گفت‌وگو با پدر و مادر رضا حسین‌نژاد، رتبه‌ی 1 هنر سال 96

از همان دوران دبستان به داستان‌نویسی علاقه داشت و وقتی مدرسه می‌رفت داستان‌نویسی را شروع کرد و تا سوم راهنمایی چندین کتاب نوشت.

گفت‌وگو با پدر و مادر رضا حسین‌نژاد، رتبه‌ی 1 هنر سال 96

در دوره‌ی دبستان چه انگیزه‌ی خاصی در او می‌دیدید؟

مادر: از همان دوران دبستان به داستان‌نویسی علاقه داشت و وقتی مدرسه می‌رفت داستان‌نویسی را شروع کرد و تا سوم راهنمایی چندین کتاب نوشت.

پدر: رضا خیلی فیلم می‌دید و به تماشای فوتبال هم علاقه‌ی زیادی داشت. حتی کتابی نوشت با عنوان «عشق من فوتبال». نوشتن باعث شد علاقه‌اش به کتاب خواندن بیش‌تر شود و بیش‌تر کتاب داستان می‌خواند.


در دوران دبستان چه‌قدر در درس خواندن مستقل بود؟

مادر: خیلی مستقل بود و فقط در برخی موارد به او کمک می‌کردیم. وقتی از مدرسه می‌آمد خودش تکالیفش را انجام می‌داد.


چه شد که در کنکور هنر شرکت کرد؟

مادر: وقتی سوم راهنمایی بود داستان نوشت و به مدرسه تحویل داد تا به نام خودش آن را چاپ کنند؛ اما بعد از مدتی متوجه شدیم که با نام دیگری چاپ شده است. رضا از این موضوع خیلی ناراحت شد و داستان‌نویسی را کنار گذاشت. در دوره‌ی دبیرستان رشته‌ی ریاضی را انتخاب کرد و در کنکور قبول شد و برق خواند. خودش به ما می‌گوید وقتی وارد دانشگاه شد احساس می‌کرد راهش را اشتباه انتخاب کرده است. او در طول چهار سال در کنار درس‌های رشته‌ی برق، کتاب‌های هنر می‌خواند اما به ما نگفته بود. درنهایت ترم آخر بود که انصراف داد و در کنکور هنر شرکت کرد. ما هم به او ایمان داشتیم که به هر چیزی علاقه داشته باشد در آن موفق خواهد بود.


در دوران دبستان چه‌قدر اهل رقابت بود؟

او در دوره‌ی دبستان فقط یک رقیب داشت که هم‌کلاسی‌اش بود. او هیچ وقت افت نکرد و باعث شد هم‌کلاسی‌اش هم بیش‌تر درس بخواند.


فکر می‌کنید این‌که رضا الان در چنین جایگاهی است چه ریشه‌ای در کودکی او دارد؟

مادر: ما همیشه به نظرات او احترام گذاشته‌ایم و کاری را به او تحمیل نکرده‌ایم.


چه ویژگی برجسته‌ای در رضا سراغ دارید؟

پدر: اعتمادبه‌نفس خوبی دارد.

رضا حسین‌نژاد، رتبه‌ی 1 هنر