نوروز 96

چگونه مغز، آگاهی را به صورت برش‌های زمانی ایجاد می‌کند؟

دانشمندان انستیتوی فدرال تحقیقات سوئیس(EPFL) راه جدیدی برای چگونگی نحوه‌ی پردازش اطلاعات ناخودآگاه مغز، در آگاهی انسان را پیشنهاد کردند



دانشمندان انستیتوی فدرال تحقیقات سوئیس(EPFL) راه جدیدی برای چگونگی نحوه ی پردازش اطلاعات ناخودآگاه مغز، در آگاهی انسان را پیشنهاد کردند. با توجه به این مدل، آگاهی تنها در فواصل زمانی تا حداکثر ۴۰۰ میلی ثانیه، با شکاف هایی از ناخودآگاهی در آن میان ایجاد می شود.

راننده ی جلویی به طور ناگهانی متوقف می شود و شما خودتان را در حالی می بینید که پای خود را روی ترمز گذاشته اید قبل از اینکه بدانید چه اتفاقی افتاده است. ما این را یک رفلکس می نامیم، اما واقعیت نهفته بسیار پیچیده تر است که بحثی مربوط به قرنهای گذشته را شکل داده است: آیا آگاهی یک جریان ثابت و بی وقفه بوده و یا مجموعه ای از بیت های گسسته است- مانند ۲۴ فریم در ثانیه یک حلقه ی فیلم؟ اکنون دانشمندان سوئیسی، دانشگاه های اولم و زوریخ، مدل جدیدی از چگونگی نحوه ی پردازش اطلاعات ناخودآگاه مغز ارائه دادند که نشان می دهند آگاهی تنها در فواصل حداکثر تا ۴۰۰ میلی ثانیه ایجاد می شود که در این بین هیچ آگاهی وجود ندارد.

پیوسته یا گسسته؟

به نظر می رسد آگاهی به صورت جریان پیوسته کار می کند: یک تصویر یا یک صدا یا بو و یا لمس به صورت هموار در ادامه دیگری است که تصویری پیوسته از جهان اطراف برای ما ایجاد می کند. تا آنجا که به ما مربوط می شود، به نظر می رسد که اطلاعات حسی به طور پیوسته به درک آگاهانه تبدیل می شود: ما اشیاء را با حرکت هموار می بینیم، به طور مداوم صداها را می شنویم، بدون وقفه بو می کشیم و احساس می کنیم. با این حال، مکتب فکری دیگری استدلال می کند که مغز ما اطلاعات حسی را تنها به صورت نقاط زمان گسسته جمع آوری می کند، مانند یک دوربین که عکس های فوری می گیرد. حتی با شواهد موجود علیه آگاهی “پیوسته”، به نظر می رسد که نظریه”گسسته” از عکس های فوری بیش از حد ساده است که درست باشد.

مدل دو مرحله ای

مایکل هرتزوگ در انستیتوی سوئیس، که با فرانک شارنوسکی در دانشگاه زوریخ کار می کند، پارادایم و یا “چارچوب مفهومی” جدیدی از نحوه کار حقیقی آگاهی ارائه دادند. آنها این کار را با بررسی اطلاعات حاصل از آزمایش های روانی و رفتاری قبلی که با هدف تعیین پیوستگی یا گسستگی آگاهی منتشر شده بود انجام دادند. چنین آزمایش هایی می تواند اینگونه باشد که دو عکس با جانشینی سریع به یک فرد نشان می دهیم و در حالی که بر فعالیت های مغز او نظارت می شود، از او بخواهیم که تمایز بین دو عکس را بگوید.

این مدل جدید، پردازش دو مرحله ای از اطلاعات را پیشنهاد می کند. اولین مرحله ناخودآگاه است: مغز ویژگی های خاص اشیاء را پردازش می کند، به عنوان مثال رنگ و یا شکل و آنها را به طور شبه پیوسته و ناخودآگاه با دقت بسیار بالای زمانی تحلیل می کند. با این حال، این مدل نشان می دهد که هیچ ادراک زمانی در طول این پردازش ناخودآگاه وجود ندارد. حتی ویژگی های زمان، از جمله مدت زمان و یا تغییر رنگ، در طی این دوره درک نمی شود. در عوض، مغز مدت زمان آن را به صورت یک نوع “شماره”نشان میدهد، درست کاری که برای رنگ و شکل انجام می دهد.

سپس مرحله آگاهانه می آید: پردازش ناخودآگاه به اتمام رسید و مغز به طور همزمان تمام ویژگی های آگاهانه را ارائه می دهد. این “تصویر” نهایی را ایجاد می کند که مغز در نهایت آگاهی را به ما می دهد و ما را از محرک آگاه می سازد. کل فرآیند، از محرک تا ادراک آگاهانه، می تواند حداکثر تا ۴۰۰ میلی ثانیه صورت پذیرد که یک تاخیر قابل توجهی از نقطه نظر فیزیولوژیکی است. مایکل هرتزوگ توضیح داد: « دلیلش این است که مغز می خواهد به شما بهترین و واضح ترین اطلاعات را بدهد و این نیاز به یک مقدار قابل توجه زمانی دارد. در واقع هیچ مزیتی در آگاه ساختن ما از پردازش ناخودآگاه وجود ندارد، چرا که می تواند فوق العاده گیج کننده باشد.»

این مدل بر ادراک بصری متمرکز است، اما زمان تاخیر ممکن است برای دیگر اطلاعات حسی، به عنوان مثال شنوایی یا بویایی متفاوت باشد. این اولین مدل دو مرحله ای از نحوه ایجاد آگاهی است و تصویر کامل تری از نحوه مدیریت آگاهی مغز نسبت به “پیوسته در مقابل گسسته” فراهم می کند. اما به ویژه این امر بینش مفیدی در مورد نحوه پردازش مغز از زمان و ارتباط دادن آن به ادراک ما از جهان فراهم می کند. جزئیات بیشتر این پژوهش در مجله PLOS Biology منتشر شده است.

منبع :