یعنی یک ماه دیر اومدم! (داستان آموزشی)

دانش اموز پایه مقطع هشتم به سرعت وارد سالن شد و سراسیمه بین صندلی‌ها و دانش اموزان دنبال پاسخبرگش می‌گشت و مراقبین حوزه و پشتیبانان با تعجب بهش نگاه می‌کردن .

یعنی یک ماه دیر اومدم! (داستان آموزشی)

زمان : ساعت 9 صبح  روز جمعه 11 خرداد

مکان : حوزه  آزمون  جمع بندی  کانون

موقعیت : سکوت زیبایی در سالن امتحانات حکم فرما است ، دانش اموزان کنکوری در حال ازمون دادن و پشتیبانان نیز در حال بررسی دفتر برنامه ریزی و ....

دانش اموز پایه مقطع هشتم به سرعت وارد سالن شد و سراسیمه  بین صندلی ها  و دانش اموزان دنبال پاسخبرگش می گشت و مراقبین حوزه و پشتیبانان با تعجب بهش نگاه می کردند .

مدیر حوزه با عصبانیت : اینجا چکار می کنی ؟

دانش آموز : اومدم ازمون بدم

مدیر : چی ازمونی ؟ ازمون تیزهوشان ؟

دانش اموز: نه آزمون قلم چی

مدیر: مطمئنی ؟ امروز آزمون ندارید .

دانش اموز : چرا مطمئنم ، امروز ازمون قلم چی دارم .  امروز چندمه ؟

مدیر : امروز 11 خرداد

دانش اموز : نه من ازمونم 14 اردیبهشته ، پس زود اومدم  سه روز دیگه باید دوشنبه ازمون بدم ؟

مدیر با تاکید : امروز 11 خرداده

دانش اموز  پس از مکثی به نقطه نامعلومی  خیره شد و به ارامی گفت : یعنی یک ماه دیر اومدم

دانش اموز بدون اینکه چیزی بگوید ارام از در مدرسه بیرون رفت و در افق ناپدید شد .




مشاوره تلفنی و پاسخ به سوالات شما

چگونه برای درس خواندن برنامه ریزی کنم ؟
پاسخ به سوالات شما درباره کارنامه آزمون های کانون ، روش های مطالعه ، انتخاب کتاب های آموزشی و ....

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور بدون پیش شماره
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
پاسخگویی 8 تا 24