کنکور 98

رتبه‌های یک‌رقمی از نقش اولیای خود می‌گویند (1)

نمی‌توان از موفقیت رتبه‌های یک‌رقمی گفت، اما به نقش مؤثر اولیای آن‌ها اشاره نکرد.

رتبه‌های یک‌رقمی از نقش اولیای خود می‌گویند (1)

نمی‌توان از موفقیت رتبه‌های یک‌رقمی گفت، اما به نقش مؤثر اولیای آن‌ها اشاره نکرد. بدون شک نقش پدرها و مادرهای رتبه‌های یک‌رقمی فقط تهیه امکانات و ایجاد آرامش در خانه نیست و می‌توان بهترین مشاوران آن‌ها، پدر و مادرشان بوده‌اند. در این گزارش رتبه‌های یک‌رقمی سال 97 از نقش اولیای خود می‌گویند.


رتبه‌های یک‌رقمی از نقش اولیای خود می‌گویند (1)

امیرمحمد سلطانی، رتبه‌ی 7 تجربی ایثارگران از کرج

  • روزهای جمعه که کارنامه می‌گرفتم، با پدر و مادرم وضعیت تک تک درس‌ها را بررسی می‌کردیم و در مورد علت‌ها با هم حرف می‌زدیم. اگر در درسی افت داشتم به من یادآوری می‌کردند و با هم علت را پیدا می‌کردیم. (پنجم دبستان و اول راهنمایی و از سوم راهنمایی به کانون آمد و در 103 آزمون برنامه‌ای شرکت کرد.)


امیرحسین استقامت، رتبه‌ی 8 ریاضی کشور از یزد

امیرحسین استقامت، رتبه‌ی 8 ریاضی کشور از یزد

  • پدر و مادرم علاوه بر فراهم کردن منابع درسی در کنارم بودند. با مدرسه‌ام ارتباط مستقیم داشتند و روزهای جمعه برای شرکت در آزمون‌ها همراهی‌ام می‌کردند. کارنامه‌ام را در جمع خانواده جزء‌به‌جزء بررسی می‌کردم. (امیرحسین از دوم راهنمایی به کانون آمد و در 127 آزمون برنامه‌ای شرکت کرد.)


سیدعلیرضا هاشمی، رتبه‌ی 5 ریاضی ایثارگران از اصفهان

سیدعلیرضا هاشمی، رتبه‌ی 5 ریاضی ایثارگران از اصفهان

  • اولین و مهم‌ترین نقش آن‌ها اعتمادی بود که به من داشتند؛ به همین دلیل در انتخاب رشته‌ام اجباری نداشتم. مادرم دبیر فیزیک است و برای رفع اشکال‌هایم از او کمک می‌گرفتم. گفت‌وگو با او به من آرامش می‌داد. من به کتابخانه‌ نمی‌رفتم و منزل را برای مطالعه انتخاب کرده بودم؛ بنابراین خانواده شرایط منزل را مدیریت می‌کردند. (علیرضا دوم راهنمایی و چهارم دبیرستان به کانون آمد و در 23 آزمون برنامه‌ای شرکت کرد.)


امین مقراضی، رتبه‌ی 4 ریاضی منطقه‌ی 3 از قائن

امین مقراضی، رتبه‌ی 4 ریاضی منطقه‌ی 3 از قائن

  • پدر و مادرم تحت هر شرایطی با من همراه بودند و حمایتم می‌کردند. برای آن‌ها فرقی‌ نداشت ترازم بالا باشد یا پایین؛ در هر حال پشتوانه‌ی اصلی من بودند و این به من دلگرمی می‌داد و نگرانی را از من دور می‌کرد. در این یک سال، برنامه‌ریزی‌های خانوادگی بر اساس برنامه‌های من بود. اولویت خانواده‌ام، من و درس‌هایم بود و در وهله‌ی دوم به برنامه‌های خودشان اهمیت می‌دادند. (امین چهارم و پنجم دبستان و از اول دبیرستان به کانون آمد و در 71 آزمون برنامه‌ای شرکت کرد.)