در چه محیطی درس بخوانیم؟

هر روز فرضیه‌های جدیدی در مورد محیط یادگیری و درس خواندن می‌شنویم.بسیاری موافق این ایده هستند که بایددر ساعاتی ازروز درس خواند که کمترین سروصدا وجود دارد،...

در چه محیطی درس بخوانیم؟

هر روز فرضیه‌های جدیدی در مورد محیط یادگیری و درس خواندن می‌شنویم. بسیاری موافق این ایده هستند که باید در ساعاتی از روز درس خواند که کمترین سروصدا وجود دارد، باید این زمان را هر روز تکرار کرد تا مغز به روند موجود عادت کند، محیط یادگیری باید مشابه محیط یادآوری آموخته‌ها باشد و اتاق یا محلی که برای درس خواندن (یا هر فعالیت مغزی دیگر) در نظر می‌گیریم، باید با محل استراحت یا تفریح متفاوت باشد. برای آزمایش هر کدام از این فرضیه‌ها، پژوهش‌های مختلفی انجام شده است که گاهی نتایج آن­ها حیرت‌انگیز است. نگاهی به دو مورد از آن­ها می‌اندازیم تا بتوانیم در مورد محل و شیوه­ ی مناسب درس خواندن تصمیمی بگیریم.

در سال 1975، در یک منطقه­ ی دریایی اسکاتلند که تاکنون دو کشتی بزرگ غرق شده بود و به غواصی اختصاص یافته بود، روانشناسان دانشگاه استرلینگ[1] به پژوهشی دست زدند. آن­ها از گروهی از غواصان خواستند در پژوهش آن­ها شرکت کنن تا روش‌های غیرمعمول یادگیری را بررسی کنند. آن­ها می‌خواستند این فرضیه را بررسی کنند که افراد در همان محیطی که چیزی را یاد گرفته‌اند، اطلاعات را بهتر به یاد می‌آورند یا خیر. آیا واقعا محیط می‌تواند سرنخ‌هایی به ذهن بدهد که بتواند با استفاده از آن­ها بهتر به یاد آورد؟

آن­ها از هجده غواص خواستند که سی ­وشش کلمه را در زیر آب و در عمق شش متری یاد بگیرند. سپس غواص‌ها به دو گروه تقسیم شدند. یک ساعت بعد، یکی از گروه‌ها باید در خشکی کلمات را به یاد می‌آوردند و یک گروه دیگر، همچنان با لباس و تجهیزات غواصی از زیر آب و با استفاده از میکروفون‌های ضدآب به پرسش‌ها پاسخ می‌دادند. نتایج آزمون به شدت وابسته به محیط برگزاری امتحان بود. غواص‌هایی که زیر آب بودند، عملکرد بسیار بهتری داشتند و 30 درصد لغات بیشتری را به یاد آوردند. تفاوت قابل توجه بود و روانشناسان را متقاعد کرد که در صورت یکسان بودن محیط یادگیری و یادآوری، عملکرد افراد در آزمون‌ها بهتر خواهد شد.

در پژوهش دیگری که دانشگاه ای‌اند‌ام[2] آن را به انجام رساند، یادگیری و یادآوری چهل لغت توسط دانشجویان روانشناسی بررسی شد. در این پژوهش، شرکت‌کنندگان به سه دسته تقسیم شدند. یک دسته در سکوت به فراگیری پرداختند، دسته­ ی دیگری هم­زمان به یک آهنگ باکلام جاز از میلت جکسون گوش می‌دادند و در محیط یادگیری دسته­ ی سوم، آهنگ بی‌کلامی از پیانوی موتزارت پخش می‌شد. همه­ ی آن­ها ده دقیقه به یادگیری لغات پرداختند و سپس اتاق‌ها را ترک کردند.

پس از دو روز، دانشجویان بازگشتند و بدون اطلاع قبلی از آن­ها امتحان گرفتند تا تعداد لغاتی که می‌توانند یادآوری کنند، بررسی شود. این بار، تقسیم‌بندی‌ها برای مکان امتحان عوض شد. هر دسته از دانشجویان به سه گروه تقسیم شدند و به عنوان مثال، یک ­سوم از کسانی که در زمان یادگیری به موسیقی جاز گوش کرده بودند، در همان محیط مورد امتحان قرار گرفتند؛ یک سوم در محیطی با آهنگ بی‌کلام پیانو و بقیه در سکوت امتحان دادند. این وضعیت برای دو دسته دیگر هم برقرار شد.

نتیجه قابل توجه بود. کسانی که هم در زمان یادگیری و هم در زمان یادآوری به جاز گوش داده بودند، 21 لغت به یاد آوردند که دو برابر یادگیری در محیط جاز و یادآوری در محیط با آهنگ پیانو یا سکوت بود. این موضوع برای گروهی که با آهنگ پیانو آموخته بودند هم بسیار شبیه بود و تغییر نکردن شرایط، عملکرد آن­ها را تقریبا دو برابر کرده بود (20 لغت در مقابل 11 لغت). اما کسانی که در سکوت آموخته بودند و در سکوت امتحان داده بودند، بدترین عملکرد را داشتند. آیا سکوت به نحوی منجر به محدودسازی حافظه شده بود؟ جواب منفی است؛ چرا که در این صورت باید عملکرد کسانی که جاز گوش داده بودند و سپس در سکوت امتحان داده بودند، از عملکرد جاز-پیانو کمتر می‌شد. این نتیجه را به راحتی نمی‌توان تحلیل کرد اما اسمیت که مسئولیت برگزاری پژوهش را داشت، عنوان می‌کند که این عملکرد شاید به دلیل فقدان سرنخ‌های موسیقایی برای کدگذاری آموخته‌ها بوده باشد.

چنین آزمایش‌هایی به طور دقیق نمی‌توانند به ما بگویند که برای یادگیری و یادآوری بهتر، چه سرنخ‌هایی در اختیار مغز خود قرار دهیم. همچنین ما نمی‌توانیم آهنگ مورد استفاده خود را سر جلسه امتحان هم گوش کنیم. حتی در این صورت، قطعا نمی‌توانیم محیط امتحان و دکوراسیون آن را شبیه خانه ­ی خود کنیم. اما دو نکته را می‌توان آموخت. نخست آن که فرضیات ما در مورد یادگیری، حتی در صورت غلط نبودن، جای تردید دارند. وجود چیزی در پس‌زمینه­ ی یادگیری (مانند موسیقی) بهتر از سکوت کامل است.

دوم آن که، در یادگیری، مولفه‌های بسیار بیشتری نسبت به تصور ما دخیل هستند و بسیاری از آن­ها مانند موسیقی، نور، رنگ پس‌زمینه و حتی حالت ذهنی ما ممکن است به صورت ناملموسی نقش خود را ایفا کنند و توجه چندانی به همه­ ی آن­ها نتوان داشت.

[1] Stirling

[2] A&M University

منبع:

Carey, Benedict;How We Learn:The Suprising Truth About When, Where and Why it Happens. New York: Random House, 2014. pp. 49-53.


پاسخ تلفنی به سوالات شما
پاسخ تلفنی به سوالات مشاوره ای و آموزشی شما

باسخ به سوالات شما در زمینه مشاوره کارنامه و هدف گذاری برای آزمون ها ، شروع مطالعه برای کنکور 97 ، روش درس خواندن ، مدیریت منابع و تکمیل ظرفیت کنکور 96 و ...

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور بدون پیش شماره
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
ساعت پاسخگویی از 8 صبح تا 12 شب