چه روزشمار سختی است این لحظات آخر! (بهاریه)

درست مثل لحظه‌ای است که منتظریم مادرمان بعد از مدت‌ها ما را در آغوش بگیرد و ما را ببوسد.



تمام وجودمان را ذوق فرا گرفته است.

همه دنبال خرید عید هستیم.

انگار همه می‌خواهیم از قبل زیباتر شویم.

هم ذوق داریم برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ‌ها.

انگار دلمان برای عطر اسکناس تانخورده‌ی وسط قرآن لک زده.

به گمانم منتظریم تا وقتی به بهانه‌ی سال نو روی پدر و مادرمان را ببوسیم.

چه روزشمار سختی است این لحظات آخر!

درست مثل لحظه‌ای است که منتظریم مادرمان بعد از مدت‌ها ما را در آغوش بگیرد و ما را ببوسد.