علت اصلی بی بازده بودن افراد، عواملی که اغلب تصور می‌شود نیست

ما همیشه به دنبال راه‌های جدیدی برای بالا بردن بهره وری خود هستیم. اما چرا در وهله‌ی اول بهره وری ما پایین است؟


ما همیشه به دنبال راه های جدیدی برای بالا بردن بهره وری خود هستیم. اما چرا در وهله ی اول بهره وری ما پایین است؟ اکثر مردم علل کم بازده بودن خود را با این چند مورد توضیح می دهند: محیط حواس پرت کن، کم خوابی، «اولویت» های متعدد، مدیریت ضعیف زمان، و غیره.

اما در حقیقت، بهره وری تنها کلمه ی شیک تری است که برای اشاره به مفهوم «نظم» به کار می بریم. هر کسی که نظم داشته باشد، عوامل حواس پرت کن اطرافش را از بین ببرد و آنچه لازم است را انجام دهد، بازده بالایی خواهد داشت.

اما به نظر می رسد در میان افراد کم بازده یا بی بازده، روندی وجود دارد که خود را پشت الگوهای قابل تشخیص تر مخفی می کند. در واقع علت اصلی بی بازده بودن افراد «ترس» است.

وقتی کاری به شما محول می شود یا پروژه ای را آغاز می کنید که کمی از محدوده ی آسایش شما فرا تر می رود، در نهایت هر توجیهی که می شود می آورید تا روی آن کار نکنید. اما چرا؟ چون به مهارت های خود در اجرای آن اعتماد ندارید، به همین دلیل کارهای آسان تری برای خود بر می گزینید که سریع تر به شما «احساس انجام کار» می دهند.

آنچه که در نهایت رخ می دهد این است که تمام روز را روی مسائل جزئی کار می کنید، تنها با این هدف که کاری را از فهرست کارهای انجام دادنی تان خط زده باشید و حس کنید بازده دارید. اما با این کار از انجام همان کاری باز می مانید که می تواند شما را به جایی که می خواهید برساند.

همین کارهای دشوار هستند که شما را وادار می کنند از محدوده ی آسایش خود خارج شوید. همین کارها هستند که شما را مجبور می کنند رشد کنید. کسانی که این نوع فعالیت ها را پذیرا می شوند، به سرعت پیش می روند. اما کسانی که از آنها اجتناب می کنند، در بهترین حالت درجا خواهند زد.

با نگاه کردن به هر محیط کاری می توان به این موضوع پی برد که علت اجتناب افراد از انجام برخی کارهای خاص، هیچ ربطی به «محیط» یا «خواب آلودگی» ندارد. بلکه همه ی این موارد به این موضوع بر می گردند که فرد نمی داند چگونه کاری که از او خواسته شده را انجام دهد و از ترس اینکه مبادا آن را اشتباه انجام دهد، به کلی از خیر انجام دادنش می گذرد.

ترس از شکست، علت اصلی بی بازده بودن افراد است.

اما چگونه می توان با این مشکل مقابله کرد؟

یکی از ساده ترین راه ها برای غلبه بر این عادت بد آن است که فهرست کارهای انجام دادنی خود را هر روز صبح روی کاغذ دستنویس کنید. برای این کار اول باید نگاهی به کارهای روز قبل بیاندازید. اگر کاری هست که دیروز موفق به انجامش نشده اید، آن را در فهرست کارهای امروزتان بنویسید. سپس هر کار دیگری که باید انجام دهید را به آن بیافزایید. وقتی همه ی کار ها را روی کاغذ آوردید، باید بر اساس نتایجی که می خواهید بگیرید و هدفی که دارید، مهم ترین آنها را شناسایی کنید، دور آن را خط بکشید و اول از همه به آن بپردازید.

با انجام این کار متوجه خواهید شد که کارهای خاصی، بارها و بارها در فهرست کارهای روزانه ی شما ظاهر می شوند. با روی کاغذ آوردن این کارها، کم کم متوجه کارهایی می شوید که بارها آنها را در فهرست های روزانه ی خود می گنجانید. اینجاست که باید از خود بپرسید چرا از انجام این کار اجتناب می کنید. آیا انجامش سخت است؟ آیا کار خسته کننده ای است؟ یا اینکه از انجامش می ترسید؟

نیکولاس کول در این باره می نویسد: «سه سال پیش وقتی کار در شرکت جدیدم را آغاز کرده بودم، هر بار از من خواسته می شد با کسی تلفنی تماس بگیرم از این کار طفره می رفتم. آن موقع خیلی خجالتی بودم و هیچ اعتمادی به مهارت های کلامی خود نداشتم. این بود که هر روز، مجبور بودم ساده ترین کار های فهرست روزانه ام را دوباره بنویسم. اما در نهایت متوجه شدم از انجام کارهایی طفره می روم که انجامشان حتی ۵ دقیقه هم طول نمی کشد. علت این موضوع ترس بود. من دقیقاً می دانستم چه کارهایی باید انجام دهم. فقط با انجامشان احساس راحتی نمی کردم، به همین دلیل به کل از انجامشان شانه خالی می کردم».

ریشه ی بازده پایین افراد همین ترس است. این در هر حوزه ای از جمله هنر، کسب و کار، تحصیل و ارتباطات اثربخش صدق می کند.

«ماتریس های بهره وری» یا «ترفند های بهره وری» را فراموش کنید. اگر نتوانید کارهایی که از انجامشان می ترسید را دقیقاً شناسایی و به آنها رسیدگی کنید، تمام آنچه که در نهایت موفق به انجامش می شوید خط زدن کارهای آسان و پیش پا افتاده ای خواهد بود که در حقیقت شما را به جای خاصی نمی رسانند.

اگر واقعاً می خواهید تغییری به وجود بیاورید، اگر واقعاً می خواهید بازده داشته باشید، باید آمادگی انجام کارهایی را داشته باشید که همیشه از انجامشان هراس داشته اید.

منبع :