گفت‌وگو با جواد ماهری، رتبه‌ی 7 ریاضی منطقه‌ی 2 از کرمانشاه

من جواد ماهری، رتبه‌ی 7 ریاضی منطقه‌ی 2 از مدرسه‌ی دولتی توکل مومنی هستم و در 13 آزمون کانون شرکت کردم.



خودت را معرفی کن.

من جواد ماهری، رتبه‌ی 7 ریاضی منطقه‌ی 2 از مدرسه‌ی دولتی توکل مومنی هستم و در 13 آزمون کانون شرکت کردم.

در مورد وضعیت خانوادگی و شرایطی که داشتی توضیح بده.

من یک خواهر و یک برادر دارم که از خودم کوچک‌تر هستند. خانواده‌ی من در سطح ضعیفی از تحصیلات هستند و شرایط زندگی ساده‌ای داریم.

از پدر جواد می‌پرسم:

چند سالتان است و شغل شما دقیقاً چیست؟

پدر: من 53 سال دارم. قطعه‌ زمینی برای  کشاورزی داریم که از طریق آن کسب درآمد می‌کنیم. خدا را شکر در طی این سال‌ها نان حلال بر سر سفره آورده‌ام. دو کلاس سواد دارم که مربوط به سپاه دانش قدیم است. خودم اهل روستای احمدآباد ماهیدشت است و هیچ کس از افراد خانواده و فامیل تحصیلکرده نبوده‌اند.

چه‌طور شد که جواد تا این حد به درس و تحصیل علاقه‌مند شد و به این رتبه رسید؟

پدر: جواد از بچگی علاقه‌ی زیادی به درس داشت. بدون این‌که او را مجبور کنیم همیشه خودش اراده‌ی قوی برای درس خواندن داشته است.

دوران دبستان و راهنمایی در چه مدارسی درس خواندی؟

دوران دبستان در مدرسه‌ی شهید نقیب‌زاده و دوران راهنمایی در مدرسه‌ی شرافت درس خواندم. هر دو مدرسه عادی بودند.

آیا از همان ابتدا معدلت 20 بود؟

خیر؛ از دبیرستان معدلم را 20 نگه داشتم اما در دوران دبستان و راهنمایی بین 19 و 20 بود.

این نکته‌ی جالب وجود دارد که از ابتدای ورود به کانون تا آخرین آزمون پیشرفت چشمگیری داشتی. این پیشرفت چه دلیلی داشت؟

مشاوره‌های انگیزشی و راهنمایی‌های مهندس صبرجو ادامه‌ی راه را برایم آسان‌تر کرد و در طی آزمون‌ها نقاط ضعف و قوت خودم را پیدا کردم و مشکلاتم را با آرامش برطرف کردم.

روزی چند ساعت مطالعه می‌کردی؟

به طور میانگین روزی 12 ساعت مطالعه داشتم.

از چه ساعتی درس خواندن را شروع کرده و در چه ساعتی تمام می‌کردی؟

از 8 و نیم صبح تا ساعت 12 شب درس می‌خواندم.

پدر و مادرت در دوران کنکور چه نقشی داشتند؟

پدر و مادر فضا را برایم همیشه آرام نگه می‌داشتند و از لحاظ روحی حس حمایت خوبی به من می‌دادند و همیشه به فکر من بودند. نسبت به این‌که کار پدرم سخت و زیاد بود همیشه این احساس را داشتم که باید جواب زحمت‌هایش را با یک نتیجه‌ی خوب بدهم و خدا را شکر که همین اتفاق افتاد.

چه انگیزه‌ای باعث شد به دنبال تحصیل باشی؟ آیا الگوی خاصی داشتی؟

من می‌خواستم از اطرافیانم متمایز شوم و الگویی هم نداشتم. تلاش خود را بدون توجه به حاشیه‌ها انجام دادم و راه خودم را رفتم و متوجه شدم که از همه جلوتر هستم. هرگز خودم را محکوم به رتبه‌ی تک‌رقمی نکردم اما بدون وقفه تلاش می‌کردم.

برای انتخاب رشته اولین گزینه‌ات چه بوده است؟

مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف

از ویژگی‌های دوران بچگی جواد لطفاً بگویید.

پدر: از بچگی خیلی آرام و بی‌سروصدا بود و ما را اذیت نمی‌کرد؛ ولی بعضی مواقع یک‌دندگی داشت. او هرگز زیاده‌خواه نبود و در کشاورزی هم به من کمک می‌کرد.

چگونه با کانون آشنا شدی؟

از طریق مدیر مدرسه‌ام با کانون آشنا شدم. در فاصله‌ی زمانی بین آبان و آذر ماه بورسیه شدم و از همان اولین آزمون تلاش کردم که بهترین باشم.

آیا در مدرسه‌ی خودتان  یا حتی اطرافیان فردی را می‌شناسی که از لحاظ علمی و تلاش در رده‌ی خودت باشد؟

خیر؛ کسی را نمی‌شناسم؛ اما از این پس هر فرد مستعدی را بشناسم به کانون معرفی خواهم کرد تا او هم مثل من از این خدمات و راهنمایی‌ها استفاده کند.

آیا در کلاس‌های بیرون شرکت می‌کردی؟

بله؛ در کلاس ریاضی و فیزیک به صورت رایگان شرکت داشتم و از دبیرانم تشکر می‌کنم.

جواد ماهری، رتبه‌ی 7 ریاضی منطقه‌ی 2

جواد ماهری، رتبه‌ی 7 ریاضی منطقه‌ی 2 به همراه پدرش