گفت‌وگو با عبدالرحمن اشکوه، رتبه‌ی 1 انسانی منطقه‌ی 3

آمدنم به کانون به تشویق مدرسه‌ام بود. در مدرسه‌ی ما اکثراً از دوم دبیرستان به تأکید مسئولان مدرسه در آزمو‌ن‌های کانون شرکت می‌کنند. من هم عضو کانون شدم و بورسیه بودم.

گفت‌وگو با عبدالرحمن اشکوه، رتبه‌ی 1 انسانی منطقه‌ی 3

وظیفه‌ام را تلاش می‌دانستم

از علاقه‌ات نسبت به رشته‌ی انسانی بگو.

من از کودکی به ادبیات علاقه داشتم و شعر خواندن یکی از کارهای روزانه‌ی من بود. پدرم رشته‌ی الهیات خوانده است و وقتی چهارم دبستان بودم پدرم به من عربی درس می‌داد. من اوایل زیاد علاقه نداشتم اما الان خیلی به زبان عربی علاقه دارم. البته در منطقه‌ای که ما زندگی می‌کنیم دانستن زبان عربی معمول است و شخصیت‌های فرهنگی برجسته‌ی شهر ما همه زبان عربی را خوب می‌دانند. من هم بعدها فهمیدم دانستن زبان عربی خیلی به من کمک می‌کند تا در ادبیات هم موفق شوم. من البته اول رشته‌ی ریاضی را انتخاب کردم و می‌خواستم رشته‌های مهندسی را انتخاب کنم. معدل دیپلم من 18.90 بود ولی متوجه شدم باید رشته‌ای را بخوانم که به آن علاقه دارم و با کم‌ترین انرژی بیش‌ترین بازدهی را داشته باشم. من در رشته‌ی ریاضی برای گرفتن نمره‌ی بالا خیلی درس می‌خواندم اما در رشته‌ی انسانی به دلیل علاقه‌ای که به درس‌هایش داشتم نیاز به تحمل فشار زیادی نداشتم. من تابستان پیش‌دانشگاهی تصمیم گرفتم رشته‌ام را تغییر دهم و انسانی را ادامه دهم.

در حال حاضر دانشجوی رشته‌ی حقوق دانشگاه تهران هستی. چه شد که این رشته را انتخاب کردی؟

من فضای تحلیلی رشته‌ی حقوق را دوست داشتم و در مورد این رشته تحقیق کرده بودم و در کنار رشته‌ی حقوق می‌توانم در زمینه‌ی ادبیات هم مطالعه داشته باشم.

علاقه‌ات به ادبیات از کجا نشئت می‌گیرد؟

عامل علاقه‌ام به ادبیات هم پدرم بود. از دوم دبستان کتاب شعر کردی برایم می‌خرید و من کتاب‌ها را حفظ می‌کردم. هر وقت به مهمانی می‌رفتیم پدرم از من خواست برای جمع‌ شعر بخوانم و تشویق اقوام علاقه‌ام را بیش‌تر کرد.

نمره‌هایت در ادبیات و عربی کنکور چند شد؟

ادبیات 95 و عربی 94

کمی از خانواده‌ات بگو.

من دو برادر کوچک‌تر از خودم دارم. پدرم اهل کتابخوانی است و در خانه بیش‌ از 500 جلد کتاب داریم و شامل کتاب‌های فارسی، کردی و عربی است.

اگر دوباره به عقب برگردی از چه سالی رشته‌ی انسانی را انتخاب می‌کنی؟

باز هم از سال چهارم آن را انتخاب می‌کنم؛ چون من سخت‌کوشی را در رشته‌ی ریاضی یاد گرفتم. من خیلی چیزها را از رشته‌ی ریاضی یاد گرفتم. ریاضی را در کنکور 60 درصد زدم.

آیا در حال حاضر از انتخاب رشته‌ی حقوق راضی هستی؟

بله؛ راضی هستم؛ چون خواندن رشته‌ی حقوق مانعی برای علاقه‌ام به مطالعه‌ی ادبیات و عربی نیست.

از شهر خودت بگو.

مریوان یک شهر مرزی است و آب‌وهوای معتدل کوهستانی خیلی خوبی دارد. مریوان به دارالعلم کردستان شهرت دارد و اکثر شعرا و علمای کرد اهل مریوان بوده‌اند. البته قبل از مریوان در روستایی به نام سیاناو زندگی می‌کردیم و تا پنجم دبستان در روستا درس خواندم. پدر و مادرم برای این‌که برای ادامه‌ی تحصیل به خوابگاه نروم، به شهر مریوان نقل مکان کردند و من هم راهنمایی و هم دبیرستان را به مدارس نمونه رفتم.

آیا معلمی داشتی که تأثیرگذاری خاصی روی تو داشته باشد؟

معلم ادبیات دوره‌ی راهنمایی من یکی از تأثیرگذارترین معلمان زندگی من است. او علاقه‌ی مرا به ادبیات بیش‌تر کرد و همیشه به شعرخوانی تشویقم می‌کرد. معلم دیگری که ذوق ادبی او هم بر من تأثیر گذاشت معلم ریاضی من بود. در دوران دبیرستان هم معلم ریاضی و ادبیات خیلی مرا تشویق کردند.

چه شد که کانون را انتخاب کردی؟

آمدنم به کانون به تشویق مدرسه‌ام بود. در مدرسه‌ی ما اکثراً از دوم دبیرستان به تأکید مسئولان مدرسه در آزمو‌ن‌های کانون شرکت می‌کنند. من هم عضو کانون شدم و البته بورسیه بودم.

از چه سالی تصمیم گرفتی به طور جدی برای کنکور بخوانی؟

کنکور از سال سوم برایم جدی شد. در آن زمان در آزمون‌های کانون شرکت می‌کردم و ترازهایم بین 5500 تا 6000 بود. من از همان تابستان که تغییر رشته دادم آن‌قدر به توانایی‌ام اعتماد داشتم که می‌دانستم در کنکور انسانی رتبه‌ی 1 تا 5 می‌شوم. چون در عربی و ادبیات و ریاضی قوی بودم. من از تابستان در اولین آزمون انسانی با 5300 شروع کردم و تا آخر تابستان به 6000 رسیدم. در آزمون مهر 7200 شدم تا این‌که در دوران جمع‌بندی به 8000 رسیدم.

چگونه توانستی درس‌های جدید رشته‌ی انسانی را به سطح خوبی برسانی؟

من در سال سوم استفاده از دفتر برنامه‌ریزی را شروع کردم و خیلی به من کمک کرد. من در رشته‌ی ریاضی تقریباً روزانه 4 ساعت درس می‌خواندم اما وقتی تغییر رشته دادم یک دفتر جدید تهیه کردم. در تابستان ساعت مطالعه‌ام کم بود و هفته‌ای 20 تا 25 ساعت درس می‌خواندم و تصمیم داشتم از مهرماه جبران کنم. درواقع در تابستان برنامه‌ام این بود که ذهنتی از درس‌های انسانی پیدا کنم.

درسی مثل اقتصاد که برایت کاملاً جدید بود تو را دچار چالش نکرد؟

من در اقتصاد ضعیف بودم و تقریباً از نوروز به بعد توانستم خود را بالا بکشم. برای اقتصاد کتاب آبی کانون را خریدم. اقتصاد دارای دو بخش حفظی و محاسباتی است. من برای قسمت حفظیات بارها و بارها کتاب درسی را خواندم. بعد از عید به کتاب درسی خیلی اهمیت دادم. برای سایر درس‌ها مثل روان‌شناسی از کتاب‌های کمک‌آموزشی استفاده کردم. برای روان‌شناسی 4 منبع داشت و هر 4 کتاب را هم خواندم. بعدها متوجه شدم اگر کسی به کتاب درسی پایبند باشد نیازی به داشتن منابع متعدد ندارد. به همین دلیل بعد از  عید تمرکزم را روی کتاب درسی گذاشتم و برای تست زدن از کتاب کمک‌آموزشی استفاده کردم.

چه شد که متوجه شدی باید به کتاب درسی اهمیت بدهی؟

من برای درس روان‌شناسی از تابستان شروع کردم. از کتاب کمک‌درسی استفاده می‌کردم و درس‌نامه‌هایش را می‌خواندم اما تست نمی‌زدم؛ چون در مرحله‌ی ادراک بودم. چند بار درس‌نامه را می‌خواندم و بعد تست می‌زدم. تست‌هایی که غلط می‌زدم علامت‌دار می‌کردم و بعد از خواندن مباحث دوباره تست‌هایی را که اشتباه زده بودم جواب می‌زدم. مهم‌ترین عامل موفقیت من سرعت عمل من بود. چیزی که من متوجه شدم این بود که نباید از متن کتاب درسی غافل شد و باید کلمه به کلمه‌ی آن را خواند و تکرار کرد تا ملکه‌ی ذهن شود. من تاریخ ادبیات 1 را در دوران کنکور 20 بار خلاصه‌نویسی کردم و این یادداشت‌برداری‌ها خیلی به من کمک کرد. من از متن کتاب‌های درسی و کمک‌آموزشی یادداشت‌برداری می‌کردم و برای هر درسی یک دفتر داشتم و بعد از هر آزمون آن را تکمیل می‌کردم. درنهایت در هفته‌ی آخر از این یادداشت‌ها استفاده کردم و منبع کاملی برایم بود.

در کنکور نمره‌ی روان‌شناسی‌ات چند شد؟

88 درصد

در آزمون‌ها چه روندی را برای این درس طی کردی؟

من در آزمون‌ها حدود 50 تا 60 درصد می‌زدم و می‌دانستم که در کنکور بیش‌تر خواهم زد چون آزمون‌های کانون ریزه‌کاری‌های زیادی داشت و باعث شد کتاب درسی را با جزئیات بیش‌تری بخوانم و نتیجه‌ام در کنکور خیلی بهتر شد. درواقع یکی از ویژگی‌های آزمون‌ها این است که چون درس به درس آزمون گرفته می‌شود از جزئیات مباحث هم سؤال طرح می‌شود و دانش‌آموز مجبور است به تمام متن کتاب مسلط باشد.

عملکردت در درسی مثل فلسفه و منطق چه بود؟

منطق درسی مثل ریاضی است و باید با حل تست مهارت پیدا کرد و من این زمینه را داشتم. وقتی تغییر رشته دادم کتاب منطق را با کمک پدرم در تابستان خواندم و علاقه‌ی زیادی به آن پیدا کردم. درس فلسفه اغلب حفظی است و باید کتاب‌محور بود و در کنکور هم 70 درصد زدم.

در اولین آزمون بعد از آزمون تعیین سطح مهرماه، تراز 7200 آوردی. آیا این را می‌توان آغاز یک تلاش تازه دانست؟

در تابستان من از بچه‌های انسانی عقب بودم. آن‌ها درس‌ها را مرور می‌کردند در حالی که من تازه این کتاب‌ها را تهیه کرده بودم و حتی در مرحله‌ی ادراک هم نبودم. من از پاییز طبق برنامه‌ی آزمون آرام آرام جلو رفتم و زیاد تست کار می‌کردم. از پاییز که به طور حرفه‌ای‌تر شروع کردم مهم‌ترین عامل موفقیت من عمل به برنامه‌ی راهبردی بود. من کاملاً منطبق با برنامه پیش رفتم. سال‌هاست که این برنامه امتحان خود را  پس داده و من هم اعتماد کردم.

برنامه‌ریزی‌ات برای دو هفته‌ی بین آزمون‌ها چگونه بود؟

من، هم اولِ هفته و هم آخرِ هفته هدف‌گذاری می‌کردم اما کمی غیر واقع‌بینانه بود. فهمیدم که اگر تلاش نکنم استعدادم کاری برای من نمی‌کند. من تست زیاد کار می‌کردم و به ترفندهای تست‌زنی آگاه شده بودم. حتی پیش‌بینی‌ می‌کردم که طراح ممکن است چه گزینه‌هایی را بیاورد. من به متن کتاب درسی مسلط بودم و این باعث شد در مورد سؤال طراحان نگرانی نداشته باشم. مخصوصاً در درس عربی و ادبیات که سطح بالایی داشتم می‌دانستم که طراح ممکن است در چه زمینه‌ای مرا به انحراف بکشاند. درواقع دام‌ها را می‌شناختم.

در تاریخ و جغرافیا چه کار کردی؟

من این درس‌ها را به هدف افزایش اطلاعات عمومی‌ام خواندم و در کنکور هم 58 درصد زدم. در کانون هم همین درصد را داشتم.

آیا در آزمون‌ها افت شدید هم داشتی؟

بله؛ در آزمون جمع‌بندی عید ترازم به 6900 رسید و دلیل آن کم‌کاری اوایل عید بود.

ولی از تابستان روند رو به رشدی داشتی!

بله؛ من میانگین 6 ساعت در روز درس می‌خواندم اما چون پرش ذهنی نداشتم بهره‌وری بالایی داشتم. بعد از عید به 8 ساعت هم رسید. تمرکزم نتیجه‌ی علاقه‌ام به درس‌ها بود. من با علاقه درس می‌خواندم؛ حتی به درس‌هایی که علاقه نداشتم سعی کردم نگاهم را عوض کنم؛ چون بقیه‌ی درس‌ها را دوست داشتم و می‌خواستم که موفق شوم. از طرفی حمایت معنوی پدر و مادرم به من آرامش می‌داد و باعث تمرکز بیش‌ترم می‌شد. آن‌ها به من اعتماد داشتند. اعتقادات شخصی‌ام هم خیلی به من آرامش داد و کمکم کرد. وظیفه‌ام را تلاش می‌دانستم و به نتیجه فکر نمی‌کردم. من حتی اگر رتبه نمی‌آوردم ناراحت نمی‌شدم چون تلاشم را کرده بودم. فکر کردن به نتیجه یکی از عوامل پرش ذهنی است و تمرکز را کاهش می‌دهد.

گفت‌وگو با عبدالرحمن اشکوه، رتبه‌ی 1 انسانی منطقه‌ی 3


چه کسانی را در موفقیت خود سهیم می‌دانی؟

بهترین دوستم سه سال عضو کانون بود و با هم ارتباط نزدیکی داشتیم. با هم در مورد تکنیک‌های مطالعه صحبت می‌کردیم و گاهی عمومی‌ها را با هم می‌خواندیم.

چگونه به روش خاص خودت در مطالعه رسیدی؟

شرکت در آزمون‌ها و قرار گرفتن در فضای رقابت باعث می‌شد در مورد روش‌هایم فکر کنم و راه‌حل پیدا کنم.

سال کنکور چه تصمیم ویژه‌ای گرفتی؟

تصمیم گرفتم به آزمون‌ها پایبند باشم و غیبت نداشته باشم و برنامه‌ی راهبردی را موبه‌مو اجرا کنم.

دانش فراشناخت خودت را چگونه ارزیابی می‌کنی؟

من به سطحی از فراشناخت رسیده بودم که وقتی سطری از کتاب را می‌خواندم می‌دانستم ممکن است از کدام نکته‌ی آن سؤال طرح شود و دلیل آن تست‌زنی زیاد بود. تمرین تست مرا به فراشناخت رسانده بود.

یعنی تو با کمک تست بازیابی می‌کردی و یادگیری‌ات را از این طریق عمیق می‌کردی؟

من در نیم‌سال دوم متوجه اهمیت بازیابی با تست شدم و بعد از عید به طور مبحثی تست‌ها را کامل حل کردم و غلط‌هایم را علامت می‌زدم و دلیل تکرار اشتباهاتم را کشف می‌کردم.

در آزمون معمولاً چند غلط داشتی؟

غلط‌هایم زیاد بود و حدود 25 تست غلط می‌زدم. دلیل آن هم اصرار من به جواب دادن بود. من نمی‌توانستم به این وسوسه غلبه کنم تا در آزمون‌های آخر تا حدودی موفق شدم و ترازم رشد خوبی کرد. من در ادبیات اختصاصی معمولاً غلط نداشتم.

چه توصیه‌ای برای دانش‌آموزان داری؟

به نظرم دانش‌آموز باید در حد توان خودش مطالعه کند و ذهن را نباید محدود به ساعت کرد. تا جایی که امکان دارد باید آرامش داشته باشد و به یک برنامه‌ اعتماد کند و خودش را سردرگم نکند.

غیر از درس خواندن چه فعالیت دیگری داشتی؟

من هر روز یک ساعت فیلم تماشا می‌کردم و اگر مهمان داشتیم یک ساعت را با آن‌ها می‌گذراندم. قبل از کنکور مطالعه‌ی غیر درسی هم داشتم اما در سال کنکور آن را کنار گذاشتم. یکی از تفریحات من در سال کنکور این بود که با دوستم بیرون می‌رفتیم و در آب‌وهوای خوب آن‌جا می‌نشستیم و بحث درسی هم داشتیم.

به نظرت سهم امکانات در شهرهای بزرگ در موفقیت چه‌قدر است؟

من اتفاقاً خوشحالم که در مریوان درس خواندم. آب‌وهوای آن‌جا بهترین امکان برای درس خواندن بود. شاید اگر در تهران بودم حوصله‌ی درس خواندن را پیدا نمی‌کردم.

به عنوان سخن آخر چه صحبتی داری؟

تنها خاطره‌ای که بعد از کنکور برای فرد می‌ماند زحمت و تلاشی است که قبل از آن کشیده است. نباید با ترس و نگرانی بی‌مورد تلاش خود را هدر بدهد. هر کس تلاش کند نتیجه‌اش را می‌گیرد.

پاسخ تلفنی به سوالات شما و برنامه ریزی شخصی

برنامه ریزی روزانه و زمان بندی صحیح برای مطالعه در ایام امتحانات و دوران جمع بندی کدام است؟
مناسب ترین کتاب ها برای دوران جمع بندی ؟
بهترین تغذیه برای افزایش حافظه و کاهش خواب آلودگی و خستگی کدام است؟ چگونه تمرکزم را در حین مطالعه بالا ببرم؟
از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور بدون پیش شماره
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
ساعت پاسخگویی از 8 صبح تا 12 شب