پیگیری، عنصر طلایی موفقیت

دوستی دارم که ویژگی منحصر به فردش "پیگیری" است. هر موقع یاد او می‌افتم، اولین چیزی که در ذهنم نقش می‌بندد، این است که او خیلی پیگیر است و هر کاری را تا به سرانجام رساندن پیگیری می‌کند.



دوستی دارم که ویژگی منحصر به فردش "پیگیری" است. هر موقع یاد او می‌افتم،‌ اولین چیزی که در ذهنم نقش می‌بندد، این است که او خیلی پیگیر است و هر کاری را تا به سرانجام رساندن پیگیری می‌کند.

شما چه‌قدر خودتان را پیگیر می‌دانید؟ پیگیری چه نقشی می‌تواند در موفقیت ما داشته باشد؟

دکتر کنت بلانچارد، از تئوریسین‌های علم مدیریت در کتاب «دانسته‌ها به کار می‌آیند»، فقدان پیگیری را یکی از مهم‌ترین عوامل عدم تحقق اهداف می‌داند و تأکید می‌کند که این موضوع عاملی است برای این‌که "خواستن‌"ها تبدیل به "توانستن"ها نشوند.

این ‌جمله را همه‌ی ما شنیده‌ایم که «خواستن، توانستن است». این جمله را اولین بار زمانی که کودک بودم، روی تکه‌کاغذی روی میز مطالعه‌ی برادرم دیدم. برادرم رمز موفقیت خودش را این جمله می‌دانست و به رقم این‌که در سال اول دبیرستان عملکرد خوبی نداشت و تقریباً بیش از انگشتان یک دست، در درس‌هایش تجدید آورده بود، با اعتقاد به این جمله توانست در رشته‌ی داروسازی قبول شود و الان دکترای داروسازی دارد.

اما آیا صرف خواستن، توانستن است؟

نکته در همین «کاما (،)»ی قرار گرفته در بین این دو کلمه است. این تأمل و کاما، همان پیگیری است. همان چیزی که دکتر بلانچارد، فقدانش را عامل عدم رسیدن به اهداف و خواسته‌ها می‌داند.

پیگیری ارتباط نزدیکی با تلاش و سخت‌کوشی هم دارد و به عبارتی فردی که پیگیر هست، قطعاً سخت‌کوش هم هست و همین مسئله می‌تواند به افراد با قدرت پیگیری بالا کمک کند تا موفقیت‌های بیش‌تر و مداوم‌تری را برای خود رقم بزنند.

حالا باید از خودتان سؤال بپرسید. شما چه‌قدر خودتان را پیگیر می‌دانید؟

آیا در درس خواندن پیگیر هستید؟ این فاصله‌ی کوتاه ولی بامعنای بین خواستن و توانستن را برای خود چگونه تعبیر می‌کنید؟

مطمئن باشید که در این فاصله چیزی به نام شانس یا تصادف نیست و هیچ موفقیتی تصادفی نیست.