تصور یادگیری و چندباره خوانی درس ها

چندباره ­خوانی مطالب آموزشی، اثربخشی چندانی ندارد اما همچنان دانش‌آموزان و مربیان اصرار بر استفاده از آن دارند. دلیل چنین اصراری چیست؟

تصور یادگیری و چندباره خوانی درس ها

چندباره ­خوانی مطالب آموزشی، اثربخشی چندانی ندارد اما همچنان دانش‌آموزان و مربیان اصرار بر استفاده از آن دارند. دلیل چنین اصراری چیست؟ 

شاید یکی از دلایل آن توصیه ­های نادرستی باشد که به آنها شده است. اما دلیل دیگر این است: آشناتر شدن با متن و روان تر خواندن آن باعث ایجاد این تصور اشتباه می ­شود که بر متن تسلط یافته ­اند.

تسلط بر یک متن یا سخنرانی به معنی مسلط شدن بر ایده ­های نهفته آنها نیست. با این حال، چندباره خوانی باعث می­شود که فرد تصور کند بر ایده ­ها و دیدگاه­های نویسنده هم تسلط یافته است. اما واقعیت آن است که با چندباره خوانی و دستیابی به توانایی روان خواندن یک متن بسیاری از اهداف یادگیری محقق نمی­شود: نمی‌توان به نظرات اصلی  بنیادی نویسنده دست یافت، نمی­توان به کاربرد آنها رسید و در نهایت نمی­ توان ارتباطی بین دانش جدید با دانش پیشین فرد ایجاد کرد.

دراین‌باره بهتر است به تجربه آشنایی برای اساتید دانشگاه اشاره کنیم. معمولاً، بعد از اعلام نمرات، یک دانشجوی سال اولی درب اتاق استاد را می­کوبد و با تعجب می­ پرسد چگونه ممکن است نمره‌اش زیر ده باشد. در بسیاری از این مواقع، این دانشجو در تمام جلسات درس حاضر بوده و به خوبی نت ­برداری هم کرده است. شیوه درس خواندنش هم خط کشیدن زیر مطالب مهم و بارها و بارها خواندن آنها بوده است. او به حدی این فرایند را تکرار می ­کند که تمام مطالب مهم درس برایش آشنا به نظر برسند.


اما آیا او تلاش کرده که مفاهیم کلیدی ورای هر فصل را درک کند؟ 

آیا او تلاش کرده که مفاهیم جدید را درک کرده و آنها را در یک پاراگراف به کار ببرد؟ 

آیا او تلاش کرده که در زمان مطالعه، مطالب را با دانش قبلی خود ارتباط دهد؟ 

آیا دست کم تلاش کرده تا مطالب را به زبان خودش خلاصه­ نویسی کند؟

 آیا تلاش کرده که برای مطالب مهم، سوالاتی طراحی کرده و آنها را بعدا جواب دهد؟

 آیا او به دنبال مثال­ه ایی برای مطلب پیش روی خود گشته است؟ 

پاسخ تمام این سوالات منفی است. چنین دانشجویی، مصداق بارز یک فرد کوشا و طالب علم است که نمی ­داند چگونه مطالعه کند.


«توهم تسلط»، مثال خوبی از ادراک نادرست است. این که بدانیم چه چیزی را آموخته­ ایم و چه چیزی را بلد نیستیم، اهمیت فراوان داشته و گام نخست تصمیم­گیری است. دانش ­آموزانی که با امتحانات خانگی خود را محک نمی ­زنند، به شدت با این مشکل نادانسته ­ها مواجه هستند. آنها با متن درسی و سخنان معلمان خود آشنا هستند و تصور می ­کنند که بر درس تسلط یافته­ اند. این در حالی است که نادانسته های بسیاری دارند و باید روی بخش­ هایی از درس وقت بیشتری بگذارند. تنها امتحان است که باعث می ­شود آنها به اشتباه خود پی ببرند.

«تصور تسلط» مثالی واضح از درک و شناخت ضعیف است: ما نمی ­دانیم که چه می­ دانیم. دقیق بودن در قضاوت خود در آنچه که می­ دانیم و آنچه که نمی ­دانیم برای تصمیم­ گیری بسیار مهم است. با امتحان گرفتن و ارزیابی از خود می­ توانیم بسیاری از این نقایص را رفع کنیم.


منبع: کتاب Make It Stick