به نام خدا، نون بردار

صبح روز اول مدرسه با شوق فراوان تصمیم به خوردن صبحانه گرفتم. ذهنم مشغول بود و به دیدار دوباره‌ی هم‌کلاسی‌ها و معلم جدیدم فکر می‌کردم.»

صبح روز اول مدرسه با شوق فراوان تصمیم به خوردن صبحانه گرفتم. ذهنم مشغول بود و به دیدار دوباره‌ی هم‌کلاسی‌ها و معلم جدیدم فکر می‌کردم.»

مادر گفت: «پرهام جان! نون بردار.»

دستم را به سمت نان بردم که با لبخند مادر مواجه شدم و گفت: «عزیزم نون وجودت را بردار.» با تعجب نگاهش کردم و گفت: «اول راه هستی و باید نون اول کلمه‌های نمی‌شود و نمی‌توانم و نمی‌توانستم را برداری و آن را با حرف میم جایگزین کنی. می‌توانم، می‌شود و... از همین امروز در راه مدرسه فکر کن ببین چه‌طور می‌توانی بهترین برنامه‌ریزی را داشته باشی. هدفت را نشانه بگیر. با سخت‌کوشی هر روز بهتر از دیروز می‌شوی.»

پشتیبانی و مشاوره انتخاب رشته کنکور 96
در رشته دلخواهتان با چه رتبه ای قبول می شوید ؟
پاسخ به سوالاتی درباره انتخاب رشته دانشگاه آزاد، ظرفیت مازاد ، شهریه ها ، پذیرش صرفا با سوابق تحصیلی دانشگاه آزاد ، نحوه چیدمان رشته ها ، رشته های بدون کنکور و ...

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
ساعت پاسخگویی از 8 صبح تا 12 شب