نوروز 96

همه به جای خود / ادب پارسی

«را» سینه‌اش را صاف کرد و بلندتر از بار اول گفت: «لطفاً کمی جا بدهید، من باید قبل از شما بنشینم»؛ اما گوش فعل به این حرف‌ها بدهکار نبود.



به نام خداوند نقش‌آفرین                       بر این خوبْ‌نقاش هزار آفرین

جمله این بود:

کتابی که مادرم خریده بود را خواندم.

«را» کوچولو بود و قدش به فعل اول نمی‌رسید. آخر فعل، موجود مهمی بود و به خاطر همین فکر می‌کرد باید سرش را بالا بگیرد و هی بگوید فوت‌فوت، کیش‌کیش تا کسی طرفش نیاید. خیال می‌کرد آزاد است هر جای جمله که می‌خواهد بنشیند.

«را» سینه‌اش را صاف کرد و بلندتر از بار اول گفت: «لطفاً کمی جا بدهید، ‌من باید قبل از شما بنشینم»؛ اما  گوش فعل به این حرف‌ها بدهکار نبود.

تا این که ویراستار1 محترم،  فعل «خریده بود» را  انتهای جمله‌ی اول نشاند و نشانه‌ی «را» را آورد کنار مفعول (کتابی) قرار داد: کتابی را که مادرم خریده بود، خواندم.

 سپس با مهربانی به همه‌ی اجزای جمله گفت: «هر کس باید سرِ جای خود بنشیند.» فعل که حالا فهمیده بود جایش آخر جمله است و «را» باید کنار مفعول بنشیند، آرام گرفت و ترتیب اجزای جمله درست شد.

پاورقی:

1. ویراستار کسی است که اشکالات دستوری و نگارشی یک متن را برطرف می‌کند.