خودشناسی / ادب پارسی

چند روز پیش دبیر محترم، آگهی ویژه‌ای را به دیوار کلاس چسباندند که از دانش‌آموزان خواسته شده بود در جلسه‌ی خودشناسی که در روز و ساعت مشخصی برگزار می‌شود، شرکت کنند.



خوش بیا ای یار بسم‌الله بگو                         هر چه می‌جویی ز بسم‌الله بجو

چند روز پیش دبیر محترم، آگهی ویژه‌ای را به دیوار کلاس چسباندند که از دانش‌آموزان خواسته شده بود در جلسه‌ی خودشناسی که در روز و ساعت مشخصی برگزار می‌شود، شرکت کنند.

همه‌ی ما از عنوان این جلسه تعجب کردیم. آخر تا آن روز، جلسات بسیاری داشتیم که عنوان‌هایی مثل: برنامه‌ریزی برای خواندن ادبیات، چیستی ادبیات، چگونگی تست‌زنی در درس ادبیات و... داشت؛ ولی این یکی عجیب و غریب بود.

خلاصه روز موعود همه دور هم جمع شدیم و دبیر گرامی از ما خواست که در طول مطالعاتمان برای ادبیات کنکور، هر چیزی را که در وجود خودمان شناخته‌ایم، بیان کنیم.

من تند تند مواردی را که در خودم کشف کرده بودم، نوشتم و از بس دلم پُر بود به عنوان اولین نفر دستم را بالا بردم و شروع کردم به خواندن یادداشت‌هایم:

 استاد، ما فهمیده‌ایم هر چه بیش‌تر ادبیات بخوانیم، تست‌های‌مان را بدتر می‌زنیم!

اوایل سال تست‌های املای‌مان را خوب و درست می‌زدیم و با این‌که مرتب به تخته هم می‌زدیم که چشم نخوریم، بعد از مدتی این روند تغییر کرد و حالا برای این‌که نمره‌ی منفی بیش‌تر از این‌ها آزارمان ندهد، از خیر تست‌های املا می‌گذریم.

ما فهمیده‌ایم که در هر بیتی کلمه‌ی «نگران» و «بو» باشد، آن بیت حتماً آرایه‌ی ایهام دارد. اصلاً بوی ایهام که می‌آید ما نگران می‌شویم که مبادا به جای ایهام که ما این همه آن را بلدیم، یک دفعه در سؤال، استعاره را بخواهند که عمراً بتوانیم تشخیص دهیم.

ما در پاسخ دادن به تست‌های قرابت معنایی اصولی داریم. اصلاً این موضوع برای ما حق‌الیقین شده است که باید برای تست‌زنی، اصولی داشته باشیم. آن هم این است که نگاه کنیم ببینیم چه کلمات کلیدی در بیت صورت سؤال هست. اگر همان کلمات در همه‌ی بیت‌ها بود و در یکی نبود، آن یکی‌یکدانه، پاسخ است.

استاد، ما قبول داریم که واژه‌نامه نباید از دستمان بیفتد؛ یعنی هر روز واژگان ستاره‌دار که در آخر‌آخرهای کتاب معنی شده را می‌خوانیم. برای این‌که سرعتمان بالا برود، از هر واژه یک معنی می‌خوانیم؛ ولی نمی‌دانیم چرا این سؤال لغت با ما سرِ لج دارد. انگار در هر آزمون می‌خواهد مچ ما را بگیرد و بگوید: «بی‌وفا، باز هم که لغت نخوانده‌ای!»

به این‌جا که رسیدم، کم‌ کم نغمه‌های ملایم اعتراض بچه‌ها از پرحرفی‌هایم را می‌شنیدم؛ ولی به روی خودم نیاوردم و ادامه دادم:

استاد، راستش را بخواهید ما حوصله نداریم زبان فارسی بخوانیم. دوستمان به ما گفته از طریق ردّ گزینه به سؤالاتش پاسخ بدهد. ما این را هم امتحان می‌کنیم‌‌ها ولی نمی‌شود که نمی‌شود.

این‌جا که رسیدم دیگر نغمه‌ی اعتراض تبدیل شد به فریاد اعتراض. وقتی برگشتم چشم‌های خشمگین هم‌کلاسی‌هایم، پشتم را لرزاند. این شد که روی نیمکت وارفتم، در حالی که زیر لب می‌گفتم: «با اجازه، بقیه‌‌ی خودشناسی‌هایم را بعد از صحبت دوستان عرض می‌کنم.»

جواب‌های دبیر محترم، همه کلیدی و کوتاه بود اما پرمغز:

- مطالعه‌ی زیاد به‌تنهایی کارساز نیست. باید متناسب باشد و به تناسب هم تست کار شود.

- برای تقویت املا، مطالعه‌ی واژگان هم‌آوا به همراه معنی آن‌ها، مطالعه‌ی گروه‌‌کلمات املایی و واژگان دشوار متون باید سرلوحه‌ی امور باشد، همراه تست‌زنی مداوم.

- حفظ کردن آرایه‌های ادبی راه‌حل تست نیست. برای قدرت ‌یافتن در آرایه باید معنی اشعار را درک کنیم، تعریف آرایه‌ها را بدانیم و با تست‌زنی در تیپ‌های مختلف سؤال و نحوه‌ی ورود به تست، در این زمینه تجربه و  تبحر پیدا کنیم. البته تحلیل تست پس از پاسخ‌گویی فراموش نشود.

- در تست قرابت معنایی چند اصل مهم وجود دارد: درست خواندن شعر، درک مطلب و یافتن پیام محوری. در این نوع سؤالات، ظاهربینی به هیچ‌ وجه کار نمی‌کند.

- واژه‌ها را پی‌در‌پی می‌خوانیم و دوره می‌کنیم، همه‌ی معانی واژه را می‌خوانیم، به واژه‌های ستاره‌دار بسنده نمی‌کنیم، پس از مطالعه‌ی دقیق، تست می‌زنیم. این‌ها اصول خواندن لغت است.

- بهتر است مباحث زبان فارسی را به‌دقت بخوانیم و یاد بگیریم و از