هشدارهای یک اختلال یادگیری

شما چطور می‌فهمید که آیا فرزندتان در حال مبارزه با یک اختلال یادگیری است؟

هشدارهای یک اختلال یادگیری

شما چطور می­فهمید که آیا فرزندتان در حال مبارزه با یک اختلال یادگیری است؟

یاد بگیرید سرنخ ها را بخوانید

چه چیز در همه‌ی اشک‌ها، قافیه‌ها، داستان‌سرایی‌ها و چسبیدن به یک مداد مشترک است؟ پاسخ ندهید. فقط این صحنه را تصور کنید: یک کودک 18 ماهه روی زمین میفتد و به‌خاطر بادکنک گمشده‌اش گریه و زاری می‌کند. چنین اتفاقی طبیعی است، درست است؟ ممکن است برای کسی که سعی دارد به او توضیح دهد که آقای بادکنک‌فروش دکه‌اش را برای امروز بسته است، خیلی اتفاق جالبی نباشد، اما ممکن است موجب یک لبخند دلسوزانه از سوی یک رهگذر بشود. کودکان نوپا نوادگان ما خواهند شد. ما این را می‌فهمیم. اکنون تصویر همان کودکی را که به خاطر بادکنکی که از دستش رها شده، به گریه افتاده، در هشت سال بعد تصور کنید. نه دیگر در همان موقعیت، علی‌رغم این‌که او همان شخص است و دقیقاً در حال تجربه همان نوع درماندگی است. زمان گذشته است و توقعات ما از رفتار مناسب همراه با آن تغییر کرده است.

چه زمانی بدخلقی از مشکل به یک (بیماری) قابل تشخیص تغییر می­کند؟ همه ما می­دانیم که معنی رفتار اساساً با سن کودک تغییر می­کند. اما وقتی که کودکان‌مان آن را انجام می­دهند، تشخیص آن می­تواند سخت باشد. به عنوان والدینی که برای هر تغییر رفتار کودکان‌مان سرشار از عشق و نگرانی می‌شویم، به‌راحتی در یک لحظه متعجب می­مانیم: آیا این طبیعی است؟ آیا او هنوز هم باید آن را انجام دهد؟ برادرش هرگز آن را انجام نداد- شاید دچار مشکل شده است.

مشخصه‌ی رایج در فهرست کلی بالا چیست؟ همه می­توانند سرنخ این باشند که یک کودک در حال مبارزه با یک اختلال یادگیری یا رفتاری است. بنابراین استیون ای کورتیس- نویسنده‌ی کتاب "درک معمای رفتار فرزندتان" و یک روانشناس کلینیک مجاز کودکان متخصص در ارزیابی و درمان کودکان با مشکلات احساسی، رفتاری، رشدی و یادگیری- داوطلب همراهی با من از طریق علائم و نشانه‌های اولیه‌ی یک ناتوانی در یادگیری برای کودکان در پیش از دوره دبیرستان شد.

رفتار معمولی کودکان پیش‌دبستانی‌ از خیلی پیشرفته (متمدن) تا کاملاً بی‌فکر مثل حیوانات وحشی متغیر است. شما چطور می­توانید چنین مخلوقات کوچک پیچیده‌ای را که معمولاً نمیتوانند بخوانند یا محاسبه کنند، مورد مطالعه قرار دهید و بفهمید که کدام یک از این­ها در آینده اختلال یادگیری خواهد داشت؟

یکی از اولین چیزهایی که شما باید به آن توجه کنید این است که آیا کودک می­تواند به داستان‌ها گوش کند و زبان را درک کند. بیشتر ناتوانی‌های یادگیری مرتبط با زبان هستند؛ بنابراین، این بهترین مرحله برای شروع است. یکی دیگر از مشخصه‌های زودهنگام، کمبود توانایی در تمییز دادن واج‌ها هست- صداهای پایه‌ی که کلمات را می‌سازند. اگر بچه‌ها در درک این تفاوت­ها مشکل دارند، پس آن‌ها در خطر هستند.

لکنت یکی از چیزهایی است که رایج است اما هم‌چنان یک هشدار است. اگر کودکان لکنت دارند، ممکن است به خاطر این باشد که آن‌ها به طور مکرر عفونت گوش دارند، بنابراین آن‌ها نمی­توانند دقیقاً واژه‌به‌واژه بشنوند. اگر لکنت زبان‌شان خیلی طولانی شود، آن‌ها ممکن است مشکل تشخیص صداها را داشته باشند. بنابراین وقتی کودکان مشکلات گفتاری دارند، شما باید همیشه گوش‌های‌شان را بررسی کنید. این مشکل می­تواند نمونه‌ی کوچکی از مشکلات بزرگ‌تر و پنهان باشد. می­تواند یک مشکل حرکتی یا یک مشکل شناختی مربوط به نفهمیدن صداهای خاصی باشد.

یک هشدار دیگر عدم توجه است. ذهن بعضی از کودکان همواره پرت است و وقتی که شما چنین رفتاری را می‌بینید- به خصوص وقتی که مربوط به توجه نکردن به داستان‌ها باشد- می­تواند علامت بزرگی باشد. اگر آن‌ها همیشه در طول زمان داستان قدم می‌زنند یا اگر وقتی با آن‌ها صحبت می‌کنید، از روی بی‌حوصلگی و بی‌علاقگی به شما نگاه می­کنند، می­تواند نشانه این باشد که آن‌ها مشکل پردازش زبان دارند. بچه‌ها تیزهوش هستند- آن‌ها ذهن تازه‌ای دارند که گرسنه‌ی اطلاعات است، بنابراین وقتی آن‌ها هیچ حس کنجکاوی بروز نمی‌دهند، می­تواند علامت این باشد که آن‌ها به درستی درک نمی­کنند.

یک راه ساده برای بررسی پیشرفت زبان فرزندان‌تان این است که برای آن‌ها داستان بخوانید و از آن‌ها بپرسید که داستان درمورد چه چیزی بود. اگر آن‌ها نتوانستند پاسخ بدهند، پیش‌بینی‌کننده‌ی یک مشکل یادگیری و زبانی است.

یک علامت دیگر برای وجود اختلال این است که آن‌ها بسیار ناآرام هستند. اگر آن‌ها با وسایل‌شان رها شوند، آن‌ها را تکه‌تکه خواهند کرد. درمورد کودکانی که اختلال کم‌توجهی یا بیش‌فعالی دارند، متوجه می‌شوید که حتی قبل از اینکه آن‌ها مشکلات یادگیری داشته باشند، به موضوعات توجه نمی­کنند؛ نمی‌توانند آرام بنشینند. اگرچه این کودکان در زمینه‌های دیگر باهوش باشند، یادگرفتن برای‌شان سخت است، زیرا اصلاً نمی­توانند بنشینند.

مهدکودک: آیا (الان) به اختلال خواندن دچار شدن خیلی زود است؟ علائم اولیه‌ی هشداردهنده برای کودکان در مهدکودک چیست؟ آیا این منصفانه است که آن‌ها را بر اساس تحصیلاتشان قضاوت کنیم، زیرا بعضی بچه‌ها آرامتر پیشرفت می­کنند؟

مهدکودک دوره‌ای است برای شروع به پرداختن به اصول بنیادی؛ بنابراین، گرچه همه آن‌ها ممکن است در حال خواندن نباشند، معیارهای به‌خصوصی وجود دارند که باید به خاطر داشته باشیم. آن‌ها باید الفبا را به خوبی صداهای حروف یاد بگیرند. آن‌ها باید یاد بگیرند که شمارش کنند. هم‌چنین باید مهارت‌های حرکتی‌شان را به‌خوبی رشد بدهند: یادگیری کپی کردن کلمات، برش دادن کاغذ به شکل‌های مختلف. بیشتر مهدکودکی‎‌ها شروع به خواندن کلمات ساده نیز می­کنند. درنهایت، والدین باید به توجه به توانایی کودکان برای فهم داستان‌ها ادامه دهند.

این‌ها شاخص‌های اصلی است: آیا آن‌ها تلفظ‌هایشان، شمارش و حروف را دارند؟ البته شما ممکن است زیاد از مربی نشنوید که فرزندتان در حال کسب این معیارها نیست. من معلمان آموزش عمومی را تعلیم می‌دادم. فلسفه‌ای که آن‌ها می‌آموختند این است که "منتظر باش و ببین"، اما تحقیقات پیشنهاد می­کند که اگر شما زود به این موضوعات و مشکلات پی ببرید، نتایج بهتری خواهید گرفت. با بررسی زبان، شما می‌توانید زودتر به آن‌ها پی ببرید وگرنه  بچه‌ها در درماندگی رها می­شوند. برای مثال یک کودک پیش‌دبستانی و مهدکودکی، واج‌ها را بهتر از یک کلاس اولی و کلاس دومی یاد خواهند گرفت.

وقتی شما به پایه‌ی اول و دوم می­رسید، شما با خواندن محتوا شروع می‌کنید؛ بنابراین، بچه‌هایی که هنوز در حال تلاش برای یادگیری برای خواندن هستند، یک دوره سخت‌تری دارند.

ایده‌ای در آموزش عمومی وجود دارد که یادگیری مانند نفوذپذیری است و آن درست است! بیشتر بچه‌ها خواندن و نوشتن را با آموزش‌های خیلی کوچک یاد می­گیرند. حدود 80 درصد این گونه یاد می­گیرند، اما 20 درصد دیگر، از این طریق یاد نمی­گیرند. مطالب برای آن‌ها باید خرد و تدریس شود. واضح است که ما می­توانیم این 20 درصد را با مداخله‌های زودهنگام بهبود بخشیم. آن‌ها می­توانند با آموزش‌های فشرده زودتر این دوره را بگذارنند قبل از این‌که عزت‌نفس‌شان آسیب ببیند. مهدکودک هم‌چنین دوره ای است که بعضی بچه‌ها در خواندن مشکل پیدا می­کنند، زیرا آن‌ها در صحیح دیدن مشکل دارند. گاهی اوقات چشمان‌شان نمی‌تواند ردیابی ­کند، یا روی صفحه تمرکز نمی­کنند. اگر فرزندتان با خواندن زودهنگام مشکل دارد، ارزش این را دارد که چشمان‌شان بررسی شوند.

والدین بچه‌های پایه‌ی‌های اول و دوم معمولاً در حال نظارت فرزندان‌شان در ارتباط با تکالیف بیشتر و تقاضاهای تحصیلی بسیار زیاد هستند. به طور ناگهانی شما می­توانید بفهمید که فرزندی دارید که عاشق خواندن است و از ریاضی متنفر است یا عاشق نظریات علمی پیچیده است اما به نظر نمی­رسد که بتواند یک جمله سه‌کلمه‌ای بنویسد.

استانداردهای پایه‌ی‌ اول به طور گسترده‌ای در مناطق مختلف تغییر می­کند. اما بچه‌ها در این سن باید کلمات و جملات ساده را بخوانند. در این هنگام آن‌ها باید صوت شناسی را یاد بگیرند- توانایی تلفظ کردن کلمات. به علاوه آن‌ها باید در پایان پایه‌ی اول بر تعداد مناسبی از کلمات دیداری- حدود 100 کلمه- تسلط داشته باشند. در چند ماه آغازین پایه‌ی اول، همه دانش آموزان این توانایی را ندارند، اما تا پایان نیم سال تحصیلی، اگر آن‌ها هم‌چنان نتوانند بخوانند، واقعاً باید نگران شوید. هم‌چنین شما باید از آن‌ها بخواهید که کنترل حرکتی خوبی داشته باشند- آن‌ها باید قادر به کپی کردن کلمات، نوشتن نام‌شان، کشیدن نقاشی‌های ساده و نگه داشتن مدادهای‌شان باشند. اگر آن‌ها در برداشتن یک مداد و نوشتن چیزی مشکل دارند، این یک هشدار است.

یک علامت هشدار دیگر بچه‌هایی هستند که شکست خورده‎‌اند و خشمگین و بی‌توجه هستند. ممکن است این حالت تخلیه هیجانی نباشد، اما یک واکنش رفتاری به چیزی است که از آن‌ها تقاضا می‌شود که انجام دهند.

در این هنگام، بچه‌ها باید قادر به گوش دادن به معلم و پیروی از دستورالعمل‌های چندمرحله‌ای باشند. هم‌چنین آن سنی است که بچه‌ها شروع به سازمان دادن خودشان می‌کنند (گرچه بسیاری از پسرها در سن جوانی هم خودشان را سازمان نمی­دهند). هم‌چنین توانایی نشستن در یک محدوده‌ی زمانی، معیاری دیگر است. در سال دوم، از بچه‌ها انتظار می‌رود که جملات طولانی‌تری را مثل پاراگراف‌های کوتاه بنویسند. هم‌چنین این مهم است که آن‌ها عبارت‌های لفظی را توسعه دهند. آن‌ها باید بتوانند درمورد خودشان و چیزی که دارند یاد می­گیرند، صحبت کنند.

آیا شما می­توانید به مدرسه‌ برای ارزیابی فرزندتان اعتماد کنید؟

گفتار مشهور این است که در طول پایه‌های سوم، چهارم و پنجم، یک تغییری از "یادگیری برای خواندن" به "خواندن برای یادگیری"  ایجاد می­شود. در این گروه سنی چه اتفاقی میفتد که علائم اختلالات یادگیری برای والدین یا معلمان آشکار میشود؟

هشدارها برای پایه‌های سوم و چهارم دقیقاً شبیه همان‌هایی است که برای پایه‌های پایین‌تر وجود دارد، اما توقعات بالاتر است. برای مثال، اگر بچه‌ها نمی­توانند توجه کنند یا در کلاس بنشینند، اگر آن‌ها شروع به انجام واکنش‌های احساسی یا رفتاری می­کنند یا مدرسه را دوست ندارند، این‌ها همگی می­توانند هشدار باشند. اگر آن‌ها در انجام چیزهای که برایشان سخت است، استقامت ندارند، ممکن است به‌طور ناگهانی پیروی از قوانین را متوقف کنند. در این دوره شما ممکن است شاهد کاهش انگیزه آن‌ها نسبت به مدرسه باشید. بسیاری از کودکانی که پیش‌تر به عنوان افرادی که ناتوانی‌های یادگیری دارند، شناسایی نشده‌اند، به‌طور فعالانه همه این سال‌ها را جبران می­کنند. آن‌ها می­توانند در پنهان کردن وسایل بسیار ماهر باشند. من یک شاگرد پایه‌ی چهارمی را به یاد می‌آورم که در جعل کردن هر چیزی خوب بود- او در سطح پایه‌ی اول داشت درس می­خواند، اما هیچ‌کس نمی­دانست. هنرمندان پنهان‌شده‌ی زیادی در بیرون مدرسه وجود دارد. بسیاری از این کودکان جذاب و دوست‌داشتنی یاد می‌گیرند چطور از شر مردمی که آن‌ها را اذیت می‌کنند، رهایی یابند.

در پایه‌ی‌ پنجم، اگر بچه‌ها استقامت‌شان را افزایش نداده باشند، مشکلاتشان شروع می­شود. بچه‌ها باید بدانند که بخشی از یادگیری به معنای کار کردن با چیزهای سخت است.

من واقعاً نمی­توانم به اندازه‌ی کافی تأکید کنم که استقامت و پشتکار چقدر مهم است. من کودکی را با سندرم داون می‌شناختم که بسیار سرسخت بود- به کارها سخت‌کوشانه ادامه می‌داد- او در نهایت در خواندن به سطح هم‌سالانش رسید. از سوی دیگر، بچه‌هایی وجود دارند که تیزهوش هستند، ولی آن را رها می‌کنند. والدین در این موضوع تأثیر دارند، زیرا آن‌ها نمی‌خواهند که به کودکان‌شان اجازه دهند که با شکست مواجه شوند- اگر شما این نظر را دارید که یادگیری تفریح است، پس آن‌ها  با موضوعات سخت و پیچیده کار نخواهند کرد.

والدین نیاز دارند معیارها را بدانند. در پایه‌ی چهارم، بیشتر کودکان می­توانند بلند بخوانند و  بی‌مقدمه نوشته‌ای بنویسند.

اگر نگران هستید که فرزندتان اختلال یادگیری دارد اما شما چیزی از معلم نشنیده‌اید، آیا باید فرض کنید که همه چیز خوب است؟

من نمی­دانم که چه‌طور این را بگویم، اما من به هیچ مدرسه‌ای برای ارزیابی دقیق مهارت فرزندتان اعتماد نمی­کنم. شما پدر و مادر هستید. تعداد زیادی معلمان آموزش‌دیده وجود دارند که ممکن است متوجه مشکلات نشوند. اگر من هم به عنوان یک پدر یا مادر بودم، فرایند تلاش برای ارزیابی فرزندم را شروع می­کردم، اما بعد از آن احتمالاً کمک بیرونی هم می­گرفتم.

چه اتفاقی در مدرسه راهنمایی میفتد؟ چه علائمی نشان‌دهنده‌ی این است که فرزندتان ممکن است درحال مبارزه با چیزی فراتر از انتقال به مدرسه ابتدایی باشد؟

یک نشانه‌ی عمده قادر نبودن به مدیریت کردن برنامه‌های پیچیده‌شان است. در این هنگام، آن‌ها معلمان متعددی دارند و بنابراین این زمانی است که بچه‌هایی با اختلال یادگیری، به‌طور ناگهانی با سازماندهی و انجام تکالیف مشکل دارند.

برای کودکانی که اختلال کم توجهی یا بیش فعالی و اختلال کمبود توجه دارند، شما باید با گوش دادن درمورد موضوعات اجتماعی شروع کنید. مورد مشابه برای اختلال آسپرگر که شکل پیچیده‌ی اوتیسم است نیز، به کار می­رود. شما ممکن است متوجه شوید که فرزندتان مشکلات زیادی در داخل و خارج از کلاس دارد. در مدرسه‌ی ابتدایی شما معلمانی مهربان و خوش‌رفتار داشته‌اید که ممکن است با مدل یادگیری کودک‌تان هماهنگ بوده باشند. اما در مدرسه راهنمایی ممکن است آن‌ها خیلی پرطاقت نباشند؛ برای مثال اگر فرزندتان نتواند در گروه کار کند یا ریزه‌کاری های اجتماعی شدن یا کاربردشناسی زبان را نفهمد. چنین مشکلاتی تصادفاً ممکن است برای آن‌ها به مشکل تبدیل شود.

البته سیاست های اجتماعی بیشتری وجود دارد و کودکان به‌خصوصی ممکن است یک دوره سخت‌تری را با این موضوعات داشته باشند. تأکید کمتری روی این جمله که "همه ما باید با هم کنار بیاییم"، در مقایسه با آنچه در مدرسه‌ی ابتدایی است، وجود دارد.

آیا واقعاً بچه‌هایی وجود دارند که بیماری‌شان تا مقطع راهنمایی یا حتی دبیرستان تشخیص داده نمی­شود؟

گاهی اوقات من والدینی را می­بینم که ممکن است فرزندان‌شان در خانه درس بخوانند یا ممکن است منکر این باشند که فرزندشان مشکلی دارد. گاهی اوقات فقط مشکل این است که کودک در دوست پیدا کردن مشکل دارد.

گاهی اوقات مشکلات پیچیده‌تری وجود دارند که در نهایت آشکار می­شوند. بچه‌ها ممکن است پیش‌تر به اندازه‌ی کافی برای واجد صلاحیت دریافت خدمات بودن آزمایش نشده باشند، اما آن‌ها درحال مبارزه با نوشتن، سازماندهی و به موقع کامل کردن چیزها هستند؛ ناگهان آن‌ها خود را با یک دنیا کار مواجه می‌بینند که باید انجام دهند. در دبیرستان گاهی اوقات علت، فرایند پذیرش کالج است، چرا که پذیرفته شدن در کالج سخت است. بچه‌ها انگیزه و علاقه‌شان را نسبت به مدرسه از دست می‌دهند- شروع به مصرف دارو می­کنند-  و این اضطراب پیرامون رفتن به کالج وجود دارد.


ویراستار: پریا سلیمانی

منبع :

پاسخ تلفنی به سوالات شما و برنامه ریزی شخصی

برنامه ریزی روزانه و زمان بندی صحیح برای مطالعه در ایام امتحانات و دوران جمع بندی کدام است؟
مناسب ترین کتاب ها برای دوران جمع بندی ؟
بهترین تغذیه برای افزایش حافظه و کاهش خواب آلودگی و خستگی کدام است؟ چگونه تمرکزم را در حین مطالعه بالا ببرم؟
از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور بدون پیش شماره
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
ساعت پاسخگویی از 8 صبح تا 12 شب