گفت‌وگویی خواندنی با اولیای دو دانش‌آموز برتر

مصطفی عربی با تراز 7800 و امیرکیوان با تراز 7400 دانش‌آموز سال چهارم رشته‌ی تجربی هستند. آن‌ها بعد از هر آزمون، به همراه اولیای خود در جلسه‌ی دانش‌آموزان برتر شرکت می‌کنند.



مصطفی عربی با تراز 7800 و امیرکیوان با تراز 7400 دانش‌آموز سال چهارم رشته‌ی تجربی هستند. آن‌ها بعد از هر آزمون، به همراه اولیای خود در جلسه‌ی دانش‌آموزان برتر شرکت می‌کنند و به سخنان مشاوره‌ای کاظم قلم‌چی گوش می‌دهند. به سراغ پدر و مادر این دو دانش‌آموز رفتیم و گفت‌وگویی با آن‌ها کردیم.

- لطفاً خودتان را معرفی کنید.

مادر امیرکیوان: من کتایون نیکخواه، دندان‌پزشک هستم.

پدر امیرکیوان: من امیرآرمین سازگار، استاد دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران و جراح گوش و حلق و بینی هستم.

پدر مصطفی: من علی عربی، کارمند بانک هستم.

مادر مصطفی: من زهره درستی، خانه‌دار هستم.

- روزهای جمعه با فرزندتان همراه می‌شوید و در جلسه‌ی آقای قلم‌چی شرکت می‌کنید. انگیزه‌ی اصلی‌تان از این همراهی چیست؟

کتایون نیکخواه: امیرکیوان از سوم دبیرستان در آزمون‌های کانون شرکت کرد و بعد از چند آزمون جزء رتبه‌های برتر شد و به تبع آن ما هم به جلسات برترها دعوت شدیم. من احساس می‌کنم نسبت به درس‌هایی که خواندم یا به کلاس‌های مختلف رفتم، این جلسات برای من خیلی مفید و کاربردی بوده؛ هم برای خودم و هم زندگی‌ خانوادگی‌ام؛ بنابراین با انگیزه‌ی زیادی در این جلسات شرکت می‌کنم.

امیرآرمین سازگار: من هم با وجود مشغله‌های زیادی که دارم در این جلسات شرکت می‌کنم؛ زیرا امیرکیوان رغبت زیادی برای شرکت ما در این جلسات دارد و اعتقاد دارد شرکت در این جلسات در برنامه‌ریزی‌هایش خیلی مؤثر است. نکاتی که در این جلسات گفته می‌شود خیلی مفید است و باعث شده دانش‌آموزان به‌تدریج علاقه‌مند شوند و رشد کنند. من خودم تدریس می‌کنم و احساس می‌کنم آقای قلم‌چی با تمام وجود و علاقه و در کمال دلسوزی رفتار می‌کنند.

علی عربی: من در این جلسات از آقای قلم‌چی درس زندگی می‌گیرم. من به روان‌شناسی علاقه دارم و چندین کتاب خوانده‌ام ولی صحبت‌های آقای قلم‌چی مستقیماً روی زندگی ما تأثیر می‌گذارد. گاهی من شهرستان بودم و هر جور شده خودم را به این جلسات رسانده‌ام. مصطفی از سوم راهنمایی عضو کانون است و هیچ غیبتی نداشته است. حتی وقتی به مسافرت رفتیم به عنوان مهمان در آزمون شرکت کرده است. من اصرار زیادی برای شرکت او در آزمون‌ها داشتم؛ چون با این کار می‌توانست توانایی‌هایش را شناسایی کند. اوایل خیلی راغب نبود ولی از وقتی در جلسات برترها شرکت می‌کند خیلی مشتاق است و یکی از موفقیت‌هایی که به دست آورده این است که می‌تواند به‌راحتی روش خود را بدون هیچ دغدغه‌ای عوض کند و اشتباهات خود را کنار بگذارد.

زهره درستی: ما غیر از یک جلسه، تمام جلسات را با هم شرکت کرده‌ایم.

گفت‌وگویی خواندنی با اولیای دو دانش‌آموز برتر


- شما برای فرزندانتان وقت می‌گذارید. چه‌قدر به تأثیر این همراهی باور دارید؟

کتایون نیکخواه: از زمانی که فرزند به دنیا می‌آید پدر و مادر خودش را غرق رشد و تعالی او می‌کند. هر چه امیرکیوان بزرگ‌تر شد همراهی ‌ما هم ادامه داشت و فقط شکل آن تغییر کرده است. در جلسات مدارس او شرکت کرده‌ایم و در مشکلاتی که برای ورود به مدارس تیزهوشان داشت در کنارش بودیم. من با وجود مشغله‌ی کاری در بیرون از منزل، اولویت زندگی‌ام را به خانواده‌ام داده‌ام. البته هماهنگی بین کار منزل و بیرون سخت بود و در حال حاضر از تعداد روزهایی که در بیرون کار می‌کنم کم کرده‌ام تا وقت بیش‌تری برای خانواده‌ام بگذارم.

امیرآرمین سازگار: نقش پدر و مادر در شکل‌گیری شخصیت فرزندان انکارناپذیر است. باید دید اولیا چه نوع الگوسازی‌ای در سطح خانواده دارند و در زمینه‌ی فرهنگی چه هزینه‌هایی را متقبل می‌شوند. پدر و مادر من برای من خیلی زحمت کشیدند و برایم وقت گذاشتند. در خانه‌ی ما مسائل فرهنگی به‌خصوص کتاب خواندن مهم‌تر از موضوعات دیگر بود. من هم آن را یاد گرفتم و به فرزندانم آموزش می‌دهم. آقای قلم‌چی هم با رویه‌ای که در پیش گرفته‌اند و تأکیدی که بر خانواده دارند، نقش مؤثرتری را در این میان دارند. درواقع الگوسازی برای فرزندان این کشور خیلی مهم است و به نظرم پررنگ کردن نفرات برتر کنکور توسط کانون فرهنگی آموزش همین هدف را دنبال می‌کند.

علی عربی: از کوزه همان برون تراود که در اوست. فرزند ما از ماست و روشی را در پیش می‌گیرد که از ما آموخته است. اگر من مطالعه کنم و به درس اهمیت بدهم، او هم همین رویه را دنبال می‌کند. فرزندان بیش‌تر از گوش دادن به حرف‌های ما، به عملکرد ما نگاه می‌کنند. در خانواده‌ی ما همسرم به فرزندان نزدیک‌تر است و من نقش تعادلی را بازی می‌کنم. به طور مثال چند وقت پیش مصطفی ناامید شده بود و فشار زیادی به خودش می‌آورد. با او صحبت کردم و او را آرام کردم. البته می‌دانستم در آن موقعیت چه جمله‌ای او را آرام می‌کند. بعد از آن رتبه‌اش بالا رفت. من این نقش را از اولیای خودم یاد گرفتم. در خانواده‌ی ما، درس و برنامه‌ریزی حرف اول را می‌زند و اولویت با تحصیل است. البته باید بگویم نقش اصلی در طراحی برنامه‌ریزی‌ها با همسرم است. در مورد موفقیت مصطفی باید بگویم نقش اصلی را همسرم دارد و من نقش حمایت‌کننده را دارم.

زهره درستی: زمانی که مصطفی به دنیا آمد من دانشجو بودم و تصمیم گرفتم از درس خواندن کم کنم و وقت بیش‌تری برای مصطفی بگذارم. در دوران دبستان که می‌خواست برای آزمون تیزهوشان شرکت کند به هیچ کلاسی نرفت و خودم با او کار کردم و قبول شد. وقتی هم وارد دبیرستان شد تمام تلاش من این بود که محیط را طوری آماده کنم که او احساس آرامش داشته باشد. در برنامه‌ریزی‌ها و حل تست‌ها نیز به او کمک می‌کنم. مصطفی خیلی به من وابسته بود و یکی از دلایل این‌که او را در کانون ثبت نام کردیم این بود که وابستگی‌اش کم‌تر شود. الان خیلی مستقل شده و ما هم از این موضوع خوشحالیم.

علی عربی: مصطفی یاد گرفته که در مورد روش‌های مختلف فکر کند و من از این بابت خیلی خوشحالم و حتی گاهی در مواردی غیر از درس از او نظرخواهی می‌کنم. به طور مثال اخیراً از او سؤالی پرسیدم و مصطفی یک روش ساده و کارآمد را به من پیشنهاد داد.

زهره درستی: روش درس خواندن من سنتی است و در مورد روش‌های درس خواندن با هم صحبت می‌کنیم و مشورت می‌کنیم.

- مشورت کردن، حرف زدن؛ آقای دکتر سازگار! شما یادتان می‌آید اخیراً با امیرکیان صحبتی کرده باشید؟

امیرآرمین سازگار: من سال‌های قبل در دوران تحصیل در اغلب امتحانات و آزمون‌ها جزء رتبه‌های برتر بودم و امیر از من می‌پرسید که چگونه به این رتبه‌ها رسیده‌ام و من تجربیاتم را در اختیار او می‌گذارم. من با توجه به مشغولیت‌هایم وقت کمی را با امیر می‌گذرانم. گاهی از او انتقاد می‌کنم و او را به فکر وادار می‌کنم و پس از چند روز نظر خود را راجع به انتقادی که از او کرده‌ام می‌گوید. یکی از دلایل شرکت من در جلسات برترها این است که نمی‌خواهم انگیزه‌ی امیرکیوان کم شود. یکی از مواردی که پدرها و مادرها باید به آن آگاه باشند نحوه‌ی رفتار با فرزندان در این موقعیت زمانی است و در نتیجه‌ی آن‌ها خیلی مؤثر است. امیرکیوان در جلسه‌ی گذشته صحبتی کرد و از این آزمون‌ها با عنوان رقابت تمیز یاد کرد. ما اولیا باید در این مدت‌زمان باقی‌مانده بدانیم که چگونه برای پایداری این رقابت تمیز، تلاش و همکاری داشته باشیم.

- خانم سازگار! امیرکیوان در جلسه‌ی گذشته در مورد بررسی کارنامه صحبت کرد و از تجربه‌های خودش گفت. بعد از آن جلسه گفت‌وگویی داشتید؟

کتایون نیکخواه: به نظر من وقتی دانش‌آموز در این چند ماه هر دو هفته یک‌بار در آزمون شرکت کرده است توانسته خودش را بشناسد و موقعیت خود را در مقایسه با هم‌سالان خودش پیدا کرده است. در آن جلسه دانش‌آموزان با گفتن تجربیات خود، یک گام به شناخت خود نزدیک‌تر شدند. این بهترین فرصت بود که دانش‌آموز از تجربه‌ی موفق خود بگوید و با انگیزه‌ی بیش‌تری ادامه دهد. بعد از آن جلسه به نظرم قدرت امیرکیوان برای ادامه دادن بیش‌تر شد و ما هم به عنوان اولیای او احساس کردیم تا این‌جا موفق بوده‌ایم و همین روند را برای موفقیت نهایی ادامه می‌دهیم. من گاهی نکات کلیدی آقای قلم‌چی را می‌نویسم و بدون آن‌که به امیر بگویم به دیوار اتاقش می‌زنم. او هم در زمان استراحت این جملات را می‌خواند. ما با شرکت در جلسات برترها به نقش خودمان به عنوان اولیا بیش از پیش پی برده‌ایم. این باوری است که هم برای خودمان و هم برای فرزندانمان به وجود آمده است. ما سعی می‌کنیم تفریحات و شادی‌های‌مان را با فرزندانمان قسمت کنیم و در مشکلات آن‌ها شریک باشیم. همه‌ی این‌ها نشان‌دهنده‌ی نقش مؤثر اولیاست.

علی عربی: در تکمیل صحبت‌های ایشان و در راستای نقش مؤثر اولیا باید بگویم من به مدت دو سال است که کار خود را کم کرده‌ام و وقت بیش‌تری را در خانه هستم. در این مدت، بودن من در خانه باعث آرامش و اعتمادبه‌نفس فرزندانم شده است؛ در حالی که من هیچ کار خاصی انجام نمی‌دهم و فقط حضورم را در خانه بیش‌تر کرده‌ام.

امیرآرمین سازگار: من هم در همان زمان کوتاه چنددقیقه‌ای که برای او وقت می‌گذارم تأثیراتش را می‌بینم. او در طول روز سؤالاتش را جمع می‌کند و شب در همان مدت‌زمان کم با من در میان می‌گذارد یا از من برای روز جمعه وقت می‌گیرد تا در برنامه‌ریزی به او کمک کنم و من هم حتماً این کار را انجام می‌دهم. گاهی دو ساعت با هم برنامه‌ریزی می‌کنیم و نقاط قوت و ضعفش را شناسایی می‌کنیم. من این باور را به او داده‌ام که هر روز در جریان تمام کارهای او هستم، حتی اگر حضور فیزیکی نداشته باشم.

- آیا شما دو خانواده از قبل یکدیگر را می‌شناختید؟

کتایون نیکخواه: از قبل نمی‌شناختیم ولی فضای مدرسه‌ی علامه‌ حلی 10 فضای صمیمی و خوبی را ایجاد کرده که ما از موفقیت بقیه‌ی دانش‌آموزان هم خوشحال می‌شویم.

امیرآرمین سازگار: مدرسه‌ی علامه حلی 10 یک مدرسه‌ی نوپاست اما زحمات زیادی برای موفقیت دانش‌آموزان کشیده است و در ‌مدت‌زمانی کوتاه به یکی از بهترین مدارس تهران تبدیل شده است.

- با این تلاش‌ها فرزندان شما وارد دانشگاه خواهند شد و شما با آن‌ها خواهید بود. برای آینده‌‌شان چه آرزویی دارید؟

کتایون نیکخواه: تأکید من به امیرکیوان این است که قبل از ارتقای دانش به ارتقای انسانیت توجه داشته باشد و هر کاری انجام می‌دهد به نتیجه‌ی آن برای دیگران هم فکر کند. این‌که چه رشته‌ای قبول شود برای من مهم نیست؛ مهم این است که قبل از این‌که من به او افتخار کنم جامعه به او افتخار کند.

امیرآرمین سازگار: اگر امیرکیوان موفق شود، الگوی خوبی برای خواهرانش خواهد بود. من دوست دارم وقتی وارد دانشگاه می‌شود کاملاً مستقل شود؛ البته اگر کمکی از ما بخواهد دریغ نخواهیم کرد. درواقع دوست دارم مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد و به شناخت و تصمیم‌گیری دست یابد. انسان‌های مستقل در هر رشته‌ و کاری موفق می‌شوند.

علی عربی: من دوست دارم در آینده بتوانم به حرف‌های او اعتماد کنم و تکیه‌گاه من باشد. درواقع دوست دارم آن‌قدر به استقلال فکر برسد که جای خودم را با او عوض کنم.

زهره درستی: من آرزوی بهترین‌ها را برای او دارم. دوست دارم نظم و انضباط و اخلاق خوبش را در دانشگاه هم حفظ کند.

گفت‌وگویی خواندنی با اولیای دو دانش‌آموز برتر