دنیای رنگی من

برنامه‌ی راهبردی یکی از اصلی‌ترین این ابزارها بود که مرا متوجه کرد با مطالعه و برنامه‌ریزی درسی برای درس خواندن بر طبق آن نیمی از راه موفقیتم را طی خواهم کرد.

روزی که به عنوان دانش‌آموز کانونی پا به کانون گذاشتم متوجه شدم علاوه بر آزمون دادن در کانون چیزهای دیگری هم در کانون به من به عنوان ابزار داده می‌شود که لازمه‌ی پیشرفت و موفق بودن من خواهند بود.

برنامه‌ی راهبردی یکی از اصلی‌ترین این ابزارها بود که مرا متوجه کرد با مطالعه و برنامه‌ریزی درسی برای درس خواندن بر طبق آن نیمی از راه موفقیتم را طی خواهم کرد.

اما از آن جالب‌تر دفتر برنامه‌ریزی بود که پشتیبانم به من داد و از من خواست که هر روز در آن تعداد ساعت مطالعه‌ی هر درس را جداگانه با رنگ کردن در آن یادداشت کنم.

رنگ سبز، زرد و قرمز (رنگ ممنوعه) که از روز اول به عنوان رنگی برایم توصیف شد که نباید تا جایی که امکان دارد در دفترم به کار برده شود.

اما رنگ‌های سبز و زرد به من انرژی مثبت می‌دهند. وقتی می‌بینم که هنوز تابستان است و من برخلاف دوستانم درس خواندن را آغاز کرده‌ام این تابستان برایم با درس خواندن رنگی‌تر میشود.

من در تابستان رنگ سبز را برای درس‌های مربوط به سال گذشته و مرور مباحث قبلی انتخاب کردم و از رنگ زرد برای پیش‌خوانی مباحث سال جدید استفاده کردم.

اکثر روزهای هفته‌ی من با ثبت ساعت مطالعه و تکمیل این دو رنگ در حال گذر است.

اما تصمیم دارم تا جایی که می‌توانم با پیش‌خوانی کردن رنگ زرد دفترم را بیش‌تر از قبل کنم.

تا به امروز از خودم راضی‌ام و پشتیبانم هم این دنیای رنگی مرا تأیید کرده است.