روشی برای ترک عادات بد

آیا می‌توانیم با کنجکاوی بیشتر در مورد عادات بدمان آن‌ها را ترک کنیم؟



آیا می توانیم با کنجکاوی بیشتر در مورد عادات بدمان آن ها را ترک کنیم؟ جادسون بروئر روان شناسی است که به بررسی رابطه ی بین آگاهی و اعتیاد پرداخته است. اعتیاد، شامل فعالیت های مختلفی می شود؛ از پرخوری و همه عادات بدی که علی رغم آگاهی به زیان بار بودن آن ها حاضر به ترکشان نیستیم. سخنرانی بروئر ما را با سازوکار شکل گیری عادت آشنا می کند و روشی در اختیار ما قرار می دهد تا بتوانیم جلوی اشتیاق بی حد و حصرمان را برای خوردن هله هوله یا ارسال پیامک حین رانندگی بگیریم.

به ظاهر ساده اما دشوار

در جلسات اول کلاس تمرکز، مربی از ما خواسته بود که بر تنفسمان تمرکز کنیم و هرگاه ذهنمان تمرکزش را از دست داد، تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا بار دیگر بر تنفسمان متمرکز شود.

به نظر خیلی ساده می رسید. اما راستش را بخواهید، این کار برایم خیلی طاقت فرسا بود. درست وسط زمستان بود و با وجود سرمای زیاد، لباس هایم از عرق ناشی از تلاشم برای تمرکز کاملا خیس می شدند. علی رغم اینکه ساعت ها در سکوت می نشستم و تمام تلاشم را انجام می دادم، موفق نمی شدم. حتی هرگاه وسط تمرین فرصتی به دست می آوردم، چرت کوتاهی می زد و استراحت می کردم تا بتوانم تلاشم را از سربگیرم. واقعا کار سختی بود. دستورالعمل ها بسیار ساده بودند، پس کاملا واضح بود که یک جای کار می لنگید و بخش مهمی از تمرین را درست اجام نمی دادم.

به نظرتان چرا تمرکز کردن تا این اندازه سخت است؟ نتایج پژوهش ها نشان می دهند حتی وقتی واقعا تمام تلاشمان را برای تمرکز بر چیزی به کار می بندیم هم ممکن است در برهه ای از زمان حواسمان پرت شود و وارد رویاپردازی هایمان شویم و نتوانیم در برابر اشتیاقمان به چک کردن گوشی تلفن همراهمان غلبه کنیم. هنگام تمرکز با مقاوم ترین فرایند یادگیری شناخته شده در قلمروی علم مبارزه می کنیم؛ فرایندی که طی روند تکامل انسان تغییری نکرده است.

الگوی شکل گیری عادت های انسان

این فرایند یادگیری پاداش محور تقویت مثبت و منفی نام دارد و سازوکارش نیز از این قرار است: وقتی چشممان به غذایی با ظاهری زیبا، به ویژه شیرینی، می افتد مغزمان بلافاصله کالری و بقا را در ذهنمان متبادر می کند. غذا را می خوریم و مزه اش می کنیم؛ خوشمزه است. بدنمان بعد از خوردن خوراکی خوشمزه پیامی به بدنمان می فرستد و از او می خواهد خوراکی مورد نظر و محل یافتنش را به خاطر بسپارد. بنابراین، نوعی حافظه شرایط محور در ذهنمان شکل می گیرد و یاد می گیریم دفعات بعد هم همین روند را تکرار کنیم. به عبارت دیگر، غذا را می بینیم، می خوریم و از خوردنش لذت می بریم و بار دیگر این فرایند را تکرار می کنیم؛ محرک، رفتار و پاداش.

ساده است؛ نه؟ بعد از مدتی مغزمان می گوید: چرا فقط برای به خاطر سپردن محل خوراکی ها از این حافظه استفاده می کنی؟ چرا بار دیگر که حالت خوب نبود و رو به راه نبودی، یک خوراکی خوشمزه نمی خوری که حالت بهتر شود؟ ما هم از خدا خواسته از مغزمان برای این راهنمایی تشکر و پیشنهادش را عملی می کنیم و بلافاصله در میابیم که اگر هنگام ناراحتی یا عصبانیت بستنی یا شکلات بخوریم، حالمان بهتر می شود. این بار هم همان فرایند تکرار شد؛ با این تفاوت که محرک متفاوت بود. در مثال پیشین، پیام گرسنگی از شکممان صادر شده بود. اما در مثال دوم، پیامی احساسی ( ناراحتی ) باعث تحریک میل و اشتیاقمان به خورد شد.

خیلی از ما در دوران مدرسه دانش آموزانی بودیم که سرشان فقط به درس گرم بود و دوستان چندانی نداشتند. وقتی دانش آموزان دیگری را می دیدیم که با بی انضباطی توجه دیگران را به خودشان جلب می کردند و دوستان زیادی داشتند، پیش خودمان فکر می کردیم چرا ما مثل آن ها جذاب و « با حال » نباشیم و همین تفکرات باعث می شد تا شروع به بی انضباطی کنیم؛ پس وقتی آدم های جذاب و باحالی را می دیدیم که بی انضباطی می کنند ، ما هم بی انضباطی می کردیم  و بعد از آن احساس خوبی در ما ایجاد می شد و همین احساس خوب باعث می شد تا این روند را تکرار کنیم. در این مثال هم شاهد تکرار فرایند محرک، رفتار و پاداش هستیم. تکرار این فرایند هم به شکل گیری عادت منجر می شود. بعدها، هر گاه دچار اضطراب شدیم نوعی میل شدید به  مصرف خوراکی شیرین در ما ایجاد می شود.

کنجکاوی و ترک عادات بد

این فرایندهای مغزی باعث شده اند تا عادت هایی در ما شکل بگیرد که هم به بقایمان کمک کرده اند . چاقی و عادت بد دیگر از جمله عوامل قابل پیشگیری منجر به مرگ و میر در جهان هستند.

دوباره به ماجرای  مشکلی که با تمرکز روی تنفسم داشتم برگردیم. چی می شد اگر به جای مبارزه با مغزمان یا مجبور کردن خودمان به تمرکز، راهی برای بهره برداری از این فرایند یادگیری طبیعی پیدا می کردیم و می توانستیم دستکاری اش کنیم؟ چه می شد اگر درباره ی سازوکارهای مرتبط با تجربیات مبتنی بر حافظه مان کنجکاو بودیم؟

هر چه زمان می گذرد و یاد می گیریم چگونه نتایج رفتارهایمان را به صورت شفاف تر ببینیم عادات قدیمی را ترک و عادات جدید را جایگزین شان می کنیم . وقتی کنجکاو می شویم الگوهای عادت قدیمی ، هراس محور و واکنش هایمان را کنار می گذاریم و در وجود خودمان گام می گذاریم و دانشمند درونمان می شویم .

پس دفعه بعد که هنگام رانندگی پیامکی دریافت کردید و نیرویی درونی شما را به پاسخ دادن به آن ترغیب کرد با کنجکاوی به فرآیند طبیعی درجریان نگاه کنید . شاید شما هم بتوانید با روش پیشنهادی من و تکرار چندین و چند باره آن ، این عادت را کنار بگذارید .

منبع :