توصیه هایی برای واکنش مناسب در مواجهه با اشتباهات فرزندان

دوران کودکی و نوجوانی هر فرد، تداعی کننده خاطراتی عمیق و متفاوت است؛ خاطراتی که از شیرین‌ترین تا تلخ‌ترین لحظه‌ها را در بر می‌گیرد



دوران کودکی و نوجوانی هر فرد، تداعی کننده خاطراتی عمیق و متفاوت است؛ خاطراتی که از شیرین ترین تا تلخ ترین لحظه ها را در بر می گیرد. کودکی را تصور کنید که برای اولین بار قصد ایستادن و حرکت کردن را دارد. با ایستادن روی پایش بلافاصله زمین می خورد. می دانید چرا؟! چون زمین خوردن برای حرکت کردن الزامی است و ما چون می دانیم باید کودکمان برای حرکت کردن و دویدن زمین بخورد، مشتاقانه صبر و مجدانه تلاش می کنیم. حال تصور کنید 10 سال گذشته است و فرزند شما برای راه رفتن و دویدن مجدد زمین می خورد. در این لحظه شما ناراحت می شوید و به کودک تذکر می دهید. حال اگر فرزند ما دچار خطا و اشتباهی شد، چه باید بکنیم؟! قصد ما این است که ابتدا شرایطی را که خطا صورت گرفته است بررسی کنیم و با توجه به حالت های گوناگون پاسخ دهیم.

حالت اول: خطای ناآگاهانه

خطا در این حالت با توجه به شناخت فرزندمان اتفاق می افتد. گاهی بروز یک خطا به سبب ندانستن رفتار درست یا بر حسب الگوبرداری و یا تکرار رفتار دیگران است. در این موقعیت هر گونه رفتار تنبیهی نادرست و نابجاست؛ بلکه توضیح رفتار درست و ایجاد فرصت برای تفکر درباره رفتار صحیح بهترین کار است. تعبیرها و کلام ما در این حالت باید دوستانه ، دلسوزانه و ملایم باشد و نگاهمان به خطای فرزندمان نگاهی آموزشی و آگاه بخشی باشد.

حالت دوم: خطا برای رسیدن به هدف

خطا در این حالت با توجه به موقعیت فرزندمان اتفاق می افتد. گاهی او به انگیزه رسیدن به موقعیت خوبی(مثلا گرفتن هدیه) یا فرار از موقعیت بدی (تنبیه نشدن) یا به دلیل طمع، خطایی انجام می دهد که در این حالت باید ابتدا نیازی را که به خاطرش خطا صورت گرفته است رفع شود. رفع نیاز نباید در حالت بروز احساسات کودک اعم از گریه کردن، لجبازی، اصرار و قهر کردن باشد که اگر در چنین حالت هایی بود، ابتدا باید کودک را به آرامش و بیان ساده درخواستش دعوت کنیم. سپس با رعایت ملاحظات یکی از خواسته های او را برآورده کنیم و صبر کنیم تا نیازش برآورده شود و اندکی پس از آن به شکل منطقی و همراه با مقدمه او را نسبت به خطایش آگاه کنیم و تاییدیه پذیرش خطایش را از او بگیریم.

حالت سوم: خطاهای اجتماعی

گاهی دامنه یک خطا، شخصی یا فردی نیست و مرتبط با ارزش های دینی، انسانی و اجتماعی است. در این حالت بسته به شدت خطا و دامنه درگیری اش باید در همان لحظه واکنش همراه با ناراحتی را نشان داد و فرزند را از ادامه خطا منع کرد؛ اما این تنبیه نباید در حضور دیگران انجام شود، زیرا باعث سرخوردگی فرزند می شود. تساهل و تسامح در خطاهای اجتماعی و در منظر عموم کاری بسیار اشتباه است و باعث بروز پرخاشگری و تافته جدا بافته انگاشته شدن می شود. با تکرار این خطا باید بر شدت تنبیه افزود. درخور ذکر است، تنبیه بیشتر جنبه روانی دارد و هر گونه تنبیه جسمی خطاست. تنبیه جسمی تنها در مواردی و آن هم به شکل کاملا محدود (مثلا بر شانه زدن، با ملایمت بر پشت دست زدن) و فقط به منظور آگاه بخشی و اتمام حجت انجام می شود و اصلا نباید همراه با شدت عمل و زیاده روی باشد.

حالت چهارم: خطای تکرار شده

خطا در این حالت برخاسته از زمینه های گذشته است. گاهی فرزندمان برنامه ریزی شده و از عمد خطایی را انجام می دهد و بر انجامش اصرار دارد. در این حالت 5 نکته حائز اهمیت است. نکته اول اینکه فرزندمان قصد جلب توجه به واسطه ندیده شدن دارد. نکته دوم این که فرزندمان قصد خودنمایی به واسطه نبود همراهی و محبت والدین را دارد. نکته سوم این است که فرزندمان به واسطه پاسخ گرفتن و حل خواسته اش از طفولیت تا به حال این رفتار را تکرار می کند(از این رفتار برای رسیدن به اهدافش استفاده می کند). نکته چهارم این است که چون فرزندمان خودش را به خواب زده تشدید تنبیه اثربخش نیست و حتی شدت خطا و کینه را افزایش می دهد و اثر تنبیه از بین می رود. در این حالت بی تفاوتی و سکوت بهترین و بیشترین اثر تنبیهی و آگاهی بخشی را دارد و در ادامه فرزند را تسلیم و آماده پذیرش نصیحت و آگاهی می کند.

علل اصلی خطا کردن فرزندان

به طور کلی علت همه این اتفاق ها و خطاها، نبود روابط دوطرفه ، محبت محور و منسجم در محیط خانواده است. تفاوت و تناقض در تصمیم گیری ها، کم توجهی به جایگاه و تصمیم پدر، حضور کم والدین در بازی و فعالیت های فرزندان، وجود مشکلات معیشتی و اقتصادی، نبود نظارت دقیق بر رفتار دوستان فرزندانمان، کم توجهی به نیاز فرزندانمان قبل از بیان نیازشان، توجه بیش از اندازه اطرافیان به غیر از والدین نسبت به فرزندان و ... همگی موجب بروز چنین اتفاقاتی می شود.

توصیه هایی برای واکنش مناسب در مواجهه با اشتباهات فرزندان


منبع :