موسیقی شعر / ادب پارسی

نوازنده‌ی تار، سازی با چند سیم دارد که با مضراب2 بر آن‌ها ضربه می‌زند و آوایی خوش می‌نوازد. اما برای یک شاعر، تمام الفبای فارسی و صداها حکم ابزار موسیقی را دارند.



سرِ نامه بنویس نام خدای                                      خداوند بخشنده‌ی رهنمای


نوازندگان از آلات1 موسیقی استفاده می‌کنند تا نغمه‌های مختلف را بنوازند. مثلاً مرشد در زورخانه، ضرب بزرگی در دست دارد و بر آن می‌کوبد و شعر می‌خواند و زنگی در کنار اوست که گه‌گاه صدایش را در‌می‌آورد.

نوازنده‌ی تار، سازی با چند سیم دارد که با مضراب2 بر آن‌ها ضربه می‌زند و آوایی خوش می‌نوازد.

اما برای یک شاعر، تمام الفبای فارسی و صداها حکم ابزار موسیقی را دارند. مثلاً وقتی شاعر می‌گوید:

خیزید و خز3 آرید که هنگام خزان است            باد خنک از جانب خوارزم وزان است،

با تکرار دو واج «خ» و «ز»، صدای خش‌خش برگ‌های خشک و زوزه‌ی باد پاییزی را در بیت به گوش ما ‌می‌رساند.

گوینده‌ی هنرمند با این کار، آرایه‌ی «واج‌آرایی یا نغمه‌ی حروف» را در شعر، ایجاد می‌کند.


پاورقی:

1. ابزار، وسایل

2. زخمه؛ وسیله‌ی کوچک فلزی که با آن به سیم‌ها ضربه می‌زنند.

3. پوستین