بشمار و اندازه بگیر / ادب پارسی

به کویر سفر کرده بودیم. پدرم با یکی از کویرنشینان مشغول گفت‌وگو شد. مرد کویر در میان حرف‌هایش گفت: «سه نفر شتر دارم که به صحرا رفته‌اند.»



به نام  خدایی که آب آفرید                     برای زمین آفتاب آفرید

به کویر سفر کرده بودیم. پدرم با یکی از کویرنشینان مشغول گفت‌وگو شد. مرد کویر در میان حرف‌هایش گفت: «سه نفر شتر دارم که به صحرا رفته‌اند.»

بار اول فکر کردم اشتباه شنیدم اما او چند بار دیگر هم درباره‌ی سه نفر شترش صحبت کرد. وقتی از نزد او آمدیم، ‌خنده‌کنان موضوع را با پدر در میان گذاشتم؛ چون برایم عجیب بود که مرد کویرنشین از شترانش با واحد نفر سخن می‌گفت. پدرم گفت: «آن مرد اشتباه نکرده است؛ چون واحد شمارش شتر، نفر است.»

خیلی تعجب کردم و تعجبم بیش‌تر شد وقتی از پدرم شنیدم که علاوه بر انسان و شتر، واحد شمارش درخت نخل هم نفر است.

موضوع جالبی بود. از پدرم خواستم چند واحد شمارش را برایم نام ببرد. شما هم بخوانید:

وزن: سیر، مَن (سه کیلوگرم)، گرم، کیلوگرم، تُن.

طول: میلی‌متر، سانتی‌متر، متر، کیلومتر.

پارچه: توپ، طاقه.

ارتفاع پرواز هواپیما: پا.

شیشه: جام.

مغازه: دهنه، باب.

فیل: زنجیر.

سگ: قلاده.