نوروز 96

گفت‌وگو با 9 رتبه‌ی برتر کنکور 94 درباره‌ی دوران جمع‌بندی

با 9 رتبه‌ی برتر کنکور 94 درباره‌ی دوران جمع‌بندی گفت‌وگو کردیم. این گفت وگو را حتماً بخوانید.



گفت‌وگو با:

مائده آشفته برآبادی، رتبه‌ی 1 ریاضی منطقه‌ی 3 از خواف

کیانا تدبیر، رتبه‌ی 2 تجربی کشور از لنگرود

سارا همتی، رتبه‌ی 1 تجربی کشور از تبریز

ریحانه سردارزهی، رتبه‌ی 30 انسانی از چابهار

محمدمهدی خادم‌بشیری، رتبه‌ی 1 تجربی منطقه‌ی 3 از گچساران

محمد عابدینی، رتبه‌ی 33 انسانی از شهر قدس

کیارش زارع، رتبه‌ی 7 تجربی کشور از بیرجند

مهدی لطافتی، رتبه‌ی 4 ریاضی کشور از شیراز

محمدامین خادم‌بشیری، رتبه‌ی 6 تجربی منطقه‌ی 3 از گچساران

گفت‌وگو با 9 رتبه‌ی برتر کنکور 94 درباره‌ی دوران جمع‌بندی


از محیط خانه و نقش پدر و مادر در دوران جمع‌بندی بگویید.

مائده آشفته: دوران جمع‌بندی نیاز به یک محیط آرام و مناسب دارد که در این زمینه خانواده‌ام همکاری لازم را داشتند.

کیانا تدبیر: من چون دفتر برنامه‌ریزی‌ام را کامل می‌نوشتم خانواده‌ام در جریان کامل برنامه‌ام بودند و گاهی در این زمینه به من مشورت می‌دادم. آن‌ها همیشه پشتیبانی روحی از من داشتند و در دوران جمع‌بندی این موضوع بیش‌تر هم شد. من دائماً نگران فراموش کردن مباحث بود و خانواده‌ام می‌گفتند این شرایط برای بقیه هم وجود دارد و جای نگرانی نیست.

سارا همتی: من در دوران جمع‌بندی آرامش کامل داشتم اما خانواده‌ام نگران بودند و این نگرانی بر تمرکز من تأثیر می‌گذاشت؛ به طوری که گاهی متوجه می‌شدم دو ساعت فقط با فکر نگرانی آن‌ها گذشته است. من سعی می‌کردم آن‌ها را از نگرانی درآورم، چون کنکور برای من مثل امتحانات مدرسه بود. من خودم را کامل می‌شناختم و مدیریت مناسبی بر اوضاع داشتم. نقش اولیا در دوران جمع‌بندی پررنگ‌تر می‌شود و باید به این موضوع توجه داشت که آرامش یا نگرانی آن‌ها به فرزندانشان هم منتقل می‌شود.

ریحانه سردارزهی: حوزه‌ی محل کنکور به محل سکونت ما دور بود و من تصمیم گرفتم دو روز قبل به آن‌جا بروم و با محیط آشنا شوم. از طرفی می‌خواستم تنها بروم و آن‌جا تنها باشم. مادرم ابتدا مخالفت کرد اما با گفت‌وگو قانع شد که به منزل خواهرم که به آن‌جا نزدیک بود بروم. خواهرم را نیز قانع کردم که به خوابگاه بروم تا صبح قبل از کنکور بتوانم به حوزه سر بزنم. بالاخره توانستم به هدفم برسم و نزدیک بودن به محل کنکور به من آرامش می‌داد. خانواده‌ام البته با من تماس تلفنی داشتند و شرایطم را جویا می‌شدند.

محمدمهدی خادم‌بشیری: من و برادرم محمدامین همراه با دو نفر از دوستانمان در آپارتمانی به دور از خانواده زندگی می‌کردیم و با هم درس می‌خواندیم اما یک ماه آخر مادرم از ما خواست که به خانه برگردیم و هر چهار نفرمان برگشتیم. خانواده‌ام در این یک ماه آخر بر کار ما نظارت داشتند اما رفتار غیر عادی نداشتند که باعث شوند از نزدیک شدن به کنکور نگران شویم.

محمد عابدینی: خانواده‌ام طوری رفتار می‌کردند که من احساس می‌کردم کنکور هم یک آزمون مثل آزمون‌های کانون است. من زیاد در جمع دوستان نبودم و سعی کردم از کسانی که تأثیر خوبی بر روند درس خواندن من ندارند پرهیز کنم. تنها چالش من، حرف‌های خواهر کوچک‌ترم بود. من سعی می‌کردم کنکور را برای خودم عادی جلوه بدهم اما او هرازگاهی شرایط کنکور را به من یادآوری می‌کرد و این موضوع باعث نگرانی‌ من می‌شد. البته بعد از مدتی به این رفتارها عادت کردم.

کیارش زارع: من رابطه‌ی خوبی با پدر و مادرم داشتم و در اتاق خودم درس می‌خواندم. پدر و مادرم از کلیات برنامه و شرایط آزمون‌هایم باخبر بودند اما وارد جزئیات نمی‌شدند. پدرم بیش از خودم به من باور داشت. من تازه در دوران جمع‌بندی متوجه شدم که می‌توانم رتبه‌ی خوبی به دست بیاورم.

مهدی لطافتی: نقش حمایتی پدر و مادر نزدیک به کنکور خیلی بیش‌تر شد و سعی می‌کردند محیط خانه ‌آرامش داشته باشد. برادر کوچک‌ترم هم متوجه شرایط بود و حواسش به من بود. در آزمون‌های جمع‌بندی رقبای جدید اضافه شده بودند و این موضوع مرا نگران می‌کرد اما پدر و مادرم به من روحیه می‌دادند.

محمدامین خادم‌بشیری: همان طور که برادرم گفت ما در دوران جمع‌بندی تغییری در رفتار خانواده احساس نکردیم و شرایط کاملاً عادی بود. حتی رفتار و عکس‌العمل آن‌ها نسبت به نتیجه‌ی ما در آزمون‌های جامع کانون مانند بقیه‌ی آزمون‌ها بود. من اولین آزمون جامع را خوب ندادم ولی آن‌ها به من امید ‌دادند که هنوز فرصت برای اصلاح و جبران وجود دارد. آن‌ها به ما یادآوری می‌کردند که فارغ از هر نتیجه‌ای، تلاش ما برای‌شان ارزشمند است.

گفت‌وگو با 9 رتبه‌ی برتر کنکور 94 درباره‌ی دوران جمع‌بندی


در ماه آخر پس از این‌که کنکورهای گذشته را شبیه‌سازی می‌کردید چه روش و برنامه‌ای داشتید؟

مائده آشفته: من برای این دوران به روش برترهای سال‌های گذشته عمل کردم و سعی کردم کار جدید و تجربه‌نشده انجام ندهم. من با یکی از دوستانم درس می‌خواندم و در این دوران هم آزمون‌ها را در کنار هم برگزار می‌کردیم. آزمون‌ها را جداگانه بررسی می‌کردیم و در مباحثی که اشتراک داشتیم اشکالات را با یکدیگر در میان می‌گذاشتیم. در این دوران ساعت مطالعه‌ام کمی پایین آمد اما خودم را نگران نکردم. بررسی کامل آزمون‌ها برایم کافی بود. چالش بزرگی که در دوران جمع‌بندی داشتم هم‌زمانی آن با امتحانات مدرسه بود. برای روزهایی که امتحان نداشتم مجموعه‌های کنکور را دو روز یک‌بار تمرین می‌کردم و روزهایی که امتحان داشتم روش سه روز یک‌بار را انجام می‌دادم. سعی کردم برای امتحانات وقت مناسب خودش را در نظر بگیرم و نیازی نبود که وقت زیادی صرف کنم. من شبیه‌سازی خوبی از آزمون‌ها داشتم و حتی سعی کردم از دفترچه‌های آزمون استفاده کنم تا چشمم با فونت سؤالات آشنا باشد. در آزمون‌های آخر با چند نفر از دوستان در آموزشگاه آزمون می‌دادیم. من سعی کردم تغییری در روش‌هایم نداشته باشم اما در استراتژی بازگشت همیشه انعطاف داشتم. بعد از هر آزمون شبیه‌ساز استراحت کوتاهی داشتم و بعد به بررسی آزمون می‌پرداختم. ابتدا یک دید کلی نسبت به سؤالات پیدا می‌کردم و سپس تقریباً تمام پاسخ‌های کتاب‌های زرد را می‌خواندم تا اگر نکاتی را فراموش کرده‌ام یادآوری شود. نیم‌روز دیگر را به بررسی چالش‌هایم می‌پرداختم و آزمون‌های بعدی به من نشان می‌داد که آیا چالش‌هایم برطرف شده یا خیر. من در درس‌های عمومی هم سعی کردم یک دور کامل آن‌ها را دوباره مرور کنم.

کیانا تدبیر: برای برنامه‌ریزی این دوران چون با امتحانات مدرسه مصادف بود نمی‌توانستم همه‌ی مجموعه‌ها را دو روز یک‌بار تمرین کنم بنابراین بعضی از آن‌ها را با روش سه‌ روز یک‌بار انجام دادم. بعد از شبیه‌سازی آزمون‌ها به بررسی کامل آن‌ها می‌پرداختم و برنامه‌ام برای این کار انعطاف داشت و فقط مطالبی را دوباره می‌خواندم که در بررسی آزمون متوجه نواقص در آن‌ها شده بودم. بعد از دو سه آزمون چون سؤالات تقریباً تکراری شده بود و متن سؤالات برایم آشنا بود تصمیم گرفتم در زمان صرفه‌جویی بیش‌تری کنم و در مدت‌زمان کوتاه‌تر پاسخ بدهم. زمان تحلیل آزمون را فقط به مباحثی اختصاص می‌دادم که تصور می‌کردم فراموش کرده‌ام و نیاز به یادآوری دارد. من قبلاً کتاب زرد عمومی را تمرین کرده بودم و نکاتی که به نظرم مهم بود در پاسخ‌نامه‌ی کتاب نشان‌دار کرده بودم؛ بنابراین نیاز نبود در آزمون‌ها آخر زمان زیادی را برای بررسی آزمون‌ها صرف کنم. در یک روز و نیم یا دو روز و نیم باقی‌مانده نیز سعی می‌کردم اشکالاتم را رفع کنم و علاوه بر این، درس‌های زیست، ادبیات و دین و زندگی را هر روز می‌خواندم.

سارا همتی: من کتاب زرد عمومی را در دوران عید کار کرده بودم و نکاتش را نوشته بودم؛ بنابراین سعی کردم در هفته‌ی اول دوران جمع‌بندی اختصاصی‌ها را بیش‌تر کار کنم و هر نکته‌ای به ذهنم می‌رسید همان جا در کتاب می‌نوشتم. هم‌زمان با بررسی سؤالات سعی می‌کردم کتاب‌ها را تا حدی بخوانم. البته در مورد ریاضی و فیزیک فرمول‌ها را در برگه‌ای جداگانه می‌نوشتم. هفته‌ی دوم جمع‌بندی تصمیم گرفتم زمان شبیه‌سازی آزمون‌ها را کاهش دهم و سؤالات را با سرعت بیش‌تری پاسخ بدهم تا بفهمم ممکن است در چه مواردی بی‌دقتی داشته باشم. متوجه شدم که اکثراً صورت سؤالات را درست نمی‌خواندم و به این اشکال پی بردم. من روش دو روز یک‌بار را انجام می‌دادم.

ریحانه سردارزهی: من با کتاب زرد اختصاصی شروع کردم و کاملاً به روش سه روز یک‌بار مقید بودم ولی بعد از چند آزمون متوجه شدم دو روز و نیم برای بررسی آزمون‌ها برایم زیاد است و می‌توانم دو روز یک‌بار آزمون بدهم. شرایطی که دانش‌آموزان امسال دارند این است که دوران جمع‌بندی مصادف با ماه رمضان است. شاید دغدغه‌ی آن‌ها این باشد که چگونه می‌توانند 4 ساعت در حال روزه‌داری آزمون بدهند. به این افراد پیشنهاد می‌دهم که هر ساعتی آزمون می‌دهند ساعت خود را روی 8 تنظیم کنند تا بتوانند زمان‌های نقصانی را رعایت کنند. در مورد بررسی آزمون‌ها باید بگویم همیشه به سراغ سؤالاتی می‌رفتم که اشتباه داشتم. جالب این بود که هر وقت مثلاً کنکور 92 را پاسخ می‌دادم هر بار با یک نکته‌ی جدید روبه‌رو می‌شدم و تکرار این آزمون‌ها نه‌تنها کسل‌کننده نبود بلکه هر بار نکته‌ی جدیدی برایم داشت. من همیشه درس ریاضی را به ترتیب به صورت تست‌های پنجاه‌تایی جواب می‌دادم و آن پنجاه تست را روز بعد تکرار می‌کردم. توصیه‌ی من به داوطلبان این است که اگر می‌خواهند در درسی مسلط شوند به طور مستمر از آن تمرین کنند.

محمدمهدی خادم‌بشیری: همان طور که دوستان دیگر هم گفتند بعد از گذشت چند آزمون سؤالات، تکراری می‌شد و هر چه هم می‌خواستیم به طور جدی طبق زمان‌بندی کنکور پیش برویم باز هم وقت اضافه می‌آوریم. ما هم سؤالات کنکورهای 89 و 90 را دوباره تمرین کردیم؛ به طوری که بعضی سؤالات را حفظ بودیم. تکرار آن‌ها باعث می‌شد به سؤالات عادت کنیم. مخصوصاً در مورد درس زیست حتی اگر 100 درصد می‌زدیم دوباره آن را بررسی می‌کردیم.

محمد عابدینی: من دوم دبیرستان بودم که پسرعمویم در دانشگاه شهیدبهشتی قبول شد. از او پرسیدم که چه کارهایی کرده که از فراموشی مطالب در جلسه‌ی کنکور جلوگیری کرده است. او در مورد آزمون‌های سه روز یک‌بار برایم گفت و من از همان زمان به فکر دوران جمع‌‌بندی و آزمون‌های سه روز یک‌‌بار بودم. البته در سال گذشته به دلیل تداخل این دوران با ایام امتحانات من حتی یک روز یک‌بار هم آزمون دادم. یکی از مزیت‌های آزمون‌های متعدد آشنایی با تیپ سؤالات کنکور است. به هر حال هر سال دو درس سخت طرح می‌شود و آزمون‌های سه‌ روز یک‌بار داوطلب را برای چنین شرایطی آماده می‌کند. هم‌چنین دفترچه‌ای برای نکات این آزمون‌ها تهیه کرده بودم تا در هفته‌ی آخر از آن برای مرور استفاده کنم.‌ من برای این‌که در روز کنکور غافلگیر نشوم شبیه‌سازی کنکور را در شرایط مختلف انجام دادم. مثلاً یک روز روبه‌روی کولر نشستم و کنکور دادم یا یک روز روی چهارپایه نشستم و میز برایم بلند بود. اتفاقاً روز کنکور هم میزم بلند بود و چون از قبل این شرایط را تجربه کرده بودم نگرانی نداشتم. به نظر من کنکور نیز آزمونی مثل باقی آزمون‌هاست با این تفاوت که جامعه‌ی آماری بیش‌تری دارد.

کیارش زارع: وقتی آخرین امتحان مدرسه را دادم تا شروع دوران جمع‌بندی، چند روز را برای تقویت زبان فارسی و هندسه اختصاص دادم. روزهایی که امتحان داشتم چون نمی‌توانستم از همان ساعت 8 صبح آزمون را شروع کنم طبق برنامه‌ی امتحانات برنامه‌ریزی شخصی برای این آزمون‌ها تهیه کردم. در چند آزمون اول چون ساده‌تر بودم زودتر تمام می‌شد اما آزمون‌های‌ آخر وقت زیادی از من می‌گرفت. بعد از آزمون‌ها نکات را علامت می‌زدم. اشتباهاتم را بررسی می‌کردم و سؤالاتی را که بیش از حد زمان برای‌شان صرف کرده بودم دوباره تمرین می‌کردم. بقیه‌ی روزها در کنار تحلیل آزمون، درس زیست و دین و زندگی را کامل خواندم. در کنار آن بخش‌های حفظی ادبیات را هم مرور کردم.

مهدی لطافتی: اول تصمیم گرفتم مبحثی بخوانم و نکات هر مبحث را مرور کنم. بعد متوجه شدم اشتباه است و به روش سه روز یک‌بار اعتماد کردم. سؤالات تقریباً برایم تکراری بود. هر روز یک کنکور می‌دادم و البته خودم را مقید می‌کردم که همه‌ی سؤالات را حل کنم. البته کنکورهای اخیر را خیلی دقیق‌تر بررسی کردم. کنکورها را زود تمام کردم و به سراغ آزمون‌های جامع کانون در سال‌های گذشته رفتم و به طور جدی آن‌ها را تمرین کردم. درواقع به روش بازیابی اعتماد کردم یعنی اول آزمون بدهم و بعد اشکالاتم را برطرف کنم. نکات هر آزمون را هم نوشته بودم و برای هفته‌ی آخر یعنی تورق سریع استفاده کردم.

محمدامین خادم‌بشیری: در دوران جمع‌بندی بیش‌ترین زمان من به حل تست می‌گذشت. آزمون‌های سه روز یک‌بار را می‌دادم. در کنار آن هم هر روز فیزیک و شیمی رشته‌ی ریاضی را به صورت دفترچه‌ای حل می‌کردم. بعد به سراغ سؤالات آزمون‌های جامع گذشته‌ی کانون می‌رفتم و به صورت درس‌محور به سؤالات جواب می‌دادم.

گفت‌وگو با 9 رتبه‌ی برتر کنکور 94 درباره‌ی دوران جمع‌بندی