نوروز 96

گفت‌و‌گو با دانشجوی دندان پزشکی که ازچهارم دبستان به کانون آمد

زهرا زارع بیدکی رتبه 101 منطقه 3 کنکور تجربی 94، از کلاس چهارم دبستان در آزمون‌های کانون در نمایندگی شهر مهریز شرکت کرده است.



زهرا زارع بیدکی رتبه 101 منطقه 3 کنکور تجربی 94، از کلاس چهارم دبستان در آزمون‌های کانون در نمایندگی شهر مهریز شرکت کرده است. او هم اکنون دانشجوی رشته‌ی دندانپزشکی دانشگاه یزد است. پدر و مادر او هر دو دبیر هستند. خواهر بزرگ‌تر زهرا نیز که دانشجوی دندانپزشکی است از دوره‌ی راهنمایی دانش‌آموز کانون بودند و برادر کوچک‌تر او که هم‌اکنون دانش‌آموز کلاس پنجم است، دو سال است که در آزمون‌های کانون شرکت می‌کند.


گفت‌و‌گو با دانشجوی دندان پزشکی که ازچهارم دبستان به کانون آمد


ماجرای حضور شما در آزمون‌های کانون چه بود؟

خواهر بزرگ‌تر من که سال 89 موفق به قبولی در رشته‌ی دندانپزشکی بود در آزمون‌ها شرکت می‌کردند، ایشان به من توصیه کردند که در آزمون‌های کانون شرکت کنم. از طرفی قصد داشتم در آزمون نمونه دولتی قبول شوم. فضای رقابتی کانون زمینه را برای موفقیّت من در این آزمون فراهم می کرد.

تأثیر شرکت در آزمون‌ها از دوره‌ی دبستان روی دانش‌آموزان چگونه است؟

در دوره‌ی دبستان به آزمون دادن عادت می‌کنند.

عادت به آزمون دادن برای یک دانش‌آموز چه دست‌آوردی به همراه دارد؟

این عادت باعث می‌شود که ذهن بچه‌ها «برنامه‌ریز» شود، بداند که باید چه چیزی را در چه زمانی بخواند، می‌داند که چه برنامه‌ای پیش رو دارد . در بین سایر دانش‌آموزان چه جایگاهی دارد، که با توجّه به این جایگاه دید «واقع بینانه ای» نسبت به خودشان پیدا می کنند.

برای خود شما این تأثیر چگونه بود؟

من در کلاس سوم و چهارم برای برنامه‌ریزی از پدر و مادرم کمک می‌گرفتم اما در کلاس پنجم خودم می‌توانستم این کار را انجام بدهم و برنامه‌ریزی را آموخته بودم در صورتی که ممکن بود هم‌سن و سالان من نتوانند چنین کاری انجام بدهند.

علت 9 سال استمرار حضور شما در کانون چه بود؟

آزمون دادن جزئی از درس خواندن من بود، چیزی نبود که در ذهن من جزو فعالیّتی فوق برنامه باشد! اولویت اصلی من بود، و اگر آن را از برنامه‌ام حذف می‌کردم در درس خواندنم اختلال ایجاد می‌شد. به همین دلیل هر سال کنار ثبت نام مدرسه در کانون هم ثبت نام می‌کردم.

 نقش پدر و مادر شما در موفقیّت شما چگونه بود؟

پدر و مادر من نقش مهم و اساسی داشتند. آن‌ها خودشان را با برنامه آزمون‌های من هماهنگ کرده بودند و من برنامه‌ریزی هر دو هفته‌ام را با پدر و مادرم انجام می‌دادم. بعد از هر آزمون 3 نفر کنار هم می‌نشستیم و با توجّه به برنامه آزمون بعدی برای من برنامه‌ریزی می‌کردیم.

در دوره دبستان این کار را با مادرم انجام می‌دادم اما در دوره دبیرستان با حضور پدر و مادر.

پدر و مادر چه قدر به شما اعتماد داشتند؟

پدر و مادرم هیچ وقت از من دلسرد نشدند و اگر هم گاهی اوقات افت می کردم برای من بهترین مشاور و بهترین دوست بودند، آنها کنار من بودند نه نقطه مقابل من!

در دوره دبستان، ارزیابی آزمون را انجام می‌دادی؟

بله پشتیبان ما تأکید داشتند که حتماً اینکار را روز جمعه انجام بدهیم و حین دریافت کارنامه برای ایشان ببریم. که این کار تأثیر زیادی روی یادگیری روش‌های صحیح مطالعه برای بچه‌ها دارد.

معلمان دوره دبستانت را به خاطر داری؟

بله کلاس اول خانم برزگر، کلاس دوم خانم میدانی و کلاس سوم تا پنجم خانم زارع.

معلم کلاس پنجم من بعد از قبولی من در دانشگاه با من تماس گرفتند و به من تبریک گفتند.

 در دوره دبستان برای انشای «دوست دارد در آینده چکاره شوید؟» چه شغلی را انتخاب کردی؟

از همان موقع دوست داشتم دندان‌پزشک شوم.