نوروز 96

می‌خواهم با دست پُر و آماده، سال تحصیلی را شروع کنم

از جلسه‌ی آزمون که آمد و به پدرش رسید با لبخندی رضایت خود را از نتیجه‌ی آزمون ابراز کرد.



از جلسه‌ی آزمون که آمد و به پدرش رسید با لبخندی رضایت خود را از نتیجه‌ی آزمون ابراز کرد. او دیگر تجربه‌ی خوبی داشت و تقریباً حدس می‌زد که ترازش رشد داشته است. به پدرش گفت: «پدرجان! فکر می‌کنم آزمون قبلی را که ترازم کمی تنزل کرده بود جبران کردم.» پدرش به او گفت: «آفرین پسرم! من مطمئن بودم که جبران می‌کنی البته مسافرت سه هفته‌ی پیش مقصر اصلی بود!»

پدرش ادامه داد: «راستی! برای آزمون 26 شهریور که آخرین آزمون تابستان است چه برنامه‌ای داری؟»

کوشا که قبلاً هم راجع به اهمیت آزمون آخر با پشتیبانش صحبت کرده بود بلافاصله پاسخ داد: «پدرجان! می‌خواهم به امید خدا با دست پُر و آماده، سال تحصیلی را شروع کنم و نباید پشتم باد بخورد. مطمئن باشید آزمون آخر جزء بهترین آزمون‌های من خواهد بود.»

پدر به کوشا گفت: «من و مادرت به تو افتخار می‌کنیم. این انرژی مثبت تو به من و مادر و خواهرت هم منتقل می‌شود. بیا زودتر برویم که بعد از ناهار باید آزمونت را تحلیل کنی. بعد هم قرار است مهمانی برویم.»