تصمیم و تدبیر در لحظات حساس (3)

آزمون، یک تجربه است؛ تجربه‌ی یاد گرفتن؛ البته نه‌فقط درس ریاضی، فیزیک، ادبیات، اقتصاد، شیمی و... . آزمون‌ها به چگونگی فکر کردن، روش تصمیم‌گیری و پرورش مهارت‌ها و هیجانات ما کمک شایان و مؤثر می‌کند.

در تجربیات ما، گاهی رازی نهفته است که باید آن را درون خود جست‌وجو کنیم، آن را روی کاغذ بیاوریم، به آن فکر کنیم و از آن یاد بگیریم. آزمون، یک تجربه است؛ تجربه‌ی یاد گرفتن؛ البته نه‌فقط درس ریاضی، فیزیک، ادبیات، اقتصاد، شیمی و... . آزمون‌ها به چگونگی فکر کردن، روش تصمیم‌گیری و پرورش مهارت‌ها و هیجانات ما کمک شایان و مؤثر می‌کند.


ریحانه سردارزهی، رتبه‌ی 30 کنکور

وقتی در اولین آزمون کانون شرکت کردی چه رتبه‌ای آوردی و چه احساسی داشتی؟

من در اولین آزمونی که شرکت کردم تراز حدود 6000 آوردم و باید بگویم چیزی از مفهوم تراز نمی‌دانستم و فقط به رتبه‌ی کشوری‌ام توجه می‌کردم و رتبه‌ام حدود 50 شد. من نه پشتیبان داشتم و نه مشاور. شرایط برای ما خیلی متفاوت بود و وقتی آزمون می‌دادیم تا وقتی پاسخ‌برگ‌ها به دستمان برسد خیلی طول می‌کشید. گاهی کارنامه‌ی آزمون قبلی را در آزمون بعد دریافت می‌کردیم؛ به همین دلیل هیچ وقت اسم من جزء نفرات برتر در مجله‌ی آزمون چاپ نشد.

بعد از شرکت در آزمون‌ها چه ارزیابی‌ای از آن داشتی و شرکت در آزمون‌ها چه دستاوردهایی برایت داشت؟

بعد از شرکت در آزمون‌ها فهمیدم آزمون دادن آموزه‌های دیگری نیز برایم دارد. مثلاً متوجه شدم که سروصدا حواسم را پرت می‌کند و آزمون دادن به تمرکزم کمک کرد. تکنیک‌های خاصی را یاد گرفتم. مثلاً برخی از نکات و راه‌حل‌های سؤالات ریاضی را در آزمون‌ها یاد گرفتم که قبلاً از آن خبر نداشتم. آزمون‌ها هم جنبه‌ی آموزشی داشت و هم مهارتی و تکنیکی. من اوایل زمان کم می‌آوردم. برای آزمون بعدی سعی می‌کردم بهتر شوم تا این‌که یک ماه مانده به کنکور از طریق مقدمه‌ی کتاب زرد با تکنیک زمان‌های نقصانی آشنا شدم و از آن استفاده کردم.

وقتی آزمون را تحلیل می‌کردی عکس‌العملت از نتایجی که می‌گرفتی چه بود؟

بعد از گرفتن اولین کارنامه‌ام خیلی ناراحت شدم اما با خودم گفتم کم‌کم خودم را به سمت هدفی که در نظر دارم رشد می‌دهم. برای مشکلاتی که داشتم راه‌حل‌های مختلفی را امتحان کردم و نتیجه‌ها را با هم مقایسه می‌کردم تا بهترین روش را برای کنکور اجرا کنم.