نوروز 96

من و غولک و قالیچه پرنده / معرفی کتاب

هیچ کس نمی‌دانست من یک غول دارم. غولی با قالیچه‌ی پرنده. هیچ کس نمی‌دانست قرار است من و غولکم سوار قالیچه بشویم و برویم آسمان‌گردی. آن روز صبج زود از رختخواب بیرون آمدم و یواشکی رفتم بالای پشت‌بام..



کتاب «من و غولک و قالیچه پرنده»، دارای قصه‌ای تخیلی و کودکانه است که از سوی الهام عطایی‌آذر تصویرگری شده است و ماجرای آن درباره‌ی پسرکی است که یک قالیچه‌ی پرنده و یک غول دارد و غول به پسربچه غول داده است که او را با قالیچه پرنده در آسمان بگرداند. درنهایت پسرک سوار قالیچه می‌شود ولی وقتی برمی‌گردد صورتش سیاه ‌شده است و از بالای شهر هدر رفتن انرژی و تولید دود و غبار را می‌بیند و در ادامه، ماجراهایی رخ می‌دهد. در بخشی از این داستان می‌خوانیم: «هیچ‌ کس نمی‌دانست من یک غول دارم. غولی با قالیچه‌ی پرنده. هیچ‌ کس نمی‌دانست قرار است من و غولکم سوار قالیچه بشویم و برویم آسمان‌گردی. آن روز صبج زود از رختخواب بیرون آمدم و یواشکی رفتم بالای پشت‌بام...»‌

نویسنده: فرهاد حسن‌زاده

نشر شهر

من و غولک و قالیچه پرنده / معرفی کتاب