روز نو

او که خواهان شادی و سلامتی ماست، همیشه در پی بهانه ای است که ما را ببخشد.



او که خواهان شادی و سلامتی ماست، همیشه در پی بهانه ای است که ما را ببخشد.

و بهار از راه می رسد؛ نوروز اول بهار و آن روزی است که آفتاب در نصف النهار و طالع سرطان و اعتدال کامل ربیعی قرار می گیرد. بهار یعنی فرح بخشی، گشادگی و نوروز یعنی روزبهی و روز نو.

محمود گردیزی در کتاب زین الاخبار توصیف جالبی از بهار ارائه داده است که می گوید نوروز که با اول هر سال بهار منطبق است، روزی است که طول شب و روز یکسان دارد. در این روز سایه ها از دیوار بگذرد و همه چیز رنگ و لعاب دیگر به خود گیرد. در نوروز بود که جمشیدشاه سوار بر گوساله ای به جنگ دیوان، سیاهی ها و بلاها رفت و غنائم به دست آمده را در معرض دید همگان گذاشت تا همه لذت ببرند و شادی کنند.

به جمشید بر، گوهر افشاندند                            مر آن روز را روز نو خواندند

ابوریحان بیرونی در تایید آن چه گفته شد، می گوید : جمشید روز هرمز از ماه فروردین را عید گرفت و در این روز همه مردم به رقص و پایکوبی پرداختند و آن روز را روز نو نامیدند.

استاد مهرداد اوستا نیز در صحبت ها و نوشته هایش بر این باور بود که نوروز از بین النهرین به ایران نیامده، بلکه در سه هزار سال قبل از میلاد در آسیای غربی دو عید رواج داشته است. یکی عید آفرینش در اوایل پاییز و دیگری عید رستاخیز در آغاز بهار برگزار می شد و به طور متمادی، عید آفرینش به عید بگیاد یا مهرگان و عید رستاخیز به عید نوروز تبدیل شد.

به هر ترتیب موضوع اساسی و تاکیدی بنیادی بر این ویژگی بسیار زیبا و دوست داشتنی قرار دارد که « در جامعه مقتدر و قدرتمند ایران ، برای شادی و شادابی، ارزش و جایگاه خاصی قائل بودند، ایرانیان چه در گذشته و چه حتی در وضعیت فعلی نیز شاد بودن را جزئی از زندگی می دانستند و آن را هم چون غذای روزانه، موردی همگانی و همه گیر تلقی می کردند. در حقیقت ایرانیان شادی و شادابی را دارو و اکسیر زنده بودن و سلامتی می دانند. ایرانی شادی را بیش از آن که فردی و شخصی بداند، به اجتماعی بودن آن معتقد است. ایرانیان، شادی را عنصر نیرو دهنده به روان انسان می دانند و جشن ها و اعیاد را مهم ترین شاخصه های زندگی جمعی تلقی می کنند و برای زنده نگه داشتن اسطوره های اخلاقی و حماسی خود در تدارک برگزاری و بزرگداشت چیزی بوده اند.


منبع :