مادر 23 سال پیش کانونی بود و امروز پسرش کانونی است

من سپیده ذوالفقاری، مادر بهراد کاشمری هستم. در رشته‌ی تجربی درس خواندم و سال 1375 که دوم دبیرستان بودم، کانونی شدم و سه سال در آزمون‌های کانون شرکت کردم.

مادر 23 سال پیش کانونی بود و امروز پسرش کانونی است

گفت‌وگو با سپیده ذوالفقاری، مادر بهراد کاشمری، دانش‌آموز ششم دبستان

از دفتر ساده‌ی خط‌کشی‌شده‌ی دیروز تا دفتر برنامه‌ریزی امروز


خودتان را معرفی کنید و بگویید چه سالی کانونی بودید و چه شد که به کانون آمدید؟

من سپیده ذوالفقاری، مادر بهراد کاشمری هستم. در رشته‌ی تجربی درس خواندم و سال 1375 که دوم دبیرستان بودم، کانونی شدم و سه سال در آزمون‌های کانون شرکت کردم و درنهایت در رشته‌ی مامایی دانشگاه همدان قبول شدم. قبل از من برادر بزرگ‌ترم عضو کانون بود و توانست در رشته‌ی مهندسی عمران دانشگاه همدان قبول شود. من هم از تجربه‌ی او استفاده کردم. آن زمان نمایندگی کانون در شهر ما نبود و به‌صورت مکاتبه‌ای ثبت‌نام کرده بودم. هر وقت می‌توانستم به تهران می‌آمدم و آزمون می‌دادم و هر وقت هم نمی‌توانستم به تهران بیایم، دفترچه‌ی سؤالات از طریق پست به دستم می‌رسید و از خودم امتحان می‌گرفتم. پدرم خیلی حساس بود و شرایط امتحان را کاملاً برقرار می‌کرد و برایم زمان می‌گرفت.


آمدن به کانون هم پیشنهاد پدرتان بود؟

دو تا از عموهایم دوران دانشجویی خود را در تهران گذرانده بودند و کانون را می‌شناختند. بنابراین آن را به ما هم معرفی کردند. اول برادرم عضو کانون شد و وقتی نتیجه گرفت، من هم به کانون آمدم.


فکر می‌کنید شرکت در آزمون‌ها چقدر در قبولی شما مؤثر بود؟

برنامه‌ی راهبردی کانون خیلی به من کمک کرد. آن زمان هنوز دفتر برنامه‌ریزی به این شکل نبود و شما، آقای قلم‌چی، خودتان روزی به جمع ما آمدید و به ما یاد دادید که یک دفتر ساده را خط‌کشی کنیم و برای برنامه‌ریزی از آن استفاده کنیم. همان دفتر ساده هم خیلی مؤثر بود. من به پسرم تأکید می‌کنم دفتر برنامه‌ریزی را جدی بگیرد.

مادر 22 سال پیش کانونی بود و امروز پسرش کانونی است


شما سه سال در آزمون‌های کانون شرکت کردید. آیا از آزمون‌دادن خسته نشدید؟

من درس‌خواندن را خیلی دوست داشتم و هیچ‌وقت خسته نشدم.


آن زمان پدرتان به آزمون‌های شما حساس بود. حالا که خودتان فرزند کانونی دارید، همان‌قدر حساس هستید و سخت‌گیری می‌کنید؟

پسرم الان کلاس ششم است و به‌نظرم اصلاً نباید به او فشاری تحمیل کنم.


پسرتان در مدرسه هم پیشرفت داشته است؟

مسلماً آزمون‌دادن در درس‌های مدرسه‌اش هم تأثیرگذار بوده است. وقتی برای آزمون‌ها درس می‌خواند باعث می‌شود در مدرسه هم آماده باشد و بازی‌گوشی نکند.


آزمون‌دادن را ادامه می‌دهد یا مدتی وقفه می‌اندازد؟

من به اختیار خودش گذاشتم که اگر بخواهد ادامه بدهد و او هم دوست دارد برای کلاس هفتم در آزمون‌ها شرکت کند.


ارتباط او با پشتیبانش چگونه است؟

خوب است. زمان ما پشتیبان نبود و به‌نظرم نقش پشتیبان خیلی مؤثر است.


فکر می‌کنید کانون نسبت به گذشته چه تغییری کرده است؟

ما آن زمان فقط کارنامه‌ی آزمون داشتیم؛ ولی کارنامه‌‌های مختلفی که امروزه وجود دارد، برای دانش‌آموزان خیلی خوب است. وقتی برای اولین بار به سایت کانون رفتم، همه‌ی قسمت‌های سایت را بررسی کردم و به‌نظرم کارنامه‌ی اشتباهات متداول خیلی خوب است. بعد از هر آزمون، اول از همه، کارنامه‌ی اشتباهات پسرم را بررسی می‌کنم تا بدانم دلیل اشتباهات او چه بوده است. پسرم هم کارنامه‌های آزمون‌ را دوست دارد. درواقع برنامه‌ریزی کانون مانند قبل است؛ اما امکانات آن بیش‌تر شده است.

مادر 22 سال پیش کانونی بود و امروز پسرش کانونی است