جملاتی برای مکالمات روزمره 3

جملاتتی برای مکالمات روزمره را اینجا بیاموزید



81       

الان از ماشین جلویی سبقت میگیرم

I’m going to pass the car in front of us

82       

الان غش می­کنم. از گرسنگی، از ترس

I’m going to faint.

83       

انتظار داشتم خیلی بهتر از اینها بشه

I expected this to be so much better.

84       

انسان باید بدهی هایش را بدهد. (صفت ملکی برای انسان his)

One should pay his debts.

85       

او 21 سالشه

از تو بزرگتره

خب که چی

He is twenty one years old.

He is older than you.

So what?

86       

او از ساعت 8 تا 10 در حال شستن و تمیز کردن اتومبیلش بود.

He was washing and cleaning his car from eight to ten.

87       

او بازنشسته است

او بازنشسته شده است

He is retired.

He got retired.

88       

او براحتی می تواند این مسایل را حل کند.

He can easily solve these problems.

89       

او برادر بزرگ شماست، باید به او احترام بگذارید

He is your older brother so you should respect him.

90       

او به ندرت اینجا می آید

She seldom comes here.

91       

او به همه سئوالات به درستی پاسخ نداد.

He didn’t answer all the questions correctly.

92       

او به همه سئوالات درست پاسخ داد.

He answered all the questions correctly.

93       

او پریروز کتابهای زیادی فروخت.

He sold a lot of books the day before yesterday.

94       

او چطور آدمی است؟ (برای شخصیت و اخلاق)

What is he like?

95       

او خیلی خجالتی است

پرروست

خودخواه است

او خیلی بامزه (باحال) است

او خیلی قد بلند است

He is very shy

He is rude

He is vain

He is very cute

He is very tall

96       

او خیلی عصبی است

He is very nervous.

97       

او در حال خواندن درس سه بود.

She was reading the lesson three.

98       

او در حال لاغرشدن است و من در حال چاق شدن.

He is getting thin and I am getting fat.

99       

او دو روز پیش فوت کرد.

She passed away two days ago.

100    

او دیروز سرکار نبود.

He wasn’t at work yesterday.

101    

او راننده ای خوب، آهسته و با احتیاط است.

He is a good, slow and careful driver.

102    

او راننده با احتیاطی است. او همیشه با احتیاط رانندگی میکند.

He is a careful driver. He always drives carefully.

103    

او راننده بی احتیاطی بود. او همیشه بی احتیاطانه رانندگی میکرد

He was a careless driver. He always drove carelessly.

104    

او راننده سریعی بود (صفت) او با سرعت رانندگی میکرد (قید)

He was a fast driver. He drove fast.

105    

او کارگر سخت کوشی بود. (صفت) او سخت کار میکرد (قید)

He was a hard worker. He worked hard.

106    

او مشغول بریدن درخت ها بود.

He was cutting the trees.

107    

او مکزیکی است

ایرانی است

انگلیسی است

برزیلی است

آفریقایی است

He is Mexican

He is Iranian

He is British

He is Brazilian

He is African

108    

او ممکن است مشکل یادگیری داشته باشه

He might have learning difficulties.

Might = mayگذشته

109    

او نابیناست، اما مسئله­های سخت ریاضی رو ذهنی حل می­کنه.

She is blind, but she solves difficult math problems in her head!

110    

او هفته پیش یک نامه برای ما نوشت

He wrote a letter to us last week.

111    

او همیشه دیر به مدرسه می­آید.

He always comes to school late.

112    

او هیچ چیز نگفت (فعل مثبت و مفوم منفی)

He said nothing

113    

او یک روز درمیان به من انگلیسی یاد میداد

He taught me English every other day.

114    

اوضاعم خیلی روبراهه (یک اصطلاح)

I am doing really well?

115    

اون اتوبوس ماست که داره میاد؟

Is that our bus coming?

116    

اون از گربه میترسه

She is afraid of cats.

Afraid = نگران، متاسف، ترسیده

I am afraid = متاسفانه، متاسفم

(be) afraid of = ترسیده از

117    

اون باعث یک جرو بحث بدی شد

It caused a terrible argument.

118    

اون به نصیحتهای من گوش نمیده

He doesn’t listen to my advice.

119    

اون بین 20 تا 30 سالشه.

He is in his twenties.

Twenties = دهه بیست

120    

اون تقریبا کوتاه قده، نسبتا کوتاه قده

(نسبتا به سمت منفی fairly)

She is fairly short.