داستان خرس عروسکی

از داخل قفسه، کتاب‌ها را می‌بینم که با هم حرف می‌زنند و همگی خوشحال هستند.

از داخل قفسه، کتاب‌ها را می‌بینم که با هم حرف می‌زنند و همگی خوشحال هستند. دوست دارم از کارشان سر در بیاورم و علت خنده‌ی آن‌ها را کشف کنم، ولی چگونه؟ آن‌ها روی میز مطالعه‌ی سینا هستند و من داخل قفسه قرار دارم و صدای یکدیگر را نمی‌شنویم. کتاب تابستان خوشحال‌تر از بقیه به نظر می‌رسد و مدام بالا و پایین می‌پرد. من تِدی هستم. خرس عروسکی سینا که چند سالی است همراه او هستم. سینا مرا دوست دارد ولی مدت‌هاست توجهی به من نمی‌کند و فراموشم کرده است. حوصله‌ام سر رفته و دلم بازی جدیدی می‌خواهد.

- تدی! تدی! خوابیده‌ای؟ چرا به‌تنهایی کنج قفسه نشسته‌ای؟ بیا و در جشن ما شرکت کن.

این صدای خودکار بود که مرا از خواب بیدار کرد.

- چه خبر شده خودکار؟ چرا جشن گرفته‌اید؟

- تدی عزیز! تراز سینا در آزمون امروز پیشرفت خوبی داشته و کتاب تابستان، کمک زیادی به او در کسب این نتیجه کرده است.

- آفرین سینا! می‌دانستم این پسر درس‌خوان موفق خواهد شد؛ ولی از وقتی سینا سخت‌کوش‌تر شده، من تنهاتر شده‌ام خودکار!

در همین لحظه، سینا وارد اتاق شد و نگاهی معنی‌دار به تدی انداخت. تدی ترسید و چشمانش را بست و مطمئن شد که وقت رفتنش از اتاق سینا فرا رسیده است.

- خرس عزیزم! تدی دوست‌داشتنی! از امروز تو دانش‌آموز من هستی و هر مطلب جدید درسی که یاد می‌گیرم به تو هم یاد خواهم داد. من معلم تو هستم و باید سعی کنی دانش‌آموز خوبی برای من باشی.

سینا این را گفت و تدی را روی میز مطالعه‌اش گذاشت. تدی از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید و مدام از خودکار می‌پرسید: «من خواب می‌بینم یا بیدارم؟»

پاسخ تلفنی به سوالات شما
پاسخ تلفنی به سوالات مشاوره ای و آموزشی شما

در بین قبولی هایم کدام رشته را انتخاب کنم ؟
تغییر رشته دادن در یک دانشگاه چه ضوابطی دارد؟

باسخ به سوالات شما در زمینه تکمیل ظرفیت ، انتخاب نوع دانشگاه (سراسری ، آزاد ، پردیس ، غیرانتفاعی ) ، انتقالی و مهمان ، رزرو دانشگاه ، کارنامه سبز و ....

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور بدون کد
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
ساعت پاسخگویی از 8 صبح تا 12 شب