی خودخواهی ، خودشیفتگی میده و هم به معنی خود آِینه یعنی وسیله ای برای دیدن خود شخص میتونه استفاده بشه .