انتخاب رشته، انتخاب شغل است

انتخاب رشته صرف نظر از تراز و رتبه، نتیجه‌ی رغبت و علاقه‌ای است که نسبت به شغل آینده‌ی خود دارید.



انتخاب رشته صرف نظر از تراز و رتبه، نتیجه‌ی رغبت و علاقه‌ای است که نسبت به شغل آینده‌ی خود دارید. انتخاب رشته به مثابه‌ی انتخاب شغل است. در آینده‌ می‌خواهید چه‌کاره شوید؟ این سؤال را در کودکی مانند نوشتن انشا درباره‌ی علم بهتر است یا ثروت بارها و بارها از خودمان پرسیده‌ایم. حالا این سؤال در انتخاب رشته مهم‌ترین موضوعی است که باید درباره‌اش فکر کنیم. انتخاب رشته یعنی در آینده می‌خواهیم چه‌کاره شویم. پزشکی یا داروسازی، روان‌شناسی یا وکیل، کارشناس تحلیل‌ داده، بانک‌دار، مدیر مالی یا مدیر بازاریابی، کارآفرین یا کارمند، کارشناس فناوری و آی‌تی یا استاد دانشگاه و بسیاری رشته‌ها و فرارشته‌های دیگر.

هر رشته‌ای را که انتخاب می‌کنید اطمینان حاصل کنید که از سخت درس خواندن و کار کردن در آن رشته و شغل لذت می‌برید و به آن احترام می‌گذارید. باید به رشته‌ و شغلی که انتخاب کرده‌اید احترام بگذارید تا او نیز به شما احترام بگذارد؛ بنابراین مطالعه‌ی دقیق شرایط تحصیل و کار و میزان درآمد حاصل از آن بسیار مهم است.

انتخاب رشته مانند مدل مو و انتخاب کفش و لباس نیست که تابع مُد روز یا امری تابع سلیقه و احساسِ صرف باشد. پدر از فرزندش سؤال می‌کند «چرا این رشته؟» و فرزند جواب می‌دهد: «دلم می‌خواهد.» پاسکال در نقد این انتخابِ صرفاً احساسی یا دلی پاسخی دارد که قابل تأمل و تفکر و حیرت‌انگیز است: «آخر دل هم مثل سر دلایل خاص خودش را دارد...» دلم می‌خواهد یعنی ادامه‌ی گفت‌وگو ممنوع! در حالی که مسئله‌ی اصلی و اصلی‌ترین موضوع انتخاب رشته، گفت‌وگوست؛ گفت‌وگوی دانش‌آموز با پدر، مادر، برادر و خواهر بزرگ‌تر یا کوچک‌تر و هر کس دیگری که بتواند پنجره‌ای تازه باز کند، ثمری ‌دهد که سودش به خود دانش‌آموز خواهد ‌رسید.

ترک گفت‌وگو، قطب مخالف صحت و سلامت یک انتخاب رشته‌ی پایدار و آموزنده و سازنده است. انتخاب رشته، انتخاب منِ واقعی است؛ در غیر این صورت این رشته است که مرا انتخاب می‌کند یا مرا وادار به انتخاب خود می‌کند. مرا وادار می‌کند تا با چشم‌های او (دیگری) ببینم و شعور دیگری شعور من می‌شود.

انتخاب رشته، انتخاب من است؛ انتخاب خود من؛ بنابراین نخستین گام انتخاب رشته این است: خودت را بشناس.