آموزش لغات بهداشت و سلامتی

بهداشت و سلامتی

1         

آژیر را به صدا درآوردن

To sound the siren

2         

آژیر، سوت خطر

Siren

3         

آسیب پذیری در برابر بیماری

افرادی که سیستم ایمنی آنها کاملا مقاوم در برابر بیماری نیست و به آسانی آسیب می بینند.

نوزادن زودرس نسبت به بیماری حساس و آسیب پذیرند.

Vulnerable to illnesses

Their immune system is not properly developed and can be easily hurt.

Premature babies are vulnerable to illnesses.

4         

آفتاب زدگی

Sunstroke

5         

آمپول زدن

To give injection

6         

آنتی بیوتیک

Antibiotic

7         

اتاق انتظار

Waiting room

8         

احساس ضعف کردن، غش کردن

To feel faint

9         

اختلال – بی نظمی

Disorder

10     

ادرار

Urine

11     

از غذا مسموم شدن

To be food poisoned

12     

از نوشیدنی مسموم شدن

To be drink poisoned

13     

استراحت کردن

To take a rest

14     

اشتها

Appetite

15     

اشتهای خوب نداشتن

Poor appetite

16     

اظهار نظر کردن

To make a remark

17     

اعتماد کردن به , استناد کردن به ...

اغلب مردم وقتی که بیمار هستند به قرص ها و داروهای جدید یا پزشکی مرسوم جهت مداوا اعتماد می کنند.

Rely on

Most people, when they are ill, rely on modern pills and tablets / conventional medicine to cure them.

18     

بالا آوردن غذا

To vomit / to bring up

19     

بخش

Ward

20     

بخش زایشگاه

Maternity ward

21     

بدتر شدن

To get worse

22     

برانکار

Stretcher

23     

برخوردار بودن از، برخوردار شدن از

مردم بریتانیا از بهداشت مجانی برخوردارند. مقدار زیادی پول صرف می شود تا مردم از وضعیت خدمات بهداشتی کافی اطمینان داشته باشند.

Enjoy

British people enjoy free healthcare thanks to the large amount of money which is spent to make sure they have adequate health services / welfare state.

24     

برطرف کردن

Remove

25     

بستری کردن، محبوس و محدود کردن

To confine, to hospitalize

26     

به خواب رفتن

To fail asleep

27     

به هوش آمدن

To come around

28     

بهبودی بخشیدن

To improve

29     

بهبودی حاصل کردن

To recover

30     

بهتر شدن

To get better

31     

بهداشت روان

Mental health

32     

بهداشت مجانی

Free healthcare

33     

بیرون آوردن

To take out

34     

بیمار

Patient

35     

بیمار سرپایی

Out treatment patient

36     

بیماری مربوط به قلب و رگهای خونی، بیماریی که بر روی جریان خون اثر می گذارد. این بیماری خصوصا در افراد دارای وزن زیاد شایع می باشد.

مثال: این بیماری در بریتانیا خیلی شایع می شود.

Cardiovascular disease

Illnesses which affect the circulation of blood are particularly common with people who are overweight.

Example: Cardiovascular disease is becoming more common in Britain.

37     

بیهوش بودن

To be in a coma

38     

پای من در رفته

My leg is twisted

39     

پای من شکسته

My leg is broken

40     

پایین آوردن – کاهش دادن

To bring … down / to reduce

41     

پذیرفتن بیمار

To receive

42     

پروتئین

گوشت، تخم مرغ و دانه های روغنی منابع غنی هستند از ترکیبی که یک قسمت ضروری سلول زنده می باشد و نیز این ترکیب برای نگه داشتن بدن انسان کاملا ضروریست.

Protein

Meat, eggs and nuts are rich sources of a compound which is an essential part of living cells, and which is essential to keep the human body working properly / protein.

43     

پزشکی سنتی

Traditional medicine

44     

پزشکی عمومی (رسمی)

Conventional medicine

45     

پیچیدن نسخه

To fill up prescription

46     

پیش پرداخت، پیش قسط

Down payment

47     

پیشگیری

Prevention

48     

تامین اجتماعی

Social security

49     

تحت .... قرارگرفتن، متحمل .... شدن

To undergo

50     

تحقیق

خیلی از مردم در حال متمایل شدن به سمت روش­های درمانی هستند که به جای پرداختن به علائم بیماری، کلیت فرد مثل بهداشت روان را در نظر می گیرند.

Research

Many people are turning to treatments which involve the whole person, including their mental health, rather than just dealing with the symptoms of the illness / holistic medicine.

51     

ترخیص شدن

Release

52     

ترکیب کردن (شدن)، ساخته شدن

او مجبور بود مواد ضروری را مصرف کند که بوسیله بدن ساخته نمی شوند اما در غذا یافت می شوند و برای رشد و سلامتی لازم می باشند. چرا که او مواد غذایی را میخورد که فاقد گروه های B؛ C ویتامین ها بودند.

Synthesize

He had to take essential substances which are not synthesized by the body but are found in food and are needed for growth and health, because the food he ate lacked the B and C group’s vitamins.

53     

تسکین دادن (یافتن)

To relieve

54     

تشخیص پزشکی

Diagnostic

55     

تشخیص دادن (بیماری و ...)

To diagnose

56     

تقویت کردن، روحیه دادن؛ نیرو بخشیدن

To fortify, to invigorate

57     

تقویت کننده

Tonic

58     

تورم

Inflation

59     

توصیه کردن، توصیه دادن

Advise

60     

تیم / واحد اضطراری

Emergency team / unit

61     

تیم پزشکی

Medical team

62     

جراح

Surgeon

63     

جراحی، اتاق جراحی، عمل جراحی، مطب

آموزش برای متخصص جراحی شدن سالها طول می کشد.

Surgery

It takes many years of training to become a doctor specializing in surgery / surgeon.

64     

جعبه کمک اولیه

First aid kit

65     

چراغ قوه مخصوص پزشکی

Small light

66     

چشم درد

Sore eye

67     

حمله قلبی

Heart attach

68     

خدمات بهداشتی

Health services

69     

خود درمانی

Self-medication

70     

خوردن دارو

To take

71     

خون دماغ دارم

I am suffering from nose bleeding.

72     

خونریزی کردن

To bleed

73     

دارو سرخود مصرف کردن

To take self-medication

74     

دارو فروش

Druggist

75     

داروی مسکن

Sedative

76     

داروی مسهل، ضد یبوست، ملین

Laxative

77     

در وضع بحرانی بودن

To be in a critical condition

78     

درجه حرارت

Temperature

79     

درجه حرارت بدن را اندازه گرفتن

To take temperature

80     

درد

Pain (-s)

81     

درد کردن

Ache

82     

درمان – معالجه

Therapy

83     

درمان شناسی

Therapist

84     

درمان شناسی – راه حل درمانی

Therapeutic

85     

دستایر پزشک

Assistant

86     

دستگاه دیالیز

Kidney-machine

87     

دستور دادن

To give an order

88     

دکتر خانوادگی

Family doctor

89     

دکتر عمومی

General practitioner (GP)

90     

دماسنج

Thermometer

91     

دوره نقاهت را گذراندن، حال آمدن

To recuperate

92     

رژیم سبک / سنگین گرفتن

یکی از رموز سالم ماندن این است که غذایی را که برای خوردن انتخاب می کنید یا رژیمی را که انتخاب می کنید از نظر مواد فیبری دارای مقدار بالا و از نظر چربی دارای مقدار پایین باشد.

To go on a light / heavy diet

One of the secrets to remaining in good health is to choose food to eat / a diet that is high in fibre and low in fat.

93     

رژیم غذایی

Diet

94     

رژیم گرفتن – در رژیم بودن

To go on a diet

95     

رسید

Receipt

96     

رماتیسم

دردها یا سفتی در مفاصل و یا ماهیچه ها که زندگی را خیلی مشکل می سازد.

مثال: خانم بردی از روماتیسم وحشتناکی سالهاست که رنج برده است

Rheumatism

Pains or stiffness in the joints or muscles can be very difficult to live with.

Example: Mrs. Brady has suffered from terrible rheumatism for years.

97     

روش درمان

Treatment (-s)

98     

زایشگاه

Maternity hospital

99     

زایمان

Confinement

100 

سازمان بهداشت جهانی

The World Health Organization. (WHO)


پاسخ تلفنی به سوالات شما
پاسخ تلفنی به سوالات مشاوره ای و آموزشی شما

در بین قبولی هایم کدام رشته را انتخاب کنم ؟
تغییر رشته دادن در یک دانشگاه چه ضوابطی دارد؟

باسخ به سوالات شما در زمینه تکمیل ظرفیت ، انتخاب نوع دانشگاه (سراسری ، آزاد ، پردیس ، غیرانتفاعی ) ، انتقالی و مهمان ، رزرو دانشگاه ، کارنامه سبز و ....

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور بدون کد
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
ساعت پاسخگویی از 8 صبح تا 12 شب