جلسه‌ی دستاوردها نزدیک است

«جلسه‌ی دستاوردها نزدیک است». این جمله‌ی پسرم بود. درواقع این جمله فقط یک یادآوری برای من نبود، بلکه با این کار مسئولیت‌هایی را هم بر دوش من می‌گذاشت.

جلسه‌ی دستاوردها نزدیک است

«جلسه‌ی دستاوردها نزدیک است». این جمله‌ی پسرم بود. درواقع این جمله فقط یک یادآوری برای من نبود، بلکه با این کار مسئولیت‌هایی را هم بر دوش من می‌گذاشت:

1- اولین و مهم‌ترین مسئولیت من به عنوان پدر، حضور در جلسه‌ی دستاوردهای بهمن‌ماه است. حضور من نشانه‌ی اهمیتی است که به فرزندم می‌دهم و انگیزه‌ای مضاعف به او در آغاز نیم‌سال دوم خواهم داد.

2- باید در آماده کردن پاورپوینت فرزندم برای ارائه در جلسه‌ی دستاوردها به او کمک کنم. شاید بتوان گفت من نقش «استاد راهنما» را برای او خواهم داشت.

3- باید کمک کنم تا قبل از ارائه در جلسه‌ی دستاوردها، چند بار تمرین کند تا بهترین ارائه‌اش در روز جلسه باشد.

4- ممکن است بعضی از نقاط قوتش را نبیند. باید کمک کنم تا نسبت به نقاط قوتی که دارد، آگاهی پیدا کند.

5- برای رسیدن به هدف‌هایی که نوشته است، بعد از برگزاری جلسه، بیش‌ترین همراهی را با او داشته باشم.

یادم باشد جلسه‌ی دستاوردها نزدیک است.