ساده یا غیر ساده؟ / ادب پارسی

دوستم در کنارم نشست و جمله‌ای را نشانم داد و خواست ساده یا غیر ساده بودن فعلش را تشخیص دهم:



با نام خدا که مهربان است                  باران‌دهِ ابر آسمان است

دوستم در کنارم نشست و جمله‌ای را نشانم داد و خواست ساده یا غیر ساده بودن فعلش را تشخیص دهم:

«ایران از دورا ن کهن، دانشمندان نام‌آوری را پرورده است.»

گفتم: «فعل جمله، ساده است.» دوستم با ناراحتی گفت: «آخر مگر فعل پرورده است، بیش از یک جزء ندارد؟ چرا باید آن را ساده بدانیم؟» تا آمدم حرفی بزنم، تندتند ادامه داد: «مگر نمی‌گوییم فعل ساده باید یک جزء داشته باشد و غیر ساده بیش از یک جزء؟ پس چرا این فعل، ساده است؟» دستش را گرفتم و گفتم: «آرام باش و بگذار راه‌حل این موضوع را به تو یاد بدهم.» دوستم سکوت کرد و منتظر شد. گفتم: «قبل از هر چیز مصدر فعل را پیدا کن. فعل پرورده است از مصدر پروردن گرفته شده‌ است. در قدم بعدی، از مصدر فعل، بن مضارع می‌گیریم: (فعل امر بدون ب) که در این فعل بن مضارع می‌شود: پرور. چون بن مضارع، یک‌جزئی است، پس ساختمان فعل ما ساده است.»

دوستم نفس بلندی کشید و جمله‌ی دیگری را مقابل من گذاشت:

«علی برگ گل را به‌آرامی لمس می‌کند.»

گفتم: «مصدر فعل، لمس کردن است که بن مضارع آن می‌شود: لمس کن. چون بن مضارع بیش از یک جزء دارد، فعل ما غیر ساده است.» دوستم لبخند زد و گفت: «فهمیدم، حالا مرا امتحان کن.» گفتم: «در مراسم صبحگاهی پرچم ایران را برافراشتیم.» دوستم کمی فکر کرد و گفت: «مصدر فعل، برافراشتن است که بن مضارع آن برافراز است؛ پس فعل، ساده است.» از تیزهوشی‌اش خوشم آمد. تشویقش کردم و سعی کردیم با هم ساده یا غیر ساده بودن فعل چند جمله را تمرین کنیم.