نوروز 96

گفت‌و‌گو با کانونی‌ترین‌ها- فواد فکور

داستان موفقیت دانش‌آموزانی که از دوم دبستان با آزمون‌های کانون همراه شده‌اند و هنوز هم این پیوستگی حضور ادامه دارد، همیشه جالب و خواندنی است. این بار با «فواد فکور» همراه باشید.



داستان موفقیت دانش‌آموزانی که از دوم دبستان با آزمون‌های کانون همراه شده‌اند و هنوز هم این پیوستگی حضور ادامه دارد، همیشه جالب و خواندنی است. این بار با «فواد فکور» همراه باشید؛ دانش‌آموزی از شهر میانه که هم اکنون در مدرسه تیزهوشان علامه امینی این شهر درس می‌خواند. خواهر فواد که اکنون کلاس پنجم دبستان است نیز، از دوم دبستان در آزمون‌ها شرکت کرده است.

ماجرای آشنایی فواد با کانون به افت تحصیلی او بر می‌گردد. زمانی‌که پدر و مادر احساس می‌کنند شرایط فواد باید تغییر کند تا بتوانند زمینه‌های رشد تحصیلی او را فراهم کنند.


گفت‌و‌گو با کانونی‌ترین‌ها- فواد فکور


کانون در آن شرایط چگونه موجب رشد تحصیلی شما شد؟

وضعیت درس‌خواندن و برنامه‌ی روزانه‌ی من منظم‌تر شد. من کم‌کم در کلاس درس برای پاسخ دادن به سؤالات معلم داوطلب می‌شدم و این روند برای سال‌های بعد هم ادامه پیدا کرد.

چه چیزی موجب این علاقه به درس خواندن شد؟

آزمون کانون در سطح کشور برگزار می‌شد. من اگر چه در مدرسه می‌توانستم برتر باشم اما رتبه‌هایم در کانون کم بود خودم را مجبور می کردم که رتبه‌هایم را بهتر کنم و این رقابت با دانش‌آموزان کشور موجب تشویق من به درس‌خواندن بیشتر می‌شد.

از شرکت در آزمون‌ها برای چند سال متوالی خسته نشدی؟

نه. آزمون‌ها همیشه برای من متنوع است، چون سؤالات که تکراری نیست هر دفعه من با سؤالات جدیدی روبرو هستم. از طرفی من هر دفعه یک کارنامه جدید دارم. یک رتبه جدید. همه‌ی این‌ها تنوع است.

یک کتاب خوب که خودت استفاده کردی و نتیجه گرفتی به دوستانت معرفی کن.

کتاب‌های بنفش تیزهوشان و کتاب‌های آبی برای من واقعاً مفید بود.

برخورد پدر و مادر موقعی که نتیجه دلخواه را نمی‌گرفتی چگونه بود؟

آن‌ها من را سرزنش نمی‌کردند و سعی می‌کردند مشاوره بدهند که چگونه بتوانم جبران کنم.

زمانی که کلاس ششم بودی عادت به مطالعه‌ی درس هر روز در همان روز را  داشتی؟

بله خصوصاً برای درس‌های ریاضی و علوم.

پدر و مادر چگونه به تو کمک می‌کردند؟                                     

من سعی می‌کردم خودم برنامه‌ریزی کنم و پدر و مادر برای رفع اشکال به من کمک می‌کردند. مادر من دبیر ادبیات هستند که در درس بخوانیم و بنویسیم به من کمک می‌کردند و پدرم دبیر ریاضی که ایشان هم در رفع اشکال ریاضی به من کمک می‌کردند.

نقش پدر و مادر در امور آموزشی چگونه بود؟

همراهی ایشان با من در امور مدرسه خیلی زیاد است طوریکه سال قبل من هر روز با آن‌ها در مورد اینکه امروز در مدرسه چه کاری انجام داده‌ایم و معلم برای روز بعد از ما چه می‌خواهد گفت‌وگو می‌کردیم.

ساعت مطالعه روزانه‌ات در کلاس ششم دبستان چقدر بود؟

روزانه حدود 3 تا 4 ساعت. ممکن بود بعضی روزها بیشتر هم باشد.

با دوستانت چه رابطه‌ای داری؟

رابطه ما خوب است و در درس‌ها به هم کمک می‌کنیم. طوریکه من با دو نفر از دوستانم در منزل درس می‌خواندیم و کتاب آزمون جامع تیزهوشان را تست می‌زدیم. استان‌های مختلف را کار می‌کردیم و با هم رفع اشکال می‌کردیم.

گفت‌وگو با مادر:

تأثیر کانون در پیشرفت درسی فواد چگونه بود؟

شرکت منظم در آزمون‌ها موجب کاهش نگرانی از امتحان شد و کم کم نحوه‌ی تست زدن را یاد گرفت. اوایل خیلی بی‌دقتی داشت امّا کم‌کم یاد گرفت که سؤالات شک‌دار را نزند و مدیرت زمان را تمرین کند.

دستاورد کانون برای فرزند شما چه بود که چندین سال متوالی در آزمون‌ها ثبت نام می‌کنید؟

من خودم یک دبیر هستم و می‌دانم که بچّه‌ها از نکات ریز کتاب درسی عبور می‌کنند یا آن را نمی‌بینند اما این نکات در سؤالات آزمون‌ها برجسته می‌شود و دانش‌آموز یاد می‌گیرد که باید چگونه درس بخواند.

چه پیشنهادی برای اولیا دارید؟

باید پیگیر بچه‌ها باشند و آن‌ها را تنها نگذارند و پا به پای بچه‌ها کار کنند.

حمیدرضا پرتوی و هادی شهبازی پسرعمه و پسردایی فواد ، هم در آزمون‌های کانون شرکت کردند و در مدرسه تیزهوشان پذیرفته شدند.