نوروز 96

جملات و اصطلاحات روزمره زبان انگلیسی در مورد بازی شطرنج

Chess



1- من شطرنجم خوب نیست.

I am hopeless/bad at playing chess.

 

 

2- باشه، من با مهره های سیاه بازی می کنم.

Ok, I will play the black pieces.

 

 

3- شاه را فقط یک خانه می توانی حرکت بدهی.

you can only move the king a space.

 

 

4- حرکت کردی؟

Have you moved?

 

 

5- نوبت تو است که حرکت کنی.

It’s your move.

 

 

6- من وزیرش را گرفتم و او هم قلعه مرا گرفت.

I took her queen and then she took my rook.

 

 

7- به زودی تو را کیش می کنم.

I will put you in check soon.

 

 

8- می توانی وزیر را بیاوری جلو شاه تا از کیش خارج شوی.

You can get out of check by moving your queen in front of the king.

 

 

9- باید اسب یا فیل را حرکت بدهی.

You have to move either the knight or the bishop.

 

 

10- این سرباز را می گیرم و کیش مات.

And here I take this pawn and you are checkmate.

 

 

11- فکر کنم پات باشد.(مساوی شدیم).

I guess we are stalemate.

 

 

12- معمولاً در شطرنج مرا می برد.

He usually beats me at chess.

 

 

13- در شطرنج کسی حریف او نیست.

No one can match her at chess.

 

 

14- بهتره برویم. دارند در پارک را می بندند.

we had better leave now. They are closing the gate now.